جلسه سیزدهم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی کاشان، با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن" و "تولد اولین سال رهایی مسافر عباس" با استادی راهنمای محترم مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری همسفر مصطفی، پنجشنبه ۲8 خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱6 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
در ابتدای جلسه لازم میدانم این مطلب را عرض کنم که ما همیشه میبایست قدردان زحمات جناب مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان باشیم که چنین بستری را برایمان فراهم کردهاند تا ما خانوادههای دردمند و زخمخورده به آرامش برسیم و التیامی باشیم برای دردهای کهنهای که در وجود همه ما رخنه کرده است.
جلسه امروزمان از دو بخش تشکیل شده است، دستور جلسه هفتگی: " کتاب 60 درجه و تصاویر آن " و " تولد اولین سال رهایی پهلوان محترم مسافر عباس "
درمورد دستور جلسه میتوانم بگویم کتاب 60 درجه کتاب پایه و اصولی است که جناب مهندس برای ما به نگارش در آوردهاند تا تمام مصرف کنندگان مواد مخدر و دیگران بتوانند از آن برای خروج از تاریکیها استفاده کنند. قطعا در آینده نزدیک از این کتاب در بهترین مراکز پژوهشی جهان استفاده خواهد شد و خدا را شکر میکنیم بابت این مطلب که امروز ما در چنین مکانی حضور داریم و از این کتاب ارزشمند استفاده میکنیم و آموزش میگیریم.
نکته قابل تامل این است که فهمیدن مطالب این کتاب برای همه آسان میباشد و هر کسی در هر جایگاه اجتماعی میتواند برداشت خود را از مطالب این کتاب به راحتی انجام دهد چون بهطور ساده و روان نگارش شده است.
قسمت دوم جلسه مربوط به اولین سال رهایی پهلوان محترم شعبه کاشان مسافر عباس میباشد که در راس به اقای مهندس و تمامی اعضای کنگره 60 و همچنین اعضای محترم نمایندگی کاشان و خانواده محترم عباس تبریک میگویم. برگزاری این تولدها بهخاطر این نیست که اعلام شود آن شخص یکسال است که دیگر موادمخدر مصرف نمیکند بلکه برای این است که تازهواردین عزیز متوجه شوند اینها نمونه آشکار کسانی هستند که در کنگره 60 به درمان رسیدهاند و اکنون به خوبی درحال زندگی کردن هستند.
عباس در ابتدای سفر اول خود به لژیون من نیامد ولی بعد از حدود دو ماه به لژیون من آمد زیرا اکثر کاشانیها به لژیون من میآمدند. او در آغاز سفرش از حال خوبی برخوردار نبود ولی شروع خوبی داشت چون برای رسیدن به درمان هدف داشت. عباس بسیار مرتب و منظم بود و این خصوصیتاش باعث شده بود روی رهجویان دیگری که از کاشان میآمدند تاثیرگذار باشد. درواقع میتوانم بگویم عباس نقطه اتکای بچههای کاشان بود.
درمجموع عباس عملکرد بسیار خوبی در سفر اولش داشت و توانسته بود روی همسفرهایش هم تاثیرات مثبتی داشته باشد. من در سفر اول از عباس راضی بودم و انتظار دارم در سفر دوم هم در شعبه کاشان مرتب و منظم حضور داشته باشد.
عباس و یا هر کسی اگر اصول و روشهای درمانی کنگره 60، چه درمان مواد، چه درمان سیگار و چه درمان کاهش وزن را به درستی انجام دهد قطعا حال بهتری خواهد داشت و نتیجه خواهد گرفت. او هنوز در ابتدای جوانیاش است و سالهای سال میتواند در کنگره 60 موثر و خدمتگذار باشد. امیدوارم حال دل خانواده عباس همیشه عالی باشد چون این خانواده کاملا کنگرهای هستند.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

(29)(7).gif)
پیام تولد عباس عزیز:
تو چون ققنوسی که از زیر خاکسترها سر برآوردهای؛ پس محکم و استوار، الگویی باش برای آنانی که میخواهند از تاریکی اعتیاد خارج شوند.
اولین سال رهائیت پرشگون باد.
از طرف مسافر و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی کاشان

اعلام سفر مسافر عباس:
آخرین آنتی ایکس: تریاک و شیره
روش درمان: DST
داروی درمان: شربت OT
مدت سفر اول: 10 ماه و 14 روز
ورزش در کنگره60: پیادهروی
رهایی از بند اعتیاد: یکسال و 6 ماه و 13 روز
راهنمای گرانقدر: محمد آقا خسروبیگی
لژیون دوم نمایندگی کاشان




آرزوی مسافر عباس:
آرزو میکنم کسالتی که برایم پیش آمده، هر چه زودتر رو به بهبودی برود تا بتوانم مثل قبل در شعبه حضور داشته باشم و خدمت کنم.
آرزوی همسفر راهنمای محترم خانم بهار:
امیدوارم آنهایی که همسفر پدرشان هستند، پهلوانی پدرشان را ببینند.
آرزوی همسفر محترم خانم الهه:
آرزو میکنم شما هم در این جایگاهی که من قرار گرفتم، قرار بگیرید و این حس و حال خوش را که درحال تجربه آن هستم را شما هم تجربه کنید.



سخنان مسافر عباس:
سلام دوستان عباس هستم یک مسافر
من حدود 23 سال درگیر اعتیاد بودم، بعد از این مدت دخترم که قبلا همراه دامادم در همین کنگره60 رها شده بودند میگفت بابا بیا به کنگره، مدتی طول کشید ولی بالاخره یک روز همراه دامادم به شعبه امین قم رفتم که با استقبال خوب و محبت راهنمای تازهواردین مواجه شدم، خداوند به ایشان خیر بدهد، حس بسیار خوبی از ایشان دریافت کردم و در تصمیمی که گرفته بودم مصممتر شدم و این مسیر را انتخاب کردم و حرکت کردم تا به رهایی و این حال خوش رسیدم. درادامه از راهنمای عزیزم محمدآقای خسروبیگی بسیار تشکر و قدردانی میکنم و همچنین از ایجنت محترم حسینآقا تشکر میکنم.
خیلی ممنون که به حرفهای من گوش کردین.
.jpg)
سخنان راهنمای محترم همسفر:
سلام دوستان مریم هستم راهنمای یک همسفر
خداوند را شاکرم که این جایگاه را تجربه میکنم و شاهد تولد یکی از اعضای کنگره60 هستم، قبل از اینکه تبریک بگم، من خیلی دوست داشتم در شعبه کاشان حضور پیدا کنم و امروز قسمتم شد که به واسطه تولد عباسآقا این امر حاصل بشود و از شور و انرژی اعضای نمایندگی کاشان استفاده کنم. همسفران کاشانی در شعبه امین قم یکی از منظمترین و پر انرژیترین اعضای شعبه بودند، هم به موقع حاضر میشدند و هم انرژی خوبی برای اعضای دیگر داشتند. امیدوارم اون نظم و انرژی که در شعبه قم داشتند در کاشان هم همانگونه عمل کنند تا حذب خوبی برای کنگره60 داشته باشند تا به آنچه که آقای مهندس مدنظر دارند تبدیل بشود.
تولد عباسآقا را تبریک میگم، به خانواده محترم، همسرشان، دخترهای گلشان و آقا پسرشان و همچنین به دامادشان و همین طور رهجوی خودم خانم بهار که واقعا جزو رهجوهای خدمتگزار و گوش به فرمان کنگره60 بودند.
دو سه ماه اول که با همسرشان وارد کنگره شده بودند با ناباوری تمام (شاید همهی ما این حس را تجربه کرده باشیم) از طرفی به درمان کنگره باور داشت و از طرفی فکر نمیکرد مسافرش بتواند به درمان برسد. یواش یواش آمد و با سیستم کنگره60 آشنا شد و منابع کنگره را استفاده کرد و آموزش گرفت و کاربردی کرد تا به آن چیزی که میخواست رسید و آن، درمان مسافرش و در کنار آن، آرامشی که در خانواده حاصل شده بود.
درادامه پدرشان در این مسیر مشکلات زیادی داشتند. هر تولد نوید امید و رهایی برای تازهواردین مسافر و همسفری میباشد که به کنگره میآیند. شاید الآن اگر یکی وارد این جمع بشود میگوید چه خوب، اینها چقدر حالشان خوب است ولی درواقع هرکدام از ما چالشها و مشکلاتی را پشت سر گذاشتیم تا به رهایی و تولد و در ادامه به راهنمایی و جایگاههای مختلف کنگره رسیدیم.
کسی میتواند در این مسیر موفق باشد و آن رهایی و آرامش را تجربه کند که خواست رهایی داشته باشد. بهار عزیز واقعا خواست قوی برای رهایی مسافرهاش داشت، هم پدر و هم همسرش، برای راهنما شدن خواست قوی داشت و برای آن تلاش میکرد و خواست قوی داشت برای تاسیس نمایندگی کاشان، در کنار مسافران و همسفران کاشان که به آکادمی میرفتند، به خدمت جناب مهندس و آقای حکیمی و اساتید کنگره میرفتند تا توانستند این اجازه را از آقای مهندس بگیرند و باعث بشوند تا این شعبه تاسیس بشود.
متشکرم از آقای مهندس بخاطر برپایی همچین بستری برای همه ما که یه جورایی گرفتار بودیم و طعم خوش زندگی را تجربه نمیکردیم و با رهایی و رسیدن به این آرامش توانستیم به این جایگاه برسیم.
ممنونم از اینکه به صحبتهایم گوش کردید.

سخنان راهنمای محترم همسفر:
سلام دوستان بهار هستم همسفر احمد و عباس
خدای خودم را شاکر و سپاسگزارم که توی این بعد از حیات اجازه داد من عضوی از کنگره باشم، اینجا آموزش ببینم و خدمت کنم. من هم تولد اولین سال رهایی پدرم را اول به آقای مهندس و خانواده محترمشان که نعمت کنگره را به من بخشیدند تبریک میگویم و بعد از گروه مرزبانی و ایجنت مسافران حسینآقا و ایجنت همسفران خانم فخری تشکر میکنم که برای ما تولد گرفتند. تشکر ویژه دارم خدمت محمدآقای خسروبیگی که خیلی زحمت هر دوتا مسافر من را کشیدند. خدمت خانم مریم عزیز که اگر راهنماییهای ایشان نبود من در سفر اول کمآورده بودم.
درمورد پدرم اگر بخواهم بگویم؛ پدرم دیرتر از ما و بعد از رهایی ما به کنگره وصل شد. من هر چه به ایشان میگفتم به کنگره بیا قبول نمیکرد، میگفت من مصرفم کم هست و قبول نمیکرد بیاد که من رفتم به دیدن آقای مهندس و موضوع را به جناب مهندس گفتم، ایشان فرمودند کتاب 60 درجه را بده بهشون تا بخواند، اما پدرم حاضر نشد کتاب را بخواند.
به دیدن استاد امین رفتم و گفتم خیلی میخواهم پدرم به کنگره بیاد، ایشان فرمودند باید وقتش برسد، یک میوه وقتی نرسیده باشد وقتی آن را از درخت بچینید، میوه طعمی ندارد و فایدهای ندارد، باید صبر کنید میوهاش برسد و خودش خواستش قوی بشود تا بیاد. حدودا دو سال طول کشید تا پدرم به کنگره وصل شد ولی وقتی سفرش را شروع کرد خیلی خوب سفر کرد، بدون حاشیه، دارو سروقت، 40سیدی را زودتر از رهایی تمام کرده بود و بعد از رهایی 30سیدی را نوشت و تحویل داد و نسبت به سنشان خیلی خوب سفر کرد.
در اینجا از مسافر اولم تشکر میکنم که باعث شدند ما با کنگره آشنا بشویم. من همیشه میگم که کنگره هم پدر بچههایم را به من داد و هم پدر خودم را بهم داد به همین خاطر من هر چقدر در کنگره خدمت کنم کم هست. من با رهایی پدرم ایمانم به کنگره به قدری قوی شد و واقعا به این نتیجه رسیدهام که هر خواسته معقولی در کنگره داشته باشید و در جهتش تلاش کنید شک نداشته باشید که بهش میرسید.
ما در کنگره غیرممکن نداریم؛ وقتی نگاه میکنیم پدر من به این خوبی در کنگره سفر کرد، به نتیجه میرسیم که در کنگره 60 غیرممکن نداریم آقای مهندس در سیدی جبرواختیار میفرمایند همه ما آمدیم و میرویم، هیچ کس ماندگار نیست، مثل یک گلی که باز میشود و پژمرده میشود.
امیدوارم قدر این فرصتی که خداوند در اختیار ما قرار داده را بدانیم، هی وعده شنبه به خودمان ندهیم، شروع کنیم و در آخر میخواهم یک تشکر ویژه از مادرم و خواهرم و دختر خواهرم بکنم که اگر من میتوانم به کنگره بیام و خدمت کنم، این عزیزان از دختر کوچک من نگهداری میکنند تا من بتوانم در اینجا خدمت کنم.
ممنونم که به صحبتهام توجه کردین.







(1).jpg)
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
266