دهمین جلسه از دوره هشتم جلسات لژیون سردار به استادی مسافر پهلوان علی، نگهبانی مسافر کیوان، خزانه داری مسافرعلیاصغر و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن" در تاریخ 27 خرداد 1405 ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر. از نگهبان محترم کنگره ۶۰ تشکر میکنم که باعث شدند این بستر فراهم شود تا بتوانیم زیر یک سقف دور هم جمع شویم؛ هم خودمان و هم خانوادههایمان از آن بهرهمند شویم و علم زندگی کردن را بیاموزیم.
برداشت خودم از کتاب و تصاویر آن این است که درباره «ساختمان جسم انسان» صحبت میکند. مسیری که در کتاب به آن اشاره شده، مصرفکننده را به غول یخی تشبیه میکند؛ موجودی که هیچ حسی ندارد، اما وقتی وارد این سیستم میشود، بهتدریج یخ وجودش آب میشود، حسهایش بازمیگردد و دوباره نسبت به خانواده و محیط اطراف خود احساس و ارتباط برقرار میکند.
من نیز به واسطه مصرف مواد مخدر، نمیتوانستم حرمت خانواده، همسر و فرزندانم را حفظ کنم. نقطه تحملم پایین بود و ارتباط مناسبی با دیگران نداشتم؛ زیرا حسهای من بر اثر مصرف مواد از بین رفته بود. از نگاه من، مصرفکننده مانند غول یخی است که مسیر ۶۰ درجه زیر صفر را طی میکند و جسم او نیز مانند یک ماشین فرسوده است؛ شبیه یک پیکان ۴۸ که لاستیکهای صاف و بدون عاج دارد و در مسیری صعبالعبور حرکت میکند. چنین وسیلهای هر لحظه ممکن است با یک اشتباه دچار حادثه شود و به نابودی برسد.
به نظر من، قرآن نیز سرشار از متشابهات، آیات مشابه و تمثیلهاست و پیش از آشنایی با کنگره، درک درستی از آنها نداشتم. شاید بارها قرآن را همراه با ترجمه خوانده بودم، اما آنگونه که در کنگره توانستم مفاهیم و آیات آن را درک کنم، پیش از آن برایم روشن نبود. به واسطه آموزشهایی که در کنگره دریافت کردم.

حتی معنای «اسفل السافلین» را نیز نمیدانستم. تصور میکردم منظور، مکانی در جهنم است که انسان را در آن عذاب میدهند؛ زیرا اینگونه برای ما بیان شده بود. اما با آموزشهایی که در کنگره دریافت کردم، متوجه شدم اسفل السافلین میتواند همان وضعیتی باشد که یک مصرفکننده مواد مخدر، بر اثر مصرف هروئین یا شیشه، به فرزند یا پدر و مادر خود آسیب میزند. این همان سقوط به پایینترین مرتبه انسانی و عبور از قعر جهنم است.
در ارتباط با لژیون سردار، اگر بخواهم صحبت کنم، همه آن «بخشش» است. در کتاب ۶۰ درجه، برنامهای منظم برای کاهش تدریجی مصرف ارائه شد و به عقیده من، مسیری گشوده شد که پیش از آن کسی آن را تجربه نکرده بود.
امروز دنیا همچنان در درمان اعتیاد با مشکلات فراوانی روبهروست، اما در کنگره، اعتیاد پس از درمان صحیح به مسئلهای بسیار کوچک و قابلکنترل تبدیل میشود. به نظر من، کنگره افقهای بسیار گستردهتری را دنبال میکند و درمان اعتیاد تنها بخشی از مسیر آن است.
آنچه میخواهم بگویم این است که بزرگترین جلوه بخشش و محبت، ارائه روش DST و شکلگیری کنگره ۶۰ بود؛ نعمتی که در اختیار همه ما قرار گرفت. از نگاه من، قوانین حاکم بر کنگره، نمونهای کوچک از قوانین هستی هستند. البته درک من هنوز کامل نیست و لازم است همچنان در کنگره آموزش ببینم تا جایگاه واقعی خود را بهتر بشناسم.
لژیون سردار، ضلع ایمان کنگره ۶۰ است و به باور من، باید آموزشها را از مرحله سخن به مرحله عمل رساند.
فقط حرف زدن کافی نیست. به عقیده من، زمانی که این مسیر گشوده شد، زندگیهای بسیاری دگرگون شد. خانوادههای زیادی که در آستانه فروپاشی بودند، وارد کنگره ۶۰ شدند و به آرامش رسیدند. امروز چراغ کنگره به همت پیشکسوتان، دیدهبانان، دستیاران دیدهبان، مرزبانان، ایجنتها و همه خدمتگزاران همچنان روشن مانده است و از یک شعبه به بیش از ۱۸۰ شعبه رسیده است. همچنین عزیزانی که در لژیون سردار، دنور، پهلوانی و سایر بخشهای خدمت حضور دارند، با ازخودگذشتگی در ادامه این مسیر نقش ارزشمندی ایفا میکنند.
به نظر من، برای اینکه به درمان واقعی برسم، باید از دروازه لژیون سردار عبور کنم.
تایپ و ارسال به سایت: مسافر محمود، لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
3601