جلسه سوم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند، با استادی مسافرمحمد رضا ، نگهبانی مسافر نیما و دبیری مسافر میلا د با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه 60درجه زیر صفر وتصاویر آن" چهارشنبه 27 خرداد 1405 ساعت 17:00آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، محمدرضا هستم، مسافر
در ابتدا لازم میدانم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر جلسه صمیمانه تشکر کنم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و از این خدمت آموزش بگیرم.
در خصوص دستور جلسه، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر برای بنده همواره جایگاه ویژهای داشته است. اگر بخواهم تجربه شخصی خود را بیان کنم، این کتاب برای من همانند نقشه راهی بود که مسیر حرکت را به فردی گمشده در دل جنگل نشان میدهد. در دوران سفر اول، بارها از مسیر صحیح خارج میشدم و به دلیل ناآگاهی، ممکن بود تصمیمها و رفتارهای نادرستی داشته باشم؛ اما مطالعه این کتاب همواره مرا به مسیر اصلی بازمیگرداند.
در ابتدای سفر، شاید بسیاری از مطالب کتاب را بهخوبی درک نمیکردم، اما راهنمای محترمم همواره بر مطالعه مستمر آن تأکید داشت. با وجود اینکه در آن زمان برداشت عمیقی از مطالب نداشتم، مطالعه کتاب برایم خستهکننده نبود؛ زیرا زبان ساده و بیان داستانگونه آن باعث میشد با اشتیاق آن را دنبال کنم. همین ویژگی موجب میشد علاوه بر لذت مطالعه، هر بار نکتهای تازه بیاموزم و آگاهی من اندکاندک افزایش یابد.
یکی از نکات ارزشمند این کتاب از نگاه من این است که هر بار مطالعه آن، متناسب با جایگاه و شرایطی که در آن قرار داریم، برداشت جدیدی به انسان میدهد. برای خود من هیچگاه پیش نیامد که کتاب را مطالعه کنم و مطلبی در آن نباشد که به یکی از مسائل روزمره یا مشکلاتم ارتباط پیدا نکند. گویی هر بار تلنگری به من میزد تا بتوانم نگاه صحیحتری به شرایط خود داشته باشم.
همچنین تصاویر و تمثیلهای کتاب برایم بسیار تأثیرگذار بود. تصویر موریانههایی که درخت را از درون تخریب میکنند، بهخوبی وضعیت جسم و روان یک مصرفکننده را نشان میدهد و در ادامه، تصاویر جوانههایی که رشد میکنند، امید بازسازی را به انسان منتقل میسازد. این موضوع به من یادآوری کرد که اگر آموزش ببینم، صبر داشته باشم و در مسیر درست حرکت کنم، جسم، روان و جهانبینی من نیز بهتدریج بازسازی خواهد شد.
نکته دیگری که در طول سفر آموختم، تفاوت انجام دادن آموزشها از روی اجبار و انجام دادن آنها از روی آگاهی بود. در ابتدای سفر، مطالعه کتاب و نوشتن سیدیها بیشتر به دلیل تأکید راهنما انجام میشد و شاید اثر عمیقی در من باقی نمیگذاشت؛ اما زمانی که متوجه شدم این آموزشها برای رشد و تغییر خودم است، نگاه من کاملاً تغییر کرد. از آن زمان، مطالب در ذهنم ماندگار شد و توانستم آثار آن را در رفتار، تفکر و عملکرد خود مشاهده کنم.
به اعتقاد من، انسان شاید بتواند در جمع ظاهری مناسب از خود نشان دهد، اما در خلوت خود نمیتواند حقیقت وجودش را پنهان کند.زمانی که آموزشها را برای خودمان انجام دهیم، این آموزشها در وجود ما ثبت میشوند و دیگر نیازی به تلاش برای نمایش دانستهها نخواهیم داشت؛ زیرا تغییر واقعی از درون شکل گرفته است.
اگر امروز بخواهم مهمترین تجربه خود را بیان کنم، این است که زمانی مسیر درمان برای من روشن شد که جایگاه واقعی خود را پذیرفتم و با تمام وجود تصمیم گرفتم سفر کنم. از همان نقطه بود که آموزشها برایم معنا پیدا کرد و توانستم ارتباط عمیقتری با کتاب، سیدیها و سایر آموزشهای کنگره برقرار کنم.
از اینکه با دقت به صحبتهای بنده گوش دادید و فرصت بیان این تجربه را در اختیارم قرار دادید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ و ویرایش : مسافر میلاد
بارگزاری وارسال:مسافر یوسف
مرزربان خبری : مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
50