جلسه ششم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران شعبه کاشان، با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن" با استادی راهنمای محترم جونز مسافر عباس و نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمد، سهشنبه 26 خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، عباس هستم، یک مسافر
قبل از هر چیز از نگهبان جلسه، احمدآقا، تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم. همچنین خداوند بزرگ را شاکرم که یک بار دیگر این توفیق را به من داد تا در این جایگاه خدمت کنم. از ایجنت محترم و خدمتگزاران کنگره نیز سپاسگزارم.
با اینکه چشمم را دو بار عمل کرده بودم و اصلاً حال خوبی نداشتم، اما وقتی این پیشنهاد به من شد و احمدآقا دستور دادند، به یاد یک حکایت افتادم. دوستی میگفت: بذری کاشته میشود، این بذر به درختی تبدیل میشود، درخت میوه میدهد و زمانی که من میخواهم میوه را بردارم، از دستم میافتد. این مثال برای من یادآور این بود که بذرهایی که آقای مهندس در کنگره ۶۰ برای ما کاشتند، بعد از سالها به میوهخوب تبدیل شدهاند و آن میوه، همین خدمت است. اگر این خدمت به من پیشنهاد شد، باید آن را محکم بگیرم و حفظ کنم. هرچند ممکن است کمی حال چشمم خوب شود، اما اصل مهم همین خدمت است که باید به آن بچسبم. به همین دلیل این مسئولیت را پذیرفتم و بسیار هم خوشحال شدم. چند روزی هم از خانه بیرون نیامده بودم و حال مساعدی نداشتم، اما خداوند لطف کرد و این حال خوب را به من داد که بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم.
دستور جلسه امروز کتاب ۶۰ درجه زیر صفر میباشد؛ چند سال پیش، من اتفاقی این کتاب را معرفی کردم و در تلویزیون هم مصاحبهای داشتم. در صحبتهای آقای مهندس در آمده بود که ایشان به تهران آمدند تا مهندس الکترونیک شوند، اما مسیر زندگیشان به سمت اعتیاد کشیده شد. ایشان حدود سه سال در اتاق مینشستند و تریاک میکشیدند و خودشان میفرمودند که در ابتدا اصلاً دخالتی نداشتم، اما یکبار گفتم ببینم اینها چه میکنند؛ وقتی وارد شدم، هفده سال درگیر شدم و هفده سال گرفتار اعتیاد بودم.
تا اینکه در یکی از ماههای رمضان الهامی به ایشان میشود که روزه بگیرند. ایشان میفرمایند: من روزه گرفتم، اما در همان حال روزه چند بار هم تریاک کشیدم و چند نخ سیگار هم مصرف کردم. شاگردان خندیدند، اما آقای مهندس فرمودند: نخندید؛ اگر من آن سی روز روزه را نمیگرفتم، شاید به جای پنج گرم تریاک، بیست و پنج گرم مصرف میکردم و به جای چند نخ سیگار، دو پاکت سیگار میکشیدم. از همانجا یاد گرفتم که میتوان به مصرف، نظم داد و آن را کاهش داد.
بر اساس همین تجربهها، ایشان کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را نوشتند. در این کتاب، صورت مسئله اعتیاد بهدرستی شکافته شده، روش درمان ارائه شده و در نهایت رسیدن به تعادل به تصویر کشیده شده است. روش DST نیز با الهام از ماه رمضان ابداع شد و سپس با تجربیات متعدد، در اختیار ما قرار گرفت.
یکی از ویژگیهای این کتاب این است که مطالعهاش بسیار راحت است و درکش هم ساده و روان است؛ حتی کسانی که سطح سواد بالایی ندارند نیز میتوانند از آن بهره ببرند. در این کتاب، اولین تصویر، فردی مصرفکننده را نشان میدهد که در یک جاده یخبندان در حال حرکت است. این تصاویر و تمثیلها، زبان اصلی بیان آقای مهندس در کتاب هستند.
ایشان توضیح میدهند که مصرفکننده مانند ماشینی است که گل و لای به چرخهایش چسبیده و تا زمانی که این گلها از چرخها پاک نشود، نمیتواند مسیرش را ادامه دهد. این گلها با آموزشهای کنگره شصت و جهانبینی کنگره پاک میشوند. وقتی انسان وارد این مسیر میشود، در معرض نور قرار میگیرد و اگر این نور برایش آزاردهنده باشد، باید عینک ضدنور بزند؛ و این عینک ضدنور، همان آموزشهای جهانبینی در کنگره است. اگر جهانبینی را یاد بگیریم، در واقع این عینک را به چشم زدهایم و میتوانیم مسیر را درست ببینیم.
کتاب ۶۰ درجه زیر صفر در مجموع ۱۴ تصویر دارد؛ ۱۲ تصویر در داخل کتاب و ۲ تصویر نیز روی جلد و پشت جلد. درون انسان نیز، همانطور که بارها در سیدیها گفته شده، همیشه دو راه وجود دارد: راه درست و راه نادرست. کسی که وارد کنگره ۶۰ میشود، اگر راه درست را انتخاب کند، میتواند به طراوت، دریا و سبزی برسد؛ و اگر راه نادرست را انتخاب کند، به شنزار و گرمای سوزان خواهد رسید.
اگر انسان با تسلیم وارد کنگره شود و تسلیم آموزشهای کنگره و راهنما باشد، وظایفش را بهموقع انجام دهد، سیدیهایش را بنویسد و مسئولیتهایش را درست انجام دهد، آنگاه میتواند به تصویر پشت جلد کتاب برسد؛ یعنی عقاب سفید، عقاب سفید نماد قدرت و عظمت خداوند است. عقاب در سختترین طوفانها خود را بالا میکشد، پرواز میکند و به آسمان میرود و به طوفان زیر بالهایش توجهی نمیکند.
در کنگره ۶۰ یاد گرفتیم که باید با سختیها مبارزه کنیم و مسیر را آهسته و پیوسته طی کنیم، نه اینکه پایمان را روی پدال گاز بگذاریم و بخواهیم یکشبه به مقصد برسیم. اگر بخواهیم تند حرکت کنیم، ممکن است در مسیر دچار مشکل شویم یا حتی به عقب برگردیم. بنابراین باید مسیر را آرام و با نظم طی کرد؛ همانطور که آقای مهندس فرمودند، حرکت باید به صورت DST باشد.
این نظم فقط در درمان اعتیاد نیست، بلکه در هر بخش از کنگره، از جمله لژیونها و برنامههای دیگر نیز باید رعایت شود. برای مثال، اگر کسی وارد درمان سیگار یا رژیم درمانی میشود، نباید همزمان سراغ چند سفر برود. آقای مهندس هرگز اجازه ندادهاند که ما سه سفر را با هم انجام دهیم؛ چون اگر کسی بخواهد همزمان چند درمان را پیش ببرد، احتمال شکست بالا میرود.
من خودم هرچه بیشتر کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را مطالعه میکنم، هر بار نکات تازهتری یاد میگیرم و لذت بیشتری میبرم. به همین دلیل، هر کسی که وارد کنگره شصت میشود، لازم است این کتاب را در ابتدا تهیه کند و مطالعه نماید؛ چون تمام تجربیات آقای مهندس از آغاز تا پایان، در این کتاب نوشته شده است. حتی جزئیاتی مثل مدتزمان پخت تخممرغ را نیز ایشان با تجربه شخصی خود بیان کردهاند. من خودم یکبار خواستم تخممرغ را یک دقیقه زودتر بردارم، اما دیدم همان شش دقیقهای که آقای مهندس گفته بودند، دقیق و درست است. اینها همه نتیجه تجربه و آزمایش خود ایشان است.
از این کتاب آموختم که هیچکس به اندازه خود انسان نمیتواند به خودش کمک کند. در مسیر زندگی، هیچکس نمیتواند لنگر کشتی را به جای ما بالا بکشد. بنابراین باید خودمان به فکر خودمان باشیم و برای این کار، حتماً به آموزشهایی که آقای مهندس و راهنماها در کنگره شصت به ما میدهند توجه کنیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، بسیار سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ: مسافر پویا لژیون یکم
ویراستاری: مسافر رسول لژیون دوم
عکس: مسافر پویا لژیون یکم
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
114