English Version
This Site Is Available In English

کاوش بین چندین حلقه آفرینش

کاوش بین چندین حلقه آفرینش

مشارکت مکتوب اعضاء لژیون هفتم در مورد دستور جلسه هفتگی 

همسفر بهرخ:
با سال‌ها تخریب و تاریکی با کنگره۶۰ آشنا شده و از تاریکی به روشنایی سفر کردیم. تجربه من از این سفر از کتاب ۶۰ درجه این است که با خواندنش از مقدمه کتاب شروع کردم که زبان حال دل من و مسافرم است. در این کتاب یک حقیقت و خلق یک روش علمی و تجربه شده توسط آقای مهندس دژاکام به نگارش درآمده، علمی که تاکنون هیچ جای دنیا به انجام نرسیده و تجربه نشده و این علم بسیار عظیم و کاربردی در این کتاب برای کلیه انسان‌ها و از جمله مصرف‌کنندگان موادمخدر و خانواده‌های ایشان هست. وقتی به صفحه بر پیشانی دفتر می‌رسم، اشکم جاری می‌شود؛ استاد امین به خوبی حرف دل من، همسفر را بیان کردند و از این کتاب هر صفحه‌ای که می‌خوانم، مطلبی جدید را به من آموزش می‌دهد، برای پیدا شدن باید تفکر کرد، انسان مثل یک صفحه سفید نقاشی است و زمانی که رسیدم به لنگر کشتی را بکشید، مسافرم سال‌ها درگیر اعتیاد ‌بود و مثل کشتی که در گل نشسته و هیچ راه نجاتی نداشت و نیروهای الهی وقتی از همه جا ناامید شدیم به کمک مسافرم اومدند و کشتی به گل نشسته حرکت کرد و درب سبز کنگره۶۰ به رویمان باز شد و حرکت کردیم و در مسیر آموزش‌ها قرار گرفتیم. در این کتاب چهارده تصویر بیانگر نتیجه زحمات آقای مهندس دژاکام و درمان اعتیاد به روش DST هست و تصویر شماره سه درخت پوسیده که به چشم می‌توان دید، مربوط به آسیبی که به سیستم‌های جسم مصرف‌کننده زده و از بین رفته، حشرات و موریانه‌های داخل درخت پوسیده که مربوط به درون فرد مصرف‌کننده و جوانه‌های نزدیک درخت پوسیده مربوط به راه‌اندازی سیستم‌های ما است و درختان سالم و استوار انسان‌هایی که از آلودگی به‌ دور هستند. تپه‌ها، اطلاعات ذخیره ‌شده یا مطالب گفته شده است، جاده نشانه طولانی بودن مسیر است. از خدا می‌خواهم کسانی که تازه در این مسیر سبز قدم گذاشته‌اند، مستدام باشند و به رهایی و حال خو‌ش برسند.

همسفر فاطمه:
مهندس در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» می‌گویند: «عبور از این منطقه شامل تجربیاتی است که پس از ۱۷ سال اعتیاد مستمر به موادمخدر و ترک‌های گوناگون و بی‌نتیجه به رشته تحریر در می‌آید.» می‌توان گفت: «این کتاب کاوشی بود بین چندین حلقه آفرینش که باورش کار هر کس نیست.» زمانی که معتاد شدم باور نداشتم که معتاد شده باشم. برای شروع ترک حدود ۵۰ گرم تریاک آماده کردم و خوب خودم را ساختم، بعد تخت و اتاقی را آماده کردم تا شروع کنم، ۲۴ ساعت اول مشکل چندانی نداشتم؛ ولی در ادامه علائم خماری ظاهر شدند و با همان حال خماری، طنابی برداشتم و شروع به طناب زدن کردم از صبح و قبل از ورزش کردن دچار مشکل شکمی شدم، عرق از سر و رویم سرازیر می‌شد، عطسه‌های پی‌درپی و استخوان درد هم به آن‌ها اضافه می‌شد. شنیده بودم مشروب، ضد تریاک است و اثر آن را از بین می‌برد به هر بدبختی بود، خوردم و مستی آن به حدی بود که حدود ۲ ساعت مرا خواباند؛ ولی بعد از آن مشکلم بیشتر شده بود تا این‌که به هر سختی بود حدود ۷۲ ساعت گذشت؛ ولی دیدم که پاهایم تحمل جسمم را ندارد. ۲۴ ساعت که گذشت، تعریق و عطسه کردن من کمتر شد؛ اما همچنان ادامه داشت. بعد از یک ماه علائم ظاهری کاهش یافت؛ اما من دیگر آن آدم سابق نبودم در این مدت تمام کار و زندگیم را از دست دادم، توان کار کردن و حرف زدن را نداشتم و همه چیز رو به نابودی بود؛ پس دوباره روی به مصرف مواد آوردم و گفتم اعتیاد را به نابودی ترجیح می‌دهم.

همسفر هستی:
در رابطه با این کتاب یکی از مطالبش که می‌گوید: «با نادان سخن مگویید.» چرا سخن نگوییم؟ اولین دلیل این پیام چیست؟ جلوگیری از هدر رفتن انرژی است؛ زیرا انسان‌های نادان مثل موریانه‌ها از درون آدم را تخریب می‌کنند. دقیقاً انسان‌های نادان مثل افکار منفی می‌مانند و مانند اشخاص منفی هستند در زبان عامیانه‌ می‌گوییم دزدان انرژی، به‌خاطر همین با نادان سخن گفتن، نمی‌گوییم مثال قدیمی داریم «دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.» به‌نظر من با نادان سخن گفتن مثل شوره‌زاریست که بخواهیم در آن بذری بکاریم و از آن بذر محصولی به‌دست بیاوریم. شما زمانی که با نادان سخن می‌گویید منظور از نادان یعنی کسانی که در هیچ زمینه‌ای اطلاعات و آگاهی ندارند؛ پس زمانی که با نادان سخن بگوئید مثل این‌ است که برای ذهن و فکر خود، قصه کودکانه‌ای می‌گویید که ممکن است با هم متناقص باشد و اصطلاحاً هم‌خونی نداشته باشد، انرژی شما را هدر می‌رود و نتیجه‌ای در کار نیست و ما را هم به اشتباه می‌کشاند. انسان‌های نادان را از کجا می‌توانیم بشناسیم؟ از افکار، گفتار، طرز تفکر و خواسته‌هایی که دارند و در صور آشکار، صور پنهان و سیستم ایکس آن‌ها بازتاب تغییر در درون ما شده، تأثیر می‌گذارد و باعث مشکل می‌شود و به ناامیدی و به جایی می‌رسند که به مثلث جهالت (منیت، ترس و ناامیدی) برمی‌خورند و همواره در آن غرق می‌شوند. قطعاً ما نادانان دانا را دیده‌ایم. انسان‌های نادان فاقد پارامترهای معنوی هستند؛ چیزی از معنویات و حس خوب درون آن‌ها وجود ندارد و مطلع نیستند که چقدر باید بیایند و بروند تا به تکامل برسند!

همسفر فرزانه:
کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» شرایط انسان گرفتار در تاریکی و یخبندان اعتیاد را به تصویر می‌کشد. عنوان این کتاب بیانگر نقطه‌ای بسیار سرد و دشوار در زندگی انسان است. جایی که امید، آرامش و تعادل کمرنگ شده و فرد در نوعی انجماد جسمی، روانی و فکری قرار گرفته است. پیام اصلی این کتاب این است که حتی از چنین شرایط سختی نیز می‌توان با آموزش، صبر، آگاهی و حرکت در مسیر درست به رهایی رسید. در مجموع این کتاب را می‌توان اثری دانست که هم رنج انسان را در تاریکی و هم امید رسیدن به روشنایی را بیان می‌کند.


منبع: کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن
رابط خبری: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .