English Version
This Site Is Available In English

اگر به دنبال آرامش هستید، باید یاد بگیرید چگونه با دیگران برخورد کنید

اگر به دنبال آرامش هستید، باید یاد بگیرید چگونه با دیگران برخورد کنید

جلسه‌ پنجم از‌ دوره پنجم کارگاه‌های‌ آموزشی‌ خصوصی کنگره ۶۰‌ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین،نگهبانی‌‌ مسافر‌ ناصر و دبیری‌ مسافر‌ عباس با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی » پنجشنبه ۲۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر

خیلی خوشحالم که بعد از مدت‌ها دوباره این جایگاه را تجربه می‌کنم. تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی که این فرصت را در اختیار من گذاشتند. آزادمردی حسین عزیز را به جناب مهندس، خانواده ایشان، خانم ترانه، و راهنمای همسفرشان خانم سعیده تبریک می‌گویم و امیدوارم که این آزادمردی، مبارک باشد.

دو بخش داریم؛ بخش اول در مورد دستور جلسه است که کوتاه صحبت می‌کنم و بعد به سراغ تولد حسین می‌رویم.

در مورد دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» فکر می‌کنم یکی از جلساتی است که اهمیت بسیار زیادی دارد و جناب مهندس آن را در برنامه سالانه گنجانده‌اند تا بتوانیم به آن بپردازیم و آموزش بگیریم. این چیزی که در کنگره به نام آرامش و احترام حکم‌فرماست، نشئت‌گرفته از همین دستور جلسه است.

این آداب معاشرتی که در کنگره آموزش گرفته‌ایم، به ما یاد داده است که چگونه به یکدیگر احترام بگذاریم، چگونه رفتار کنیم و چگونه کنگره‌ای باشیم؛ چون رفتاری که ما در کنگره داریم، با بیرون از کنگره بسیار متفاوت است و تفاوت زیادی می‌کند.

نه اینکه آدم‌های بی‌ادبی بوده‌ایم و دور هم جمع شده باشیم، یا منِ مصرف‌کننده آدم بی‌ادب و بی‌تعادلی بوده باشم؛ اتفاقاً در دوران مصرف، وقتی نشئه می‌کردیم، خیلی مؤدب بودیم، خیلی تعادل داشتیم و در خیلی جاها ما را دعوت می‌کردند تا فضا را گرم کنیم، سر بقیه را گرم کنیم و دنبال کار خودمان باشیم. اکثریت مسافرها هم همین‌طور هستند. وقتی مصرف می‌کنند، خیلی گرم، صمیمی، محبت‌آمیز و با احترام رفتار می‌کنند؛ چون می‌خواهند روی بحث مصرف مواد و اعتیاد سرپوش بگذارند. سعی می‌کنند جوری رفتار کنند که انگشت‌نما نباشند، بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و آن ضعف اعتیاد را بپوشانند.

آداب معاشرت، رفتار و برخورد ما نسبت به اطرافیان و نسبت به خودمان، می‌تواند برای ما شخصیت به وجود بیاورد، آرامش ایجاد کند و تعادل به همراه داشته باشد. همه این‌ها می‌تواند اثرگذار باشد؛ زمانی که شما آموزش دیده باشید و راه درست را بلد باشید. اگر ندانید چگونه احترام بگذارید و چگونه رفتار کنید، شاید تبعات خیلی بدی داشته باشد؛ شاید اطرافیان را برنجاند، شاید نوعی توهین تلقی شود. شاید خودتان فکر کنید که دارید احترام می‌گذارید، اما در اصل طرف مقابل ناراحت شود.

در بحث تعادل نیز، توانایی شخص در مواجهه با اتفاقاتی که اطرافش رخ می‌دهد و مسائلی که پیش می‌آید، اهمیت دارد. اینکه واکنش شما چگونه باشد و چگونه رفتار کنید، می‌تواند تعادل شما را نشان دهد. برای مثال، زمانی که در رانندگی فردی جلوی شما می‌پیچد، اینکه چقدر روی خودتان کنترل داشته باشید و بتوانید از ایجاد درگیری جلوگیری کنید، نشانه تعادل است.

شاید این مسائل خیلی کوچک و ناچیز به نظر برسند، اما رفته‌رفته آن تعادل تقویت می‌شود و انسان به آرامش می‌رسد. اگر به دنبال آرامش هستید، باید یاد بگیرید چگونه با دیگران برخورد کنید، چگونه به خودتان احترام بگذارید و چگونه رفتاری داشته باشید که دیگران نیز به شما احترام بگذارند.

حاصل و ثمره این آموزش‌ها همان چیزی است که در کنگره فرا می‌گیریم. اگر این آموزش‌ها نباشد، به نظر من کنگره دچار هرج‌ومرج و آشوب خواهد شد.

در مورد تولد و آزادمردی حسین عزیز؛ من فکر می‌کنم یکی از خوش‌شانس‌ترین افراد شعبه کرج بودم که حسین مرا انتخاب کرد و توانستیم مسیری را با هم طی کنیم و هم‌قدم شویم.

هنگام ورودش را به‌خوبی به یاد دارم. جلوی درِ فرهنگسرای کرج، شعبه کوثر، با من تماس گرفت. دنبال بهانه‌ای بود که من حرفی بزنم تا بهانه پیدا کند و برود. سه جلسه تازه‌واردی‌اش را هم نیامده بود و اولین جلسه‌ای بود که به کنگره آمده بود. دنبال بهانه می‌گشت که من چیزی بگویم تا بتواند برود.

خدا را شکر توانستیم قلاب بیندازیم و صیدش کنیم. ماندگار شد و به نظر من یکی از منظم‌ترین و باادب‌ترین افرادی است که می‌توان نام برد. از نظر ادب، رفتار و آموزش گرفتن، واقعاً یکی از کسانی بود که خیلی به من کمک کرد و روی بچه‌های لژیون تأثیرگذار بود.

برای همین، همیشه در لژیون، حتی اگر بعضی بچه‌ها از رفتار او ناراحت می‌شدند، سعی می‌کردم برایشان توضیح بدهم که اگر حسین رفتاری انجام می‌دهد، دلیلش این است که بیش از حد کنگره‌ای است.

الان بعضی وقت‌ها که با او برخورد می‌کنم، می‌بینم صحبت‌ها و رفتارهایش بسیار کنگره‌ای و با قوانین کنگره بسیار آشنا است. به نظر من، و قطعاً همین‌طور است، این مسئله به خاطر وجود همسفر ایشان است که ایشان نیز فردی تابع قوانین و مقررات، راهنما و بسیار کنگره‌ای هستند و لژیون پربار و خوبی دارند.

این موفقیت را به ایشان تبریک می‌گویم و امیدوارم رهجویان زیادی مانند حسین در کنگره به درمان برسند.

خلاصه سخنان راهنما مسافر حسین:

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر:بابت رسیدن به تولد آزادمردی خدا رو شاکرم و از آقای مهندس دژاکام و همچنین راهنمای بزرگوارم حسین آقا و همسفر عزیزم و راهنمای همسفرم بسیار سپاسگزارم، کنگره همیشه در حال اوج گرفتن هستیم و هيچ وقت درجا نمی زند و مرتب در حال رشد است یک مسافر سفر اولی هم دائم در حال رشد است، معجزاتی در کنگره می‌ بینند که باور نمی‌کنند ، عکس من را در زمان مصرف دیدید مثل مرده متحرک بودم ، اما وقتی دیگران به من می گفتند، من قبول نمی کردم و می گفتم من مصرف‌کننده نیستم، با حال خیلی خراب آمدم ، اما امروز خدا رو شکر می کنم حالم خیلی خوبه است. از وضعیت فعلی خود رضایت دارم و از عملکردم راضی هستم. شاید خانواده هنوز دیدگاه دیگری داشته باشند، اما خودم وقتی شرایط امروز را با پنج سال قبل یا حتی سال گذشته مقایسه می‌کنم، خدا را شاکرم و احساس رضایت می‌کنم.

ان‌شاءالله بتوانم همین مسیر را ادامه بدهم و با خدمت و کمک به دیگران، سهم کوچکی در راهی که خودم از آن بهره برده‌ام داشته باشم. امیدوارم بتوانم دست کسانی را که می‌خواهند در این مسیر قدم بگذارند بگیرم و تجربه خود را در اختیارشان قرار دهم.

خلاصه سخنان راهنمای محترم همسفر سعیده:

سلام دوستان سعیده هستم یک همسفر: خداروشکر می‌کنم بابت اینکه مسافرانی که واقعاً در عمق تاریکی‌ها قرار داشتند و خدا را شکر حرکت کردند، تلاش کردند و درهای رحمت الهی به رویشان گشوده شد، جای تبریک و شکرگزاری دارند. خدا را شکر می‌کنم و این موفقیت را به جناب آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، حسین‌آقا چاقمی راهنمای محترم مسافر، حسین زاهدی عزیز، ترانه جان و فرزندان گلشان که برای من نیز همچون فرزندان خودم عزیز هستند، صمیمانه تبریک می‌گویم.

این موفقیت‌ها همگی نشان‌دهنده حرکت، رشد و رویش است. گفته شد که اگر واقعاً می‌خواهی تغییر کنی، باید رنج رشد را بپذیری. مثال درخت نخل مطرح شد؛ درختی که با وجود استقامت و سختی‌های فراوان، در نهایت میوه‌ای ارزشمند، مقوی و پربرکت به ثمر می‌رساند.

اگر ما نیز این موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که اگر در لحظه‌ای گرفتار سختی و فشار شدیم، این به معنای دفن شدن نیست، بلکه به معنای کاشته شدن است. تنها باید صبر داشته باشیم. این صبر نه‌تنها خود ما را زنده و پویا نگه می‌دارد، بلکه باعث می‌شود لژیون ما و افرادی که در کنارمان هستند نیز از ثمرات آن بهره‌مند شوند و بی‌نصیب نمانند.

ترانه عزیز، از همان روزهای نخست، رهجوی مرتب و گوش‌به‌فرمانی بود. گاهی برخی مطالب را فراموش می‌کنیم، اما با یادآوری آن‌ها نکات ارزشمندی برایمان زنده می‌شود. من نیز دقیقاً عکس‌های حسین‌آقا و مسافرم، مهدی را به خاطر دارم. شاید شرایط و مسیرشان متفاوت بوده باشد، اما مطمئن هستم که این اتفاقات و موفقیت‌ها برای آن‌ها نیز رقم خواهد خورد.

خدا را شکر که تغییر، تبدیل و ترخیص را در این خانواده عزیز به چشم دیدم. آن‌ها پله‌های خدمت را یکی پس از دیگری طی کردند، به جایگاه راهنمایی رسیدند و ان‌شاءالله در آینده نیز در جایگاه‌های بالاتر خدمت قرار خواهند گرفت. امیدوارم این عشق و خدمت در وجودشان ماندگار باشد و همچنان به عنوان خدمتگزارانی شایسته و لایق، این مسیر را ادامه دهند.

ممنونم.

خلاصه سخنان همسفر راهنما خانم ترانه:

سلام دوستان ترانه هستم یک همسفر: از خدای خودم شاکر و سپاسگزار هستم به خاطر این لحظه و از حسین آقا راهنمای مسافرم خیلی سپاسگزارم که برای ما خیلی زحمت کشیدند و از خانم سعیده عزیز بسیار سپاسگزارم که هر لحظه که به ایشان نیاز دارم در کنارم هستند و راهنمایی می کنند و این جشن را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم، من وقتی وارد کنگره شدم و گفتند که ۱۰ ماه زمان می‌برد خیلی برایم سخت بود هضم این موضوع،  به خاطر اینکه خیلی راه ها رو پشت سر گذاشته بودیم، انگار گفته بودند ۱۰ سال طول می‌کشد ولی الان میگم کاش تمام نشود ،به خاطر اینکه عشقی که کنگره به من داد محصول داشت ، عشق آقای مهندس به انسان ها محصولش خوب شدن حال انسان ها و خانواده هاست، محصولش همین تولد ها و شادی ها هست، یه سوالی برای من همیشه وجود داشت که چرا در تولد یک سالگی اکثرأ خاطره از زمان مصرف می گویند اما در جشن پنج سالگی هیچ کس اون خاطرات را مطرح نمی کند، الان متوجه می‌شوم که سفر اولی ها وقتی چندین سال از ورودشان به این مسیر بگذرد و روی خودشان کار کنند، به درجه‌ای می‌رسند که وقتی به گذشته نگاه می‌کنند، متوجه می‌شوند بسیاری از مشکلاتی که روزی برایشان بسیار بزرگ و پیچیده به نظر می‌رسید، در واقع مسائل کوچکی بوده‌اند که خودشان آن‌ها را بزرگ کرده بودند؛ در حالی که همه آن مشکلات قابل حل بوده‌اند.

آقای مهندس نیز دیروز فرمودند که همیشه منتظر مشکلات بزرگ‌تر از این‌ها باشید و مسائل را برای خودتان بیش از اندازه بزرگ نکنید.

در پایان، بار دیگر از عزیزانی که از شعبه‌های دیگر تشریف آوردند تشکر می‌کنم. از مشارکت‌ها، محبت‌ها و عشقی که به ما دارید صمیمانه سپاسگزارم.

ان‌شاءالله جشن آزادمردی همه سفر اولی‌ها و سفر دومی‌ها را در کنار یکدیگر برگزار کنیم.

ممنونم.

عکس:مسافر علی

انتشار: مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .