جلسه هشتم از دور چهاردهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه (آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بیتعادلی) و با استادی راهنما مسافر وهاب و نگهبانی مسافر علیاصغر و دبیری مسافر سعيد روز پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۶/۳۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
بنام قدرت مطلق الله سلام دوستان وهاب هستم یک مسافر
از نگهبان جلسه و ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که به من اجازه مشارکت و خدمت دادند.
در اين جلسه، در رابطه با دستور جلسه ما یک هفته کامل مشارکت کردیم و سعی کردیم اینها را در زندگی اجرایی کنیم و به موفقیت برسیم.
آداب معاشرت، من همیشه در لژیون به بچهها میگویم شما زمانی که وارد کنگره میشويد و راهنمای تازه واردین قوانین و راه کارها را به شما ارائه میدهد، قرار دادی بین شما و کنگره بسته می شود؛ آن قرار داد این است که شما درخواست درمان اعتیاد کردهاید، مثل خیلی قرار دادهایی که شما میبندید که مثلاً ساختمان شما را درست کنند یا در هر زمینهای که میخواهید قرارداد ببندید، که ما اینجا شما را درمان کنیم.
و آن درمان یک آدابی داره که شخص باید آن را رعایت کند.
اولین چیزی که در کنگره ۶۰ برای یک رهجو اتفاق میافتد و اگر چنین تفکری برایش ایجاد کند که من مطمئنم آن شخص به درمان میرسد، همان لحظه است که راهنما برایش دفترچه را می نویسد ۶صبح، ۲بعدازظهر، ۱۰شب، این یعنی اجرا دهنده نظم است.

ما باید قوانین کنگره را رعایت کنیم، قوانین کنگره چی میگوید؟ حضور به موقع سر جلسه، نوشتن سی دیهای آموزشی، اجرایی کردن متون آموزشی و حضور توی استخر و پارک، برای اینکه یک رهجو به درمان و رهایی از اعتیاد برسد.

من اگر صحبت از درمان میکنم، درمانی که از نظر کنگره۶۰ درست و اساسی است درمان مواد مخدر ونیکوتین است.
هر شخصی که نیکوتینش را درمان نکرده باشد از نظر کنگره ۶۰ درمان نشده است.
شخص زمانی به تعادل میرسد در کنگره۶۰ که تمام این قوانین و مقررات را اجرایی کند و از آنها استفاده کند در مسیر زندگیاش. ما در وادي سوم داریم وداشتم وادی چهارم مطالعه میکردم و کتاب ۶۰ درجه را وقتی که میخوانم از صفحه اولی که استاد امین خلاصه زندگیشان را می گوید، واقعاً بعد از این همه سال خواندن تازه فهمیدم که یک همزاد پنداری مهمی درونم ایجاد شد؛ همین که من را فرا گرفت و اون سختی که آن خانواده تحمل کرده است، چه اتفاقی افتاده که آقای مهندس و مجموعهاش به اینجا رسیده، به این تعادل رسیده، از آن بی تعادلی به این تعادل رسیده، اولین موضوع این است که در چهار چوب قوانین کنگره حرکت کردند.
آقای مهندس در روز چهارشنبه فرمودند: که ساختمان آکادمی را ستاد میخواهد تحویل بگیرد که یک لحظه یه غمی آمد سراغم، چرا چون خاطره دارم رهاییام را در آکادمی گرفتم و خیلی اتفاقهای خوب دیگری.
ولی در ادامه آقای مهندس فرمودند: بچهها میگویند ما اینجا خاطره داریم، فرمودند ما در کره زمین زندگی میکنیم و خيلی خاطرات داریم در این کره این را هم باید یک روزی بگذاریم بریم.
من آنجا فهمیدم که این سیستم و این شخص چه کار بزرگی کردند که تا امروز هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و بدون ناراحتی این ساختمان را تحویل بدهد.
همه اینها را ما مدیون قوانین کنگره۶۰ هستیم.
ما نباید یادمان برود که در زمان مصرف موادمخدر، همیشه درخواست قدرت می کردیم و این قدرت الان به ما داده شده، قدرت چطوری به ما داده شده؟ با حل کردن سختیهایی که در سر راهمان قرار داده شده يعني درمان اعتیاد.
سخت است باید از کارم بگذرم، از زندگیام بگذرم تا بتوانم از سختیها گذر کنم و در عوض به درمان اعتیاد میرسم این یک موضوع خيلی مهمی است.
و دومین موضوع اینکه همیشه دوست داشتیم آگاه باشیم و این آگاهی چطوری بدست میآید؟ در کنگره۶۰ ما میخوانیم با تفکر ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر هر آنچه هست رو به زوال میرود تا این را اجرایی کنیم.
بخش دوم دستور جلسه در مورد احمد آقا خیلی فکر میکردم که این دستور جلسه به این تولد افتاده، یک لحظه توی ذهنم آمد که احمد روزی که وارد کنگره شد با مصرف ۱۰گرم هروئین راهش به کنگره باز شد در حقیقت برای من خیلی زود این روزها گذشت که چطوری به رهایی رسید؟ چرا برای من زود گذشت؟ چون یک رهجوی خوبی بود و هر رهجویی که اینجوری سفر میکند، یک بار سنگینی را از دوش راهنما برمی دارد؛ وقتی در چهارچوب و قوانین عمل کند.
بله، همهی ما نقاط ضعفی داریم، نقاط قوتی داریم، میآییم به کنگره که آن نقاط ضعف را بپوشانیم.
من یادم هست وقتی که روزی می خواستیم برویم رهایی احمد، خواهر زادهاش از دنیا رفته بود و باز هم آمدند؛ این تعادل ازکجا میآید؟ شاید خیلیهای دیگر اگر بودند، دلیلهایی میآوردند که می گفتند ولش کن، اصلا میروم موادم را می کشم، نمیروم دیگه رهایی، ما این را داخل کنگره یاد گرفتیم که اگر هر مشکلی سمت ما میآید هر سختی سراغ ما میآید چون ما خواستیم توانمند بشویم باید از این موضوع عبورکنیم.
با آموزشهایی که دریافت کردیم و بعد از آن موضوع خدا را شکر رفتیم رهایی و الان هم در کنگره خدمت گذار هستند و امیدوارم که توی این مسیر ادامه دار و موفق باشد.
من یک مطلبی میخواندم، میگفت جوری عمل کنید که اگر خداوند خواست به انسانی کمک کند، از طریق شما و از مسیر شما این اتفاق بیفتد.
و دیدم ما چقدر در کنگره۶۰ خوشبخت هستیم از آن سفر اولی که وارد میشود تا آن شخص که خانم ایران که این زمین را اهدا کرده، همهی این اختیار در اختیار ما کنگرهای ها قرار داده شده تا به یک بنده خدا کمک کنیم و این بزرگترین نعمت هست.
ممنونم که با سکوت زیبایتان به مشارکت من گوش کردید
آرزوی مسافر:
سلام دوستان احمد هستم مسافر، آرزو دارم که هیچ بیماری روی تخت بیمارستان نباشد.

سخنان راهنما همسفر پریسا:
سلام دوستان پريسا هستم همسفر
من هم به نوبه خودم این روز قشنگ را خدمت احمد آقا، خانم رقیه عزیز تبریک میگویم و خدمت بچههای گلشان، همچنین خدمت راهنمای محترم آقا وهاب تبریک میگویم.
خدا را شکر بعد از مدتی خانم رقیه بصورت مرتب در کنگره حضور پیدا کردند و غیبتی نداشتند مگر اینکه عذر موجه داشته باشند.
هر دو بزرگوار خیلی خیلی خدمتگزار خوبی هستند و برایشان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در کنگره مانا باشند و در آزمون قبول شوند و خدمتگزاران واقعی باشند.
مرسی از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.
سخنان همسفر رقیّه:
سلام دوستان رقیه هستم یک همسفر
من هم خدای خودم را شکر میکنم، مسیر مسافرم و بعد خودم در کنگره باز شد.
از جناب مهندس تشکر میکنم که چنین بستری برای ما فراهم کردند تا ما به حال خوش برسیم، از راهنمای مسافرم آقا وهاب خیلی خیلی تشکر میکنم از راهنمای خوبم خانم پريسا که با آموزشهای خوبشان من را در کنگره مانا و پایدار کردند، و همچنین از خانم ایران بزرگوار تشکر میکنم، از مرزبانها، ایجنت محترم و تمام خدمتگزاران تشکر میکنم و همچنین از مسافرم که در زمان مصرف خیلی سختگیری میکردم تشکر میکنم.
با صبر و حوصله بالاخره پای مسافرم به کنگره باز شد و به حال خوش رسیدیم؛ امیدوارم خداوند من و مسافرم را در اینجا مانا و ماندگار کند تا ما اینجا خدمت کنیم تا بتوانیم ذرهای از زحمات شما عزیزان را جبران کنیم.
ممنون که به صحبتهای من گوش دادید




تایپیست و عکاس: مسافر محسن لژیون ۸
ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
24