English Version
This Site Is Available In English

ادب یعنی قرار گرفتن هرچیزی سر جای خودش

ادب یعنی قرار گرفتن هرچیزی سر جای خودش

جلسه هشتم از دور چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی امام‌قلی‌خان با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر ایمان و دبیری مسافر مسعود؛ با دستورجلسه اول: آداب و معاشرت، ادب و بی ادبی و تعادل و بی تعادلی؛ و دستورجلسه دوم: تولد یکمین سال رهایی مسافر مهدی در روز پنجشنبه ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر. از خانواده سراسر پر مهر و محبت آقای مهندس تشکر می‌کنم که چنین بستری را فراهم کرد تا من از تاریکی ها نجات پیدا کرده و خدمت نمایم.
در ابتدا باید بگویم؛ در زمانه‌ای که عصا را از نابینایان می دزدند و سلام خیلی‌ها از روی طمع است، اشخاصی یافت می‌شوند که بدون هیچ‌ چشم‌داشتی کمک می‌کنند تا منِ مسافر حالم خوب باشد و همانند یک ستاره بدرخشم.
مقصود؛ سپاسگزاری از افرادی است که در نمایندگی جدید کنگره ۶۰ واقع در گرگاب مشغول به خدمت هستند تا فضایی را مهیا نمایند برای کمک به همنوعان خود.
اما درمورد دستورجلسه:
آداب و معاشرت؛ مجموعه‌ای از اصول، رفتار و هنجارهای شناخته‌شده‌ی اجتماعی است که به افراد کمک می‌کند تا مراودات و روابط‌شان با یکدیگر آسان گردد و به مشکل برنخورند.
در این تعریف، چند نکته‌ی مهم و پررنگ وجود دارد. اولین مورد، رفتارهای پذیرفته شده اجتماعی است. تمامی اعمال ارزشی و ضدارزشی که در کنگره ۶۰ مطرح است، زیرمجموعه‌ی این مورد قرار می‌گیرند. چنانچه با پرداختن به این موضوع، می‌توان به درکِ درستی از رفتارهایی که مورد تایید خرد جهانی هستند، رسید. 
مسئله‌ی بعدی، موضوع یاری کردن در تعاملات و مراودات انسان است. همانطور که شخص با رعایت این اصول، در هر زمینه‌ای، زمان و بهای کمتری می‌پردازد و به نتیجه ی مطلوبی نیز خواهد رسید.
مانند روغنی که در ماشین ریخته می‌شود تا از اصطکاک و استهلاک جلوگیری کند.

آقای مهندس در این باره، در سی‌دی دیپلماسی می‌فرماید: برای اینکه یک فکر، تبدیل به فعلی متناسب با آداب گردد؛ نیازمند سه عامل است:
۱- بیان مناسب
۲- استفاده در مکان مناسب
۳- استفاده در زمان مناسب
که این موارد و بکارگیری آنها می‌شود آداب و معاشرت خوب.
و جایی دیگر می‌فرماید: آداب و معاشرت، بایستی متناسب با جایگاه اشخاص شکل گیرد.
یعنی بدانیم با چه شخصی چطور رفتار نماییم.

موضوع بعدی این دستورجلسه؛ ادب است. ادب به نظر من یعنی قرار گرفتن هرچیزی سر جای خودش. یعنی به درستی استفاده کردن از هر ابزاری. به اعتقاد من ادب در مثلث دانایی قرار می‌گیرد؛ یعنی آموزش، تفکر و تجربه، باعث ایجاد ادب می‌شود.
اما آداب و معاشرت، در مثلث دانایی گنجانده می‌شود؛ چنانچه بدون ادب، معاشرتی شکل نمی‌گیرد.
در نتیجه؛ ادب و معاشرت، مستلزم یکدیگرند.

در مورد آخرین مورد؛ یعنی تعادل و بی تعادلی، آقای خدامی می‌فرمودند: تعادل از ریشه‌ی عدل گرفته شده و عدل نیز به معنای عدالت پنهان است.
این بدان معناست که اگر شخصی در تعادل باشد، از ظرفیت‌هاش کمتر و به‌جا استفاده می‌کند.
بعنوان مثال: زبان برای صحبت کردن است، اما فرد متعادل پنجاه درصد آن را بکار می‌گیرد و در کنار آن، حواس دیگر خود را نیز مورد استفاده قرار می‌دهد.

در نهایت؛ با رعایت این اصولی که ذکر شد، یک فرد به آسانی می‌تواند به تعادل برسد؛ در مقابل، با عدم بکارگیری آنها، بی تعادلی به راحتی در شخص شکل می‌گیرد.

و اما دستورجلسه دوم؛ تولد یکمین سال رهایی مسافر مهدی

آن چیزی که در مورد مهدی عزیز وجود دارد، در دیدار اولی که با داشتم، کاملا تن و بدنم لرزید. مانده بودم که با او چه کنم؟ با وجود آنهمه تخریب، تردید داشتم که بتواند خودش را به رهایی برساند؛ اما با خواسته قوی و فرمانبرداری که در او وجود داشت، توانست این خواسته اش را محقق کند. هر آنچیزی که به زبان می‌آوردم، در جواب، فقط از او چشم می‌شنیدم. به همین ترتیب تغییرات در او به‌تدریج شکل گرفت. کاملا ادب را رعایت می‌کرد و مطیع بود. همین هم شد که این دستورجلسه با تولدش مصادف شد.
از ویژگی‌های خوبی که داشت، از همان ابتدا شروع به خدمت کرد و جایگاه های خدمتی مختلفی را طی کرد. امیدوارم که او را در جایگاه راهنمایی نیز ببینم.
در آخر؛ این جشن را خدمت جناب مهندس، مهدی عزیز، همسفر محترم او، فرزندان عزیزش، به راهنمای همسفر او، به آقای مرتضی باقری؛ راهنمای ویلیام او، و به تمامی اعضای امام قلی خان تبریک می‌گویم.
آقای مهندس را تشویق کنید.

پیام تولد مهدی عزیز:

قله و فتح آن چندان اهمیتی ندارد اما نشانی از خویش در آن مکان گذاشتن مهم است؛ شما باید به منزلت و جلال گذشته بازگردید.

اعلام سفر:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. آخرین آنتی ایکس مصرفی؛ هروئین و شیشه 11 ماه بیست و چهار روز سفر کردم در لژیون 14 نمایندگی امام قلی خان؛ به راهنمایی استاد خوبم آقای حسن میرعلایی: در حال حاضر یکسال و چند روز است که آزاد و رها هستم. ورزش در کنگره؛ والیبال.

 

خواسته مسافر:
خواسته‌ی من، همان خواسته‌ی آقای مهندس؛ یعنی جهانی شدن کنگره‌ ۶۰ است.

خواسته همسفر:
خواسته‌ی من این است؛ کسانیکه سفر خود را خراب کرده‌اند بتوانند طعم رهایی را چشیده و این جایگاه را لمس کنند.

سخنان مسافر:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. من هم به مانند دیگر مسافران حاضر در جلسه، در دوران اعتیاد، تخریب‌ های زیادی دیده و سختی‌های فراوانی کشیده‌ام. ۲۳ سال درگیر اعتیاد بودم. در این دوره‌ی تلخ، همیشه فکر می‌کردم مصرفم کنترل شده است و من سوار بر مواد هستم؛ در صورتی‌که بذر اعتیاد را کاشته بودم و مدام در حال آبیاری آن بودم. خیلی سریع اتفاق افتاد. ابتدا با مصرف شیشه شروع شد و در طول ۴ الی ۵ سال، به جایی رسیدم که دیگر نمی‌توانستم به خانه بروم. چه شب‌هایی را که بیرون از خانه در پارک‌ها به صبح می‌رساندم. خیلی دوست داشتم که از این دام رها شوم، اما کنگره ۶۰ را نمی‌شناختم. تلاش‌های زیادی برای ترک کردن کردم اما بی فایده بود. رنج های زیادی می‌کشیدم اما نتیجه ای نداشت و پس از مدت زمان کوتاهی از دوری مواد، به مصرف باز می‌گشتم.
تا اینکه کنگره ۶۰ به من معرفی شد.
جا دارد از آقای محسن بهارلو، راهنمای تازه واردینم تشکر کنم؛ که با زحمات و لطف هایی که به من داشتند، مرا جذب اینجا نمودند.
در ادامه؛ با الگو قرار دادن راهنمایان و مسافران موفق کنگره ۶۰، همچنین با تلاش و فرمانبرداریِ محض از دستورات راهنمایم، توانستم به درمان و رهایی برسم.
آنچیزی که خیلی برایم اهمیت داشت، خدمت کردن بود. مزایای خدمت کردن در کنگره ۶۰ را فقط کسانی درک می کنند که در حال خدمت هستند.
برای من، شرایط خوبی که در حال حاضر در آن قرار دارم، از لطف خدماتی است که در کنگره ۶۰ انجام می‌دهم. منی که در آن دوره، تا مرز کارتن خوابی پیش رفته بودم و در خواب هم نمی‌دیدم که در این جایگاه قرار بگیرم. از معجزات کنگره ۶۰ همین بس که در کنار درمان، به انسان ها شخصیت می‌دهد.
خواسته‌ی قلبی‌ام این است که بزودی به جایگاه راهنمایی برسم و همچنان در حال خدمت کردن به همنوع خود باشم.
در آخر؛ از جناب آقای مهندس بابت فراهم کردن چنین بستری که در دنیا نظیر ندارد تشکر می‌کنم؛ از راهنما و استاد خوبم آقای حسن میرعلایی زحمات زیادی برای من کشیدند و به من لطف داشتند صمیمانه تشکر می‌کنم. امیدوارم با راهنما شدن بتوانم زحمات ایشان را جبران کنم. از آقای مرتضی باقری راهنمای ویلیامم، از آقای محسن بهارلو راهنمای تازه‌واردینم، از دوستان هم‌خدمتی‌ام در اوتی، از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و تمامی خدمتکزاران کنگره ۶۰ که دست به دست هم دادند تا من امروز روی این صندلی بشینم و حال خوش را تجربه کنم، تشکر می‌کنم. از راهنمایان همسفرم خانوم زهره و خانوم آرزو تشکر می‌کنم. و یک تشکر ویژه از همسفر عزیزم که همیشه با رفتار و کردار مناسب، و لطفی که به من داشت، در کنارم بود. تنهایم نگذاشت و دوران مصرفم را تحمل کرد. ممنون زحماتش هستم و امیدوارم در کنار هم خوشبخت باشیم.

سخنان همسفر:

خدارا شکر می‌کنم که این جایگاه، قسمت من و مسافرم نیز شد. روز اولی که وارد کنگره ۶۰ شدم، مثل امروز، تولد یک مسافر و همسفر دیگری بود. آن روز پیش خود می‌گفتم: آیا می‌شود من و مهدی هم یک روزی در کنار یکدیگر در این جایگاه قرار بگیریم؟
همیشه خودم را در این جایگاه تصور می‌کردم.
اصلا باورم نمی‌شد مهدی با وجود آنهمه تخریب به درمان و رهایی برسد. امیدوارم تمامیِ سفر اولی ها این جایگاه را لمس و حس نمایند و به آن آرامشی که من و مسافرم رسیده‌ایم، برسند.
زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، در لژیون خانوم زهره قرار گرفتم. تمامی لحظاتی که در آن دوره، در لژیون ایشان بودم، برایم گنگ و نامفهوم بود؛ از شادی و آرامشی که دیگران داشتند. حالم بسیار بد بود. مدام با حالی پریشان لژیون را ترک می‌کردم. پس از گذشت مدت‌ها، با تلاشی که برای دعوتم به صبر داشتند، بالاخره بذر امید در دلم کاشته شد. باز هم می‌گویم: باورم نمی‌شد؛ اما رفته رفته، تغییرات را در مهدی دیدم و همین موضوع ترغیبم می‌کرد تا من نیز ادامه دهم، سی‌دی هایم را بنویسم، مطیع راهنمایم شوم و در رفتن به کنگره ۶۰ پیش قدم باشم.
من هم به نوبه خودم از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم؛
اگر شما امروز، از مسافر من تعریف می‌کنید و به این میزان او را تشویق می‌کنید، این را مدیون ایشان هستم. در ادامه از آقای حسن میرعلایی که مانند یک پدری دلسوز زحمت مهدی را کشیدند تشکر می‌کنم. از خانوم زهره که مرا به این مرحله‌ای که قرار دارم رساندند، از خانوم آرزو که مانند یک خواهر دلسوز کمکم کردند و من بسیار از ایشان آموختم تشکر می‌کنم. از کمک راهنمای عزیزم خانوم مژگان که از دلایل جذب من به کنگره ۶۰ بودند و تمامی شما دوستان که با مشارکت هایتان به من دلگرمی دادید تشکر می‌کنم؛ و ممنون که در جشن ما حضور داشتید.

رهایی ها:


تایپ: مسافر رضا لژیون 10
عکاس مسافر نادر لژیون 5
ویراستاری و ارسال مطلب مسافر جاوید لژیون 18

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .