اکنون که شروع به نوشتن این ماجرا میکنم اواسط بهمنماه سال ۱۳۷۵ است؛ یعنی حدود یک ماه و نیم مانده به فصل بهار، فصلی که طبیعت دوباره زاده میشود و زمین جان تازهای به خود میگیرد. در این نقطه از زمان آقای مهندس در مقدمه قوانین کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر از سفری خاص سخن میگویند. سفری که قرار است تقدیر بسیاری از انسانهای دردمند را دگرگون کند. این نه تنها سفری برای رهایی از بند مواد مخدر بلکه سفری بزرگ از تاریکی به نور، از بینظمی به نظم و از سردرگمی به آگاهی و بیداری عمیق انسانی است.
آقای مهندس حسین دژاکام پس از ۱۷ سال اعتیاد و ناامیدی سرانجام در بهمنماه سال ۱۳۷۵ و همزمان با ماه مبارک رمضان با الهام از روزه و نظم حاصل از روزهداری موفق شدند میزان مصرف مواد خود را منظم و تثبیت کنند. این اتفاق مقدمه و جرقهای برای ابداع کاملترین و پیشرفتهترین متد درمان جامع اعتیاد در دنیا؛ یعنی کشف متد DST شد. ایشان همزمان با اجرای این متد و کاهش تدریجی و پلهای مصرف اپیوم تجربیات روزانه و لحظهای خود را به رشته تحریر درآوردند تا سندی ماندگار برای آیندگان باشد. یک سال بعد در ۱۵ آذرماه ۱۳۷۶ پس از ۱۱ ماه عملیات درمانی و کاهش تدریجی مصرف به قطع مصرف و رهایی از اعتیاد دست یافتند و طعم شیرین آزادی را چشیدند.
سپس در ۳۱ شهریورماه ۱۳۷۸ نخستین جلسه کنگره ۶۰ را با حضور تعداد اندکی از مصرفکنندگان مواد مخدر برگزار کردند و دو ماه بعد در دوم آذرماه همان سال کنگره۶۰ رسماً اعلام موجودیت نمود. اکنون ۲۶ سال از آن تاریخ میگذرد و کنگره ۶۰ به یکی از بزرگترین و قدرتمندترین سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه درمان اعتیاد در جهان تبدیل شده است؛ اما در این سفر سخت و یخبندان چه چیزی قرار است دست ما را بگیرد؟ چه عاملی میتواند همچون قطبنما یا چراغی روشن مسیر را در دل تاریکیها به ما نشان دهد؟ اینجاست که وجدان وارد میشود، همان قانوننویس درونی که همواره همراه انسان است.
آقای مهندس میفرمایند: «در این کتاب از از قوانینی استفاده شده که میتوان آنها را قوانین الهی نامید.» یعنی همان قوانینی که خداوند در وجود انسان قرار داده است. صدایی آرام، آژیری خاموش و یک معلم پنهان که همیشه بیدار است. زمانیکه از قوانین الهی سخن میگوییم، در حقیقت از همان وجدان بیدار حرف میزنیم که در سالهای تاریکی زیر خروارها خاکستر پنهان شده بود. وجدان نوری است که تاریکی را به ما نشان میدهد، نه نوری که فقط روشن کند. اگر در مسیر اشتباه قرار بگیریم ما را سرزنش نمیکند؛ بلکه به ما یادآوری میکند که این راه درست نیست و مسیر نجات در جهتی دیگر قرار دارد.
آقای مهندس این قوانین را پلهای نیرومند برای اندیشه میدانند؛ پلهایی که انسان را از سمت تاریکی و سقوط به سوی نور و آرامش هدایت میکنند و وجدان همان پل طلایی است که ذهن و دل مت را به یکدیگر وصل میکند. در این میان نقش راهنما بهعنوان مربی و راهبلد برای عبور از این منطقه کوهستانی بسیار حیاتی است. راهنما فردی است که این قوانین را با گوشت و پوست خود لمس کرده و با عشق، نور وجدانش را بر مسیر تاریک ما میتاباند تا ما نیز بتوانیم این قوانین را درک کنیم.
تصاویر این کتاب از ماشین گرفتار در یخبندان گرفته تا درخت پوسیده و اسکلتها همگی وضعیت نبرد درونی ما با نیروهای منفی را نسان میدهند. این تصاویر به ما یادآوری میکنند که بدون تسلیم شدن در برابر قوانین و بدون گوش به فرمان بودن عبور از این سرما ممکن نیست. تسلیم شدن؛ یعنی بپذیریم که در گذشته راه را اشتباه رفتهایم و اکنون باید در برابر قوانین الهی و اصول کنگره سر تعظیم فرود آوریم تا به تعادل برسیم. بنابراین بیایید این قوانین ساده اما شگفتانگیز را فقط نخوانیم و حفظ نکنیم. بیایید با آنها زندگی کنیم و اجازه دهیم وجدان این قوانین را ملکه جسم و جان ما سازد.
آقای مهندس میفرمایند: «علمی که تجربه شده باشد سندی بدون نقص خواهد بود.» کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر نیز سند زنده رهایی ما است. این کتاب تاکنون به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و عربی ترجمه شده است. نسخه عربی آن هنوز به چاپ نرسیده است. امروزه این کتاب اثری برای عبور از تاریکی به سمت نور و بهعنوان سندی بینقص از یک تجربه عملی شناختهشده و به روایت درآمده است.
نویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
رابط سایت: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
35