English Version
This Site Is Available In English

انسانی که تعادل داشته باشد وجودش همیشه سرشار از عشق محبت است

انسانی که تعادل داشته باشد وجودش همیشه سرشار از عشق محبت است

همسفر لیلا به همراه مسافر داود با آخرین انتی‌ ایکس تریاک وارد کنگره شدند؛ با روشDST  و با داروی‌ ‌OT  به مدت ۱۰ ماه و ۵ روز سفر اول، رهایی ۶ سال و ۴ ماه. با راهنمایان مسافر پرویز و همسفر لیلا. ورزش همسفر، مسافر والیبال. 

نقش احترام متقابل در روابط اجتماعی چیست؟

همه‌ی ما می‌دانیم که اگر به دیگران احترام نگذاریم از آن‌ها احترام دریافت نمی‌کنیم در هر جایگاهی باشیم؛ اگر مادر باشیم چگونه با فرزندان خود رفتار کنیم اگر فرزند باشیم با پدر، مادر خود چطور رفتار کنیم فرقی نمی‌کند؛ اگر من این مسئله را درست یاد نگرفته باشم خودم در جامعه آسیب می‌بینم و نمی‌توانم با دیگران ارتباط داشته باشم. اگر در رفتار ما با دیگران احترام باشد این بین ما محبت ایجاد می‌کند و ‌باعث می‌شود که بیشتر از کنار هم بودن لذت ببریم اگر در جمعی باشیم که همه به هم‌ دیگر احترام متقابل دارند دوست نداریم از آن جمع برویم و همین روابط باعث پیشرفت، رشد ما در جامعه می‌شود.

به نظر شما مرز بین صراحت و بی‌ادبی کجاست؟

شاید خیال کنیم که حرفی که به نظر ما شوخی بود، باعث ناراحتی طرف مقابلمان شده‌ خیلی مهم نباشد و بابت آن معذرت خواهی نکنیم یا بگوییم که من همینی که هستم حرفم را صریح می‌گویم؛ این کار ما باعث رنجش در دیگران می‌شود. ما برای جواب دادن به طرف مقابل؛ باید قبل از هر حرفی تفکر داشته باشیم که آیا این جواب من در مقابل آن فرد را ناراحت می کند یا نه. به قول قدیمی‌ها که می‌گفتند: (حرف را در دهان مزه مزه کن بعد بگو) ما اگر قوانین رفتار و گفتگو با دیگران را بلد باشیم نه خودمان آسیب می‌بینیم و نه دیگران را از خود آزرده می‌کنیم؛ اگر می‌خواهیم حالمان خوب باشد باید باعث حال خوب دیگران باشیم، به قول بزرگان «کسی که برای دیگران چراغی روشن می‌کند خود در تاریکی نخواهد ماند».

چه عواملی می‌توانند باعث از دست رفتن تعادل در روابط شوند؟

اگر من بخواهم همیشه رابطه خوبی با دیگران داشته باشم باید همیشه حرمت‌ها را حفظ کنم بی‌ احترامی نکنم؛ اگر رفتار من، حرف زدن من و کارهایی که انجام می‌دهم همیشه در تعادل باشد مطمئنا می‌توانم با دیگران رابطه خوبی داشته باشم، هر کاری که دوست دارم انجام دهم چون این طور راحتم و هر رفتاری بکنم برای حال خوب خودم، این کارها باعث می‌شود که تنها بمانیم یا خیلی مواقع محبت زیادی هم باعث از بین رفتن تعادل می‌شود که من فرزندم را دوست دارم و از دوست داشتن زیاد او را لوس بار بیاورم، این کار من او را از تعادل خارج می‌کند و در آینده حتما ضربه خواهد دید.

به نظر شما ارتباط میان ادب و تعادل شخصیتی چیست؟

انسان‌ها همیشه سعی می‌کنند خوبی خودشان را نشان دهند؛ ولی آیا من می‌توانم زمانی که عصبانی هستم همان انسان آرام، خوب باشم؟ اگر من توانسته خودم یا شخصیتم را این گونه پرورش دهم یعنی به تعادل رسیده‌ام.
همیشه سعی می‌کنم با دیگران طوری رفتار کنم که باعث رنجش، ناراحتی نشوم، در اطراف ما کم و بیش انسان‌هایی هستند که همیشه با احترام، محبت با دیگران بر خورد می‌کنند؛ آن‌ها اکثرا آرام هستند از زمانی که در کنار آن‌ها بوده لذت می‌برند و این آرامش، محبت آن‌ها به روی ما هم تاثیر مثبت می‌گذارد. انسان‌های بزرگ همیشه از محبت، عشق و گذشت به ما گفته‌اند. انسانی که تعادل داشته باشد وجودش همیشه سرشار از عشق، محبت است؛ ما به این جهان آمده‌ایم که آموزش بگیریم، به آگاهی لازم برسیم که خود را بسازیم تا به تعادل برسیم.

به عنوان کلام آخر اگر پیام یا مطلبی را دوست‌ دارید بفرمایید؟

در آخر از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان تشکر، قدردانی می‌کنم که قوانین زندگی کردن را به ما آموختند تا به تعادل برسیم و به دیگر انسان‌ها کمک کنیم. در کنگره۶۰ آموزش گرفتم که باید از تمام چیزهایی که در هستی وجود دارد تشکر کنم چون با وجود آن‌هاست که من هستم. از خداوند می‌خواهم که کمک کند تا بتوانم قدر نعمت کنگره۶۰ را بدانم و ‌خدمت‌گزار باشم. با تشکر از شما همسفر سهیلا.

مصاحبه کننده و عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .