چهاردهمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر مرتضی، نگهبانی راهنمای محترم همسفر دانیال و دبیری همسفر علی با دستور جلسه:"آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" پنجشنبه 21 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم، یک مسافر.
بسیار بسیار خداوند را شکرگزارم بابت حضور در کنار همسفران عزیز. نمایندگی کوروش آذرپور باعث افتخار است که من اینجا هستم. همچنین از بستری که آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان برای منِ مرتضی، فراهم کردهاند تا در فضایی جمع شویم و از یکدیگر آموزش ببینیم، تشکر میکنم. حس بسیار خوبی دارم از اینکه در جمع شما هستم. احساس میکنم و دریافت میکنم که نتیجهٔ سفر یک مسافر در کنگرهٔ ۶۰ به همان عشق و محبتی میرسد که میان اعضا وجود دارد. ما مثلثی داریم به نام «مثلث عشق». این مثلث عشق به چیزی نیاز دارد که ما به آن معنی بدهیم: هم عشق، هم معشوق که ما آن را سایهها میگوییم. ضلع دیگر آن حس است؛ بدین معنا که وقتی میخواهیم دربارهٔ موضوعی یا کسی صحبت کنیم، خود را درون آن فرد قرار دهیم تا او را درک کنیم و بعد صحبت نماییم. موضوع اصلی دربارهٔ این مثلث، «جاذبه» است. کسی مثل من وقتی وارد کنگره میشود، چه به عنوان رهجو در حال سفر باشد خواه سفر اول، خواه سفر دوم، خواه ایجنت باشد، خواه راهنما، خواه مرزبان هر کسی در هر جایگاهی که قرار دارد، در حال سفر کردن است؛ یعنی آن راهنما نیز دارد سفر میکند دورهٔ چهارساله. البته چالههایی در این مسیر وجود دارد. منِ مرتضی، وقتی در سفر اول خود بودم، به دلیل هیجانی که از اطلاعات اینجا به دست میآوردم، میخواستم به بیرون بروم و سریعاً آن را منتقل کنم. آری، میخواستم بگویم: جایی پیدا شده که تمام مواد را درمان میکند، تمام بیماریها را. مطمئناً راهنما جلوی من قدمی میگذارد و میگوید: تو هنوز اطلاعات کافی نداری و نباید این را بروی انتقال بدهی.

جلوتر میروم؛ این اطلاعات بیشتر و بیشتر میشود و وقتی این دانش کمکم زیاد میگردد، من آدم جذابتری برای کسانی میشوم که بیرون از اینجا هستند. این جذابیت به خاطر آن تغییری است که در من ایجاد شده است. من آن مرتضیِ قبل نبودم؛ منی که از روی بیتعادلی و از روی بیادبی، کارهایی را ناخواسته انجام میدادم حالا آن را به مواد وصل میکنیم. اما الان منِ مرتضی، تغییر کردهام. این تغییر باعث جذابیت در من شده است. حالا میآیم در جایگاههای مختلف. وقتی ما در خودِ کنگره دارای خدمت هستیم خواه خدمت سایت باشد، خواه خدمت نگهبانی، خواه خدمت دبیری، خواه راهنما بودن هر چیزی که باشد، افراد جدیدی میخواهند وارد کنگره شوند. آیا من روی خودم کار میکنم تا برای این افراد جذابیت داشته باشم یا نه؟ آیا میآیم این سفری را که دارم برای خودم جذاب کنم و بقیه آن جذابیت را ببینند و برایشان شور ایجاد شود تا بتوانند در اینجا حضور پیدا کنند؟ بله، صد در صد این اتفاق برای من افتاد؛ چون وقتی سفر اولم تمام شد، حدود یک سال و خوردهای طول کشید تا دوستانی که کنار من بودند بخواهند بیایند وارد سفر اول شوند و بیایند درمان بشوند. اگر من مسافر خوبی باشم و در مسیر خوبی حرکت کنم، مطمئناً آن تغییر از روی ادب میآید. آن ادب و ادبیاتی که یاد گرفتم باعث میشود جذب این موضوع بشوم. آدم باادب، شبکهٔ افراد دور خود را بیشتر میکند. آدم باادب کسی که حرمت و احترام را رعایت کند مطمئناً دوستان بیشتری به خود جذب میکند. آدم باادب، چه در کنگره و چه بیرون از کنگره، برای بقیه جذابیت دارد. در کنگره نیز مطمئناً جایگاهها با ادب به دست میآید. در کتاب «ادموند و هلیا» نوشته شده است که شرط اول یادگیری، ادب است. اگر قرار باشد چیزی به خود اضافه کنیم، مطمئناً این کار با ادب اتفاق میافتد. ادب مثل عطر میماند؛ عطری که به خود میزنیم. شاید این بوی آن فقط برای خودمان باشد، اما بقیه نیز از آن استفاده میکنند و لذت میبرند. ادب از حیاتیترین اخلاقیاتی است که یک نفر دارد. وقتی حتی با کسی که داری بحث میکنی، ادب را رعایت میکند، آن شخص دوستداشتنی میشود به خاطر اینکه ادب را رعایت میکند. تا جایی بحث میکنی، اما وقتی میبینی دارد ادب و احترام را با تو رعایت میکند، مطمئناً دوست داری بغلش کنی و کمی از بحث خود کوتاه بیایی. ناخواسته آدمهایی که باادب هستند، کاریزماتیک میشوند. موضوعی که بسیار بسیار مهم است و ما در جمع خود داریم فرقی نمیکند جمع مسافران یا همسفران این تشکیلات تمام این جمع شدنهای دور هم تا وقتی خوب است که ادب رعایت میشود. اگر کنگره ۲۶ سال یا ۲۷ سال هنوز هم پابرجاست، به خاطر رعایت کردن ادب و احترام است. وقتی ادب رعایت شود، مطمئناً آن ساختار دچار تعادل میشود ناخواسته دچار تعادل میشود. و وقتی ساختاری دچار تعادل باشد، هم رشد میکند و هم حفظ بقا میکند.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم. مرسی.
در ادامه رای گیری برای انتخابات پنجمین دوره نگهبانی روزهای پنجشنبه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور بین کاندیدهای محترم همسفر علی و همسفر محمدرضا رهجو راهنمای محترم همسفر علی از لژیون یکم، که با شمارش آرا همسفر علی از لژیون یکم به عنوان نگهبان روزهای پنجشنبه انتخاب شدند.

عرض تبریک به همسفر علی
تایپ، ویراستاری و بارگذاری: سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
72