English Version
This Site Is Available In English

جایگزینی درست، کلید رهایی از نیکوتین است.

جایگزینی درست، کلید رهایی از نیکوتین است.

دهمین جلسه از دور چهاردهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی گوجان با استادی  مسافر خسرو ،نگهبانی مسافر شفیع و دبیری مسافر کوروش با دستور جلسه :(دخانیات) سیگار ،قلیان ،ناس، پیپ ،ویپ در مورخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سیگار، قلیان، پیپ، ناس... من آنجا که می‌دانم، فقط درباره سیگار می‌توانم صحبت کنم. قلیان و پیپ و این‌ها را تجربه نکرده‌ام. حدود ۴۲ سال سیگار کشیدم و الان تنها کسی که هم‌سن من است و آگاه است، خوشبختانه سیگاری نبوده است.

ما زمانی که ۱۶، ۱۷ ساله بودیم، هر مجلسی، عروسی‌ای یا مراسمی بود، سیگار فراوان بود. چنان سیگار در مراسم‌ها بود که ما برای حدود یک ماه، ۲۰ روز یا ۱۰ روز با دوستانمان سیگار ذخیره می‌کردیم. آن زمان همه به هم وابسته بودند. همه عروسی‌ها و مراسم‌ها نزدیک به هم بود و در شهر کوچک ما، برای یک ماه یا دو ماه سیگار ذخیره می‌کردیم و یواش‌یواش سیگاری شدیم. به قول آقای مهندس، تمام و عیار سیگاری شدیم.

خدا را شکر، حدود ۲۰ سال فقط سیگار می‌کشیدم و آن زمان مواد مصرف نمی‌کردم. بعد از ۲۰ سال، مصرف مواد هم اضافه شد و مصرف سیگارمان دو برابر شد. خدا می‌داند در این آخرها نفسم درنمی‌آمد. شب‌ها که به خانه می‌رفتم هم مواد می‌کشیدم هم سیگار. نصف شب بلند می‌شدم، احساس می‌کردم اکسیژن به من نمی‌رسد، نفس به من نمی‌رسد؛ از ترس بلند می‌شدم و می‌نشستم. با خودم می‌گفتم شاید یک‌وقت دیگر نفسم نیاید.

بعد از مدتی گفتم: خدایا، ما از دست این سیگار و این مواد تا کی باید سیگار بکشم؟ خدا می‌داند تنها آرزویم این بود که از مواد نمی‌ترسیدم؛ فقط آرزو داشتم یک روز سیگار نکشم. اما یک روز هم نشد، اصلاً نشد.

تا اینکه خدا خواست، به واسطه یکی از دوستان وارد کنگره شدم. حدود ۱۰، ۱۱ ماه در لژیون آقا ارش، سفر اول کردم. البته آقا حمید، آقا عباس و بقیه متوجه شده بودند و رفته بودند شهرکرد و لژیون سیگار را درمان کرده بودند، ولی من اصلاً متوجه نبودم و فقط روی مواد تکیه کرده بودم.

هر چه آقا ارش و دیگران می‌گفتند که داروی OT اگر سیگاری نباشی ۷ یا ۸ ساعت دوام می‌آورد و می‌تواند آدم را نگه دارد، ما چون سیگار می‌کشیدیم، نهایتاً ۳ ساعت و نیم یا ۴ ساعت دوام می‌آورد. به نظر من کسی که سیگار نمی‌کشید خیلی موفق‌تر بود و خیلی راحت‌تر می‌توانست سفر اول را بگذراند.

بعد از سفر اول، وارد سفر دوم شدیم. چند بار آمدم خدمت آقا ارش؛ ایشان به ما برنامه می‌دادند. هم OT می‌خوردم هم سیگار می‌کشیدم، تازه شده بودم دوگانه‌سوز! بعد از مدتی به آقا ارش گفتم: آقا ارش، من چطور موفق نمی‌شوم؟ آقا عباس و آقا حمید موفق شدند، من چرا نه؟ من زورم به این سیگار نمی‌رسد.

ایشان گفتند: به فلانی آهنی که می‌رود توی کوره، یک تکه‌اش می‌شود شمشیر آب‌دیده، یک تکه‌اش می‌شود نعل اسب. این حرف واقعاً ما را تکان داد. فرمایش ایشان درست بود؛ آن‌ها آب‌دیده شده بودند. من هم سیگار می‌کشیدم هم آدامس. صبح تا ظهر آدامس می‌خوردم، ظهر که می‌شد دو نخ سیگار می‌کشیدم. اصلاً جور نشد.

دیگر به آقا ارش گفتم: آقا ارش، شما موفق نمی‌شوی؟ گفت: خیلی ممنون، تو برو همان سیگارت را بکش، نمی‌توانی. رفتیم و مدتی سیگار را مرتب کشیدیم، ولی واقعاً متوجه شده بودم؛ به قول آقای مهندس و راهنماها، وقتی متوجه هم بشوی دیگر مصرف‌کننده خوبی نمی‌شوی. واقعاً از دست سیگار زجر می‌کشیدم.

تا اینکه خدا را شکر، راه باز شد و آمدم لژیون آقای مان. از آنجا شروع کردیم و الان ۹ ماه است دارم سفر می‌کنم. خدا می‌داند، به قول آقای مهندس، من سی‌دی نیکوتینو را داشتم می‌نوشتم و واقعاً مهندس می‌گوید که جایگزین می‌شود؛ واقعاً آدامس جایگزین سیگار می‌شود. ما فکر می‌کنیم مگر می‌شود؟ ولی واقعاً می‌شود.

خدا را شاکرم که در کنگره ۶۰ هستم و توانستم سیگارم را درمان کنم. حالا آقایانی که دوستان سفر اولی هستند، فکر نکنم همه ۲۰ یا ۳۰ سال از من کوچکتر باشند. من که ۶۰، ۶۱ یا ۶۲ سال عمر دارم، به راحتی توانستم سیگارم را درمان کنم. خدا می‌داند در این ۹ ماه، حتی یک‌بار هم فکر نکردم که یک نخ سیگار بکشم. اصلاً چه لذتی دارد؟ به چه قیمتی؟ اصلاً ارزش ندارد.

حالا تازه بچه‌هایی که از من کوچکترند، باید بتوانند سیگارشان را درمان کنند. برای خودم می‌گویم خیلی راحت است، در سفر اول خیلی راحت‌تر از سفر دوم است. بعدش هم آقای مهندس در یکی از سی‌دی‌ها مثالی می‌زند: سربازی در جبهه تیراندازی نکرد. وقتی او را بازخواست کردند، گفتند چرا تیراندازی نکردی؟ گفت: به هزار و یک دلیل. گفتند آن دلیل چیست؟ گفت: اولش این‌که اصلاً تیری نداشتم که تیراندازی کنم.

سیگار هم همین است؛ به هزار و یک دلیل ضرر دارد. دلیل اولش این است که ریه‌ها را خراب می‌کند. خدا می‌داند آن زمان اصلاً نمی‌توانستم راه بروم، نمی‌توانستم بدوم. الان هفته‌ای دو جلسه می‌روم سالن و ورزش می‌کنم. روز جمعه هم که می‌رویم پارک، راحت می‌دوم بدون اینکه نفسم کم بیاید یا اذیت شوم.
حالا خدا را شکر. آن زمان که بچه‌ها و دوستان ما، قبل از ما، آقا عباس و بقیه، رفتند شهرکرد و درمان شدند، الان ما خدا را شاهد می‌گیرم که چهار، پنج لژیون سیگار در شعبه خودمان داریم. دیگر از این بهتر؟ قبلاً بچه‌ها باید سوار می‌شدند و هفته‌ای یک جلسه می‌رفتند شهرکرد؛ رفت‌وآمد، ماشین، بنزین و... اما الان پنج دقیقه، من اگر بخواهم از در خانه بیایم تا اینجا، شش یا هفت دقیقه می‌آیم به نمایندگی خودمان. دیگر از این بهتر؟

خیلی راحت شده. باید قدردان کنگره باشیم، قدردان مهندس باشیم، قدردان روش DST باشیم. الان قانون زکات در کنگره خیلی مهم است. باید از چیزی که به ما می‌رسد، بخشی را بدهیم. حتماً چیزی که به دست می‌آوریم باید بازپرداختی داشته باشد. خیلی خدمت به ما شده، سلامتی‌مان را به دست آورده‌ایم؛ حالا ما هم باید خدمت کنیم تا به دیگران هم جرأت بدهیم.

ممنون که به حرف‌هایم گوش دادید. 

تنظیم ،ویرایش و ارسال :مرزبان خبری مسافر جعفر 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .