English Version
This Site Is Available In English

کنگره برای من به نوعی دانشگاه محسوب می‌شود

کنگره برای من به نوعی دانشگاه محسوب می‌شود

چهارمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی مسافر بهنام، نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر ایرج، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، بهنام هستم یک مسافر.

سخن اولم را از آیه کلام‌الله مجید آغاز می‌کنم. حضرت موسی زمانی که مأمور شدند به مصر بروند و با فرعون صحبت کنند، به درگاه خداوند متوسل شدند و این آیه را خواندند؛ آیه‌ای از سوره طاها که می‌توانید به آن مراجعه کنید: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی، وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی، وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسَانِی، یَفْقَهُوا قَوْلِی» یعنی: خدایا سینه‌ام را گشاده گردان، کارم را آسان کن، گره از زبانم بگشا تا سخنم را بفهمند.

حضرت موسی در حالی که برای صحبت با فرعون آماده می‌شدند، از خداوند طلب یاری کردند، چون تحت فشار مشکلات بودند و به‌نوعی تعادلشان تحت تأثیر قرار گرفته بود. این آیه به ما یادآوری می‌کند که در لحظات سختی، انسان باید به خداوند پناه ببرد و از او طلب گشایش، فهم و توانایی بیان کند.

آیت‌الکرسی در سوره بقره، بزرگ‌ترین آیه قرآن کریم است؛ هم از نظر معنا و هم از نظر محتوا. در هرجایی که انسان دچار ترس و خوف باشد، این آیه می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. من از قرآن صحبت کردم، چون آقای مهندس همیشه در صحبت‌هایشان از کلام‌الله استفاده کرده‌اند. من هم متوسل به همین صحبت‌ها شدم تا شاید یک نفر در این مکان از صحبت‌های من انرژی بگیرد و بهره‌مند شود.

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: «ثبت با سند برابر است» و علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است. اگر بخواهیم بی‌تعادلی را درک کنیم، کافی است ۲۰ صفحه اول کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» را بخوانیم. من هم اشاره‌ای به آن می‌کنم: زمانی که جناب مهندس در تاریکی‌ها بودند، تمام هستی و نیستی‌شان را از دست دادند؛ و همه این‌ها به دلیل مواد و نفس اماره بود. مواد آن‌قدر قدرتمند است که به غول یخی تشبیه شده است. عبور از مواد فقط بخشی از ماجراست. آقای مهندس همیشه می‌گویند: درمان بالاتر از ترک مواد است؛ به همین دلیل مثلث جهان‌بینی را ایجاد کردند.

فوق درمان چیست؟ تعادل. تعادل چگونه به‌وجود می‌آید؟ با دانایی، معرفت، عمل سالم و عدالت. ما یک عمر لذت زندگی کردن، زندگی با زن و بچه، و آرامش واقعی را فراموش کرده بودیم؛ چون در نفس اماره قرار داشتیم. وگرنه بسیاری از افراد بیرون از کنگره، حتی ذره‌ای تعادل ندارند. یکی از موفقیت‌های کنگره این است که اگر فردی سه ماه به‌درستی سفر کند، دست‌کمی از روان‌شناسان جامعه ندارد.

کنگره به ما آموخت که در زمان مرگ، نفس ما تحویل گرفته می‌شود؛ اما در مدرسه به ما می‌گفتند که فرشته الهی روح ما را تحویل می‌گیرد. روح از جنس خداوند است. ما می‌گوییم به نام نامی انسان، که قطره‌ای از دریای مطلق است. زمانی که خداوند از روح خود در انسان دمید، انسان به قطره‌ای از اقیانوس تبدیل شد و تمامی صفات الهی در او به ودیعه گذاشته شد؛ تا به‌وسیله عقل و اختیار خود، خوبی و بدی را تشخیص دهد و به سوی تکامل حرکت کند.

من نمی‌خواهم با کلمات بازی کنم، اما وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم که چه بوده‌ام و چه می‌کرده‌ام، و اکنون می‌بینم به این مرحله رسیده‌ام، خدا را شکر می‌کنم که راه هزار فرسخی را با قدم‌های کوچک آغاز کرده‌ام. اگر نقصی در صحبت‌های من می‌بینید، به‌خاطر تجربه کم من است؛ اما اگر این تجربه، در جایگاه استادی تکرار شود، قطعاً موفق‌تر خواهم بود. نیوتن ۹۹۹ بار تلاش کرد و شکست خورد. وقتی از او پرسیدند آیا باز هم می‌خواهی ادامه بدهی، گفت: برای ۱۰ هزار بار هم امتحان می‌کنم.

یک اشاره هم به دستور جلسه بکنم: زمانی مصرف‌کننده بودم و تعادلی نداشتم، امروز الحمدللّٰه وارد کنگره شده‌ام؛ که برای من به‌نوعی دانشگاه محسوب می‌شود. اینجا همه چیز پیدا می‌شود: معرفت، عزت نفس، اعتماد به نفس، آبرو، سواد و خیلی چیزهای دیگر. هر کسی که در کنگره باشد، فیلسوف می‌شود؛ اگر هم نشود، نیمه‌فیلسوف می‌شود. دوستی در کنگره داشتم که با توجه به سن بالایش، یک روز استاد جلسه بود و می‌گفت: فردی از من پرسید چقدر درس خوانده‌ای؟ من در جواب گفتم: من مدرسه نرفته‌ام، ولی در دانشگاه درس می‌خوانم. گفتند مگر می‌شود مدرسه نرفته باشی و درس بخوانی؟ ایشان پاسخ داده بود: من دانشگاه کنگره ۶۰ رفته‌ام. این دانشگاه، بهشتی است که باید قدر آن را بدانیم و باید دعا کنیم که خداوند به ما کمک کند تا در این مسیر درست حرکت کنیم، جهان‌بینی خود را قوی‌تر کنیم، و در ادامه مشکلات مادی زندگی نیز از طریق القاء و الهام حل شوند. مشکلات، گره زندگی من نیستند؛ بلکه مسیری برای اوج گرفتن من در زندگی هستند. من مشکلات خودم را رحمت زندگی می‌دانم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

عکاس: مرزبان مسافر مرتضی

نگارنده و تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .