هفتمین جلسه از دوره هفتاد و یکم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی ارغوان تهران، با استادی راهنما مسافر سپیده، نگهبانی همسفر روحانگیز و دبیری مسافر السا، با دستور جلسه «آداب معاشرت، تعادل، بیتعادلی ادب و بیادبی» روز یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، سپیده هستم، یک مسافر.
بسیار خوشحالم که بار دیگر این فرصت را پیدا کردم تا در کنار لژیون، در خدمت شما عزیزان باشم.امروز در مورد دو موضوع مشارکت میکنیم؛ ابتدا در مورد دستور جلسه؛ «آداب معاشرت، تعادل، بیتعادلی ادب و بیادبی» صحبت میکنیم و در ادامه، تولد یک سال رهایی خانم شهربانو عزیز را جشن میگیریم.
در ارتباط با دستور جلسه، میخواهم صحبتهایم را با جملهای از آقای مهندس آغاز کنم. ایشان میفرمایند: «درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان.» یعنی زمانی که من به سفر دوم میرسم، به درمان دست پیدا کردهام؛ اما حالا باید بهتدریج حرکت کنم تا به تعادل برسم.این موضوع تعادل از همان سفر اول برای من آغاز میشود. چگونه؟ زمانی که ذرهذره پلهها را پایین میآیم و مقدار OT من کاهش پیدا میکند، باید به همان میزان، تعادل در من افزایش پیدا کند. اگر به گذشته خود نگاه کنم و ببینم که هیچ تغییری نکردهام، آنجاست که باید به درون خود رجوع کنم و گرهها را پیدا کنم.
در مورد آداب معاشرت نیز، باید به این فکر کنیم که چرا چنین دستور جلسهای مطرح شده است. ممکن است من در بیرون از کنگره برخی مسائل را یاد نگرفته باشم، یا حتی یاد گرفته باشم اما بهدلیل حال نامناسب، آنها را فراموش کرده باشم و اینجا دوباره آنها را میآموزم.
برای مثال، خود من به یاد دارم زمانی که دبیر جلسه بودم، نمیدانستم که هنگام تحویل دفتر دبیری باید آن را با دودست تقدیم کنم. اما همانجا این موضوع را یاد گرفتم یا در سفر اول آموختم که وقتی یک خدمتگزار با جایگاهی مانند مرزبان، راهنما یا ایجنت وارد میشود، باید احترام بگذارم. این احترام به جایگاه است.همچنین یاد گرفتم هنگام صحبت با افرادی که جایگاه بالاتری دارند، از ضمیر «شما» استفاده کنم و ادب کلام را رعایت کنم. این موارد نیاز به تمرین و آموزش دارند و هیچ اشکالی ندارد اگر آنها را بهمرور یاد بگیریم.
ممکن است من در سن ۳۰ سالگی وارد کنگره شده باشم؛ این به این معنا نیست که بیادب بودهام، بلکه شاید برخی موارد را فراموش کرده بودم و اینجا دوباره به من یادآوری شده است.کنگره به ما آموزش میدهد که جایگاهها را بشناسیم. حتی در محیط کار، وقتی رئیس وارد میشود، باید به احترام او از جا بلند شوم، حتی اگر علاقهای به او نداشته باشم؛ چون ما به جایگاه احترام میگذاریم.آقای مهندس در سیدی آداب معاشرت میفرمایند: «انسان زمانی دچار بیتعادلی میشود که جایگاه خود را گم کند.»
برای مثال، اگر من خدمتی را بپذیرم که ظرفیت آن را ندارم، دچار بیتعادلی میشوم و تصور میکنم دیگران مرا اذیت میکنند؛ درحالیکه مشکل از درکنکردن جایگاه خودم است. همانطور که در ابتدای سفر گفته میشود، باید دوربین را روی خودمان نگه داریم.نکته مهم دیگر این است که؛ وقتی تعادل نداریم، دچار بدرفتاری با دیگران میشویم و این فقط باعث هدررفتن انرژی خود ما میشود. انرژی مثبت خود را از دست میدهیم و جای آن را خشم، کینه و نفرت میگیرد.
یکی از مهمترین آموزشهایی که در کنگره میگیریم، وقتشناسی است. وقتشناسی اوج ادب یک انسان است؛ اینکه سرِ وقت در جلسات، کلینیک و هر قرار دیگری حاضر باشیم، نشاندهنده بیدار شدن نیروهای درونی ماست.اگر به تعادل برسیم، یاد میگیریم که حتی اشتباهات دیگران نیز برای ما درس هستند. یعنی از آنها میآموزیم که چه کاری را انجام ندهیم. همچنین باید در نظر داشته باشیم اگر کسی دچار بیتعادلی است، از روی ناآگاهی است، نه اینکه بخواهیم با خشم و نفرت به او نگاه کنیم.
سخنان استاد در مورد یک سال رهایی مسافر شهربانو:
این تولد را خدمت جناب مهندس، ایجنت محترم و گروه مرزبانی و خود خانم شهربانو تبریک میگویم.امروز را از صمیم قلب به ایشان تبریک میگویم. ایشان از همان ابتدا رهجوی بسیار خوبی بودند، سفر خود را بهخوبی طی کردند و باوجود مصرف بالای هروئین و شیشه، بسیار قوی حرکت کردند.
ایشان قبل از ورود به کنگره با اتفاق سختی مواجه شده بودند، اما همان اتفاق مسیرشان را به سمت کنگره باز کرد. گاهی اتفاقات بهظاهر بد زندگی، میتوانند نقطه شروع اتفاقات بسیار خوبی باشند.
خانم شهربانو بهتنهایی این مسیر را طی کردند، باوجود شرایط سخت و حتی مشکل بینایی، هیچگاه بهانه نیاوردند، غیبت نکردند و باپشتکار ادامه دادند.در لژیون همیشه مشارکت فعال داشتند و تمام کارهایی را که یک مسافر سفر اول برای رسیدن به حال خوب باید انجام دهد، بهخوبی انجام دادند و در سفر دوم حدود یک سال خدمت کردند و اکنون امیدوارم در مسیرهای خدمتی دیگر نیز موفق باشند و انشاءالله به جایگاه راهنمایی برسند؛ چرا که عشق و ایمان زیادی به کنگره دارند.
ایشان نمونهای از یک فرد مؤدب هستند و بهخوبی آداب معاشرت را آموختهاند. امیدوارم حال خوششان همیشگی باشد.در پایان از توجه شما عزیزان سپاسگزارم و امیدوارم در هر دو موضوع، مشارکت داشته باشید. ممنون از همراهی شما
اعلام سفر:
راهنما: خانم سپیده - آنتی ایکس مصرفی: شیشه و هروئین - مدت سفر: ۱۱ ماه روش درمان: DST - داروی درمان: شربت OT- مدت رهایی: ۱ سال و ۲ ماه - ورزش: دارت
صحبتهای مسافر شهربانو:
سلام دوستان، شهربانو هستم، یک مسافر.
در ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین آقای دکتر امین تشکر میکنم که با آموزشهای جهانبینی به ما کمک کردند.ما ممکن است جسم خود را درمان کنیم، اما اگر به صور پنهان خود توجه نکنیم، هنوز به حال خوش واقعی نرسیدهایم؛ بنابراین لازم است روی درون خود کار کنیم.
در کنگره نباید تماشاگر باشیم؛ باید بازیگر باشیم. باید به سفر دومیها، راهنماها، مرزبانان و خدمتگزاران نگاه کنیم و ببینیم چگونه میتوانیم ما هم به حال خوش آنها برسیم.زمانی که من وارد کنگره شدم، حالم بسیار بد بود. در تازهواردین حتی نمیدانستم «سیدی نوشتن» چیست. در این مسیر، خانم زهرا و خانم سمانه در بخش تازهواردین، خیلی به من کمک کردند تا متوجه شوم و بتوانم راهنمای خود را انتخاب کنم.
همچنین از همه دوستان، راهنماها و اعضای لژیونم که با محبتشان به من کمک کردند تا به این حال خوش برسم، صمیمانه تشکر میکنم. در واقع، ما در کنگره وقتی از بند مواد رها میشویم، به یک بند ارزشمندتر متصل میشویم؛ بندی که به رشد و حال خوش ما کمک میکند.
امروز به سفر اولیهای عزیز میخواهم بگویم؛ وقتی رها میشوید و لباس سفید میپوشید، فکر نکنید همهچیزتمام شده است؛ بلکه تازه شروع مسیر است. باید خدمت بگیرید و روی صور پنهان خود کار کنید تا به حال خوش واقعی برسید.از خانم زهرا، ایجنت محترم، نیز تشکر میکنم و از خانم سپیده عزیزم که برای من مانند نوری بودند که مسیر تاریکم را روشن کردند، صمیمانه قدردانی میکنم.
این دستور جلسه برای من بسیار کاربردی بود؛ چون قبل از ورود به کنگره، آداب معاشرت را بلد نبودم، صبر و آرامش نداشتم و نمیتوانستم درست صحبت کنم. اما امروز اطرافیانم، از تغییراتم تعجب میکنند و اینها همه نتیجه آموزشها و خدمتهایی است که در کنگره تجربه کردم.
صحبتهای همسفر مسافر شهربانو:
من امروز بسیار خوشحالم که دخترداییام خانم شهربانو به رهایی رسیدهاند؛ چون قبلاً حال خوبی نداشتند؛ ولی حالا در مسافرتها کنار ما هستند و خیلی به ما خوش میگذرد.
از آقای مهندس و خانم سپیده، بسیار سپاسگزارم. در پایان از همه شما عزیزان سپاسگزارم. انشاءالله همگی پایدار و موفق باشید.

آزمون داخلی آمادگی آزمون کمک راهنمایی
تایپ: راهنما مسافر سپیده لژیون پنجم - نمایندگی ارغوان تهران
عکس: مرزبان مسافر فائزه - نمایندگی ارغوان تهران
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
7