English Version
This Site Is Available In English

جهل و نادانی دشمن تعادل انسان

جهل و نادانی دشمن تعادل انسان

جلسه دوم از دوره پانزده کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی اسلامشهر با استادی همسفر مائده، نگهبانی همسفر نسیم و دبیری همسفر رقیه با دستور جلسه‌ «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» در روز سه‌شنبه ۱۹خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت۱۷ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛

در رابطه با دستورجلساتی که در کنگره یا کارگاه تعیین و روی آن‌ها کار می‌شود عموماً یا وادی می‌باشند و یا موضوع مشخصی را دنبال می‌کنند؛ اما برخی دستورجلساتی، مانند دستور جلسه این هفته سه بخش مهم دارد: یکی آداب معاشرت دیگری ادب و بی‌ادبی و سومی تعادل و بی‌تعادلی. این را از نظر خودم می‌گویم این مدل دستورجلسه‌ها مفهوم مهمی دارند ما در کنگره مفهوم و معنای کلمات را به‌خوبی یاد می‌گیریم تا هم در کنگره و هم در زندگی خود آن‌ها را اجرا کنیم؛ اما به نظر من، بخش مهم‌تر این دستورجلسات این است که در واقع ارتباط میان این مفاهیم را پیدا کنیم و متوجه شویم چه ارتباطی بین تعادل و ادب وجود دارد؟ چرا ریشه بی‌ادبی بی‌تعادلی است؟ یا چرا آداب معاشرت می‌تواند باعث رشد من شود؟

هر کدام از این‌ها نتیجه‌ای دارند؛ مثال می‌زنم انسانی که آداب معاشرت بلد نیست و ادب ندارد انسانی بی‌تعادل است و انسانی که بی‌تعادل باشد؛ قطعاً آن آگاهی را ندارد. آقای مهندس همیشه در صحبت‌های خود و سی‌دی‌هایشان ابتدا می‌گویند: «ما چهارده ثانیه سکوت می‌کنیم به خاطر اینکه از شر بزرگ‌ترین دشمن خودمان که جهل و نادانی خودمان است فرار کنیم.» در واقع تمام منجلاب‌هایی که در آن‌ها گیر می‌کنیم و مشکلاتی که در سر راهمان قرار می‌گیرند و تمام این بی‌تعادلی‌ها به خاطر نادانی و ناآگاهی خودمان است؛ اگر بخواهم کیفیت آداب معاشرت خودم را بالا ببرم؛ باید چهار وجه خود را رشد دهم یکی رشد فکری دیگری رشد فردی، رشد روحی و رشد اجتماعی است. این‌ها چگونه اتفاق می‌افتد؟ هر کدام تعریف مخصوص به خود را دارند؛ اگر بخواهم توضیح دهم وقت زیادی می‌برد این رشد به چه صورت اتفاق می‌افتد؟ زمانی که من در جامعه باشم با مردم تعامل داشته باشم و با آن‌ها حرف بزنم این آگاهی اگر بالا برود باعث می‌شود اشتیاق من بیشتر شود و من ناخودآگاه به سمت آن‌ها کشیده شوم.

همه علم و یادگیری‌ها به من کمک می‌کند که به یک انسان متعادل تبدیل شوم به انسانی متعادل که آداب معاشرت را متوجه شده است. افرادی که آداب معاشرت را می‌شناسند؛ قطعاً افرادی می‌باشند که از روی اصول و با احترام رفتار می‌کنند رفتار این افراد در تمام شرایط همیشه منطقی و سنجیده است. دیده‌اید بعضی افراد را که می‌گویند: «این بی‌گدار به آب نمی‌زند.» این شخص در واقع بدون فکر کاری را انجام نمی‌دهد البته از آنجایی که دنیای ما پر از اضداد است قطعاً عکس آن هم وجود دارد. چه چیزی است؟ انسانی که بی‌ادب و گستاخ است رفتارهای او غیرمنطقی است و ریشه آن همان بی‌تعادلی است. یک ضرب‌المثل که خیلی به این موضوع مرتبط است می‌گوید: «ادب را از که آموختی؟ از بی‌ادبان.» این به آن معنی نیست که من از کار آن‌ها تقلید کنم؛ بلکه باید یاد بگیرم و توجه کنم که آن‌ها با رفتار خود در عموم هم برای خود و هم برای دیگران ناهنجاری ایجاد می‌کنند و من از کار آن‌ها پرهیز کنم. این ضرب‌المثل را مطرح کردم تا یک تجربه شخصی را بیان کنم.

چند وقت پیش در جمعی بودیم که از یک فرد، یک بی‌ادبی را یاد گرفتم آن هم این بود که آن فرد، به دلایلی مانند خصومت شخصی یا اختلافی که با فرد دیگری داشت در آن جمع او را مورد تمسخر قرار می‌داد و حضور او را نادیده می‌گرفت و به کارهایش واکنشی نشان نمی‌داد این می‌تواند بی‌ادبانه‌ترین نوع بی‌ادبی باشد همچنین می‌تواند انسان را ضعیف جلوه دهد که چنین کاری را انجام دهد. بی‌ادبی‌ها می‌توانند غیرمستقیم هم باشند؛ زیرا برخی بی‌ادبی‌ها مانند انتقاد از ظاهر دیگران است مثلاً کسی کار اشتباهی انجام دهد و من بخواهم به ایشان ناسزا بگویم یا او را انسان خلافکار جلوه دهم یکی دیگر از انواع بی‌ادبی نیز ایراد گرفتن از دیگران است.

به عنوان مثال من در شعبه یک همسفر را می‌بینم که مثلاً لکه‌ای روی صورتش دارد یا ظاهرش آشفته است اگر همان لحظه ایراد را به ایشان بگویم می‌تواند آن را اصلاح کند؛ اما اگر فردی را ببینم و بگویم وای، چقدر چاق شده‌اید، چقدر صورتتان افتاده و پیر شده‌اید، من حق ندارم به کسی حس ناکافی بودن بدهم در آن لحظه ایرادی را مطرح کرده‌ام که او قادر به اصلاح آن نیست. من حق چنین کاری را ندارم؛ زیرا این موضوع نه فقط آن روز؛ بلکه ماه‌ها و سال‌ها در ذهن او می‌ماند و او را درگیر می‌کند. در آخر، به عنوان نتیجه‌گیری بگویم که انواع بی‌ادبی ریشه در بی‌تعادلی دارند. انسانی که تعادل دارد کسی است که دنبال تحقیر دیگران نیست و آن‌ها را مسخره نمی‌کند، انسانی است که برای افراد زندگی خود مرزبندی قائل می‌شود؛ یعنی من صمیمیتی که با دوستم را دارم، قرار نیست با استادم داشته باشم. راحتی کلامی که برای گفتن مسائل خصوصی زندگی با مادر، خواهر یا راهنمای خود دارم قرار نیست با افرادی که فقط دو روز است آن‌ها را می‌شناسم، داشته باشم. انسانی که متعادل است خوب نقد می‌کند، می‌داند چگونه و به چه کسی احترام بگذارد و چطور در جمع رفتار کند.

تقدیر از اعضای لژیون سردار

رهایی تغذیه سالم همسفر فاطمه و همسفر زهرا با راهنمایی همسفر ربابه

 

مرزبانان کشیک: همسفر ندا و مسافر مهدی
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر منیره(لژیون ششم)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر بیتا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .