پنجمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر جمال، نگهبانی مسافر افشین و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» سهشنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، جمال هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر این لیاقت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و از تکتک شما آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز، حول سه محور اصلی میچرخد: آداب معاشرت، ادب و بیادبی، و تعادل و بیتعادلی.
همانطور که همه میدانیم، درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ یک فرایند مشخص دارد؛ حداقل ۱۰ تا ۱۱ ماه زمان لازم است تا جسم به درمان برسد. اما نکته کلیدی اینجاست که «تعادل»، به دنیای جهانبینی ما مربوط میشود و در صور پنهان ماست. جناب مهندس بارها تأکید کردهاند که پرونده درمان اعتیادِ ما مدتهاست بسته شده است؛ آنچه اهمیت دارد، این است که شخص بعد از طی مسیر، به آن «تعادل نسبی» رسیده باشد.
درمانِ صرفاً دارویی، با پروتکل DST در بیرون از کنگره هم شدنی است، اما تفاوتِ کنگره ۶۰ در بحثِ رسیدن به تعادل است. آقای مهندس میفرمایند: «درمان فوقِ ترک است و تعادل فوقِ درمان.» این تعادل، در همهچیز جاری است؛ تعادل در خوراک، در صحبت کردن، در رانندگی و... من باید این تعادل را ذرهذره در زندگیام پیاده کنم تا تبدیل به انسان بهتری نسبت به گذشتهام شوم. این تعادل، همان وجه تمایز اصلیِ من با یک فرد مصرفکننده است. یک مصرفکننده، فاقد تعادل است؛ یک روز خمار و بیحوصله است و حتی طاقتِ وجود خودش را ندارد، و روز دیگر که نشئه است، مهربان میشود. این نوسان، نشانه بارز بیتعادلی است. من باید به آن نقطه از تفکر برسم که روزبهروز در زندگی شخصیام متعادلتر و باثباتتر شوم.
به قول جناب مهندس، یک «کنگرهای» باید در جامعه بدرخشد. مدتی پیش بچههای کنگره به یک سمینار دعوت شده بودند؛ میگفتند همه آن سمینار یک طرف بود و بچههای ما یک طرف. چرا؟ چون در طرز نشستن، برخاستن، صحبت کردن و رفتوآمدشان، آن تعادل و نظم کنگرهای موج میزد.
و اما در مورد آداب معاشرت: منِ جمال باید یاد بگیرم که چطور با دیگران ارتباط برقرار کنم. برقراری ارتباطِ سالم، مستلزم این است که آداب معاشرت را بلد باشم. باید بدانم با هر کسی چطور صحبت کنم؛ نوعِ صحبت کردن با یک کودک ۱۰ ساله، با یک پیرمرد، یا با یک قاضی، کاملاً متفاوت است.
اگر جایی میروم و کارم انجام نمیشود یا با مانعتراشی روبرو میشوم، باید بدانم که احتمالاً رفتار یا شیوه بیان من اشتباه بوده است. این آموزشهای آداب معاشرت در زندگی من معجزه کرد. من با اجرای همین آداب و نشان دادن رفتار مناسب در مقابل یک قاضی، توانستم حکم سنگین خود را به ۶ ماه تغییر دهم.
در پایان، سخنم را با این جمله زیبا از جناب مهندس به پایان میبرم که: «ادبِ مرد، به از دولتِ اوست.»
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر محمد لژیون ۷
عکاس: مسافر هادی لژیون ۸
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
133