کهاید هیچ وقتی به اندازه زمانی که متوجه اعتیاد مسافرم شدم به خودم بیتوجه نبودم. صبح و شب در این فکر بودم که از چه راهی میتوانم او را نجات بدهم، کدام متخصص ترک اعتیاد بهتر است و داروهای کدام یک تأثیر بیشتری دارد، بهحدی در این افکار بیهوده غرق بودم که به فرزندم، اوضاع زندگی و اطرافیانم هم بیتوجه شده بودم، تمام تمرکزم روی مسافرم بود. با این افکار ناسالم، گفتار و کردارم نیز ناسالم شده بود، از اطرافیانم توقع خدمت و کمک داشتم، زمانی که آنها در حد انتظار من ظاهر نمیشدند، شروع به گله و شکایت میکردم و خدا را مقصر تمام بدبختیهایم میدانستم.
ورود به کنگره پرتویی از نور به زندگی تاریک من و مسافرم تاباند، یاد گرفتم همهچیز دست خودم است، شاید خانواده و اطرافیانم تا زمان کوتاهی بتوانند ما را مورد حمایت مالی یا عاطفی قرار بدهند؛ اما خود ما هستیم که باید برخیزیم و دستبهکار شویم، درواقع مسئول اتفاقات پیشآمده خود ما بودیم؛ ولی به چشم طلبکار به اطرافیان نگاه میکردیم و انتظار کمک از آنها داشتیم، نمیدانستیم که همه به این حیات آمدهایم تا مشکلاتی که بر سر راه است را حل کنیم و از این طریق آموزش بگیریم. کلید حل مشکلات دست خودمان بود؛ اما آن را در جای دیگر جستجو میکردیم.
مدام در حال مقایسه زندگی خودم با دیگران بودم که چرا فلانی در آسایش و راحتی زندگی میکند؛ ولی من در رنج و سختی؟ به کدامین گناه چنین مشکلاتی در زندگی من وجود دارد و صدها سؤالی که تا قبل از ورود به کنگره، پاسخی برایشان پیدا نکرده بودم.
اکنون که در حال نگارش این دلنوشته هستم به یمن وجود کنگره و آموزشهای راهنمایم همسفر وجیهه و لطف بیکران خداوند بزرگ که هیچوقت تنهایم نگذاشت، وارد سفر دوم شدهام، در این مدت پاسخ خیلی از سؤالاتم را پیدا کردهام. از آموزشهای مهندس حسین دژاکام، جهانبینی دکتر امین، نشریات و آموزشهای راهنمایان گرانقدر بسیار درس گرفتهام؛ وقتی به عملکرد کنگره، دقیق میشوم چیزی جز درس و آموزش در آن نمیبینم در اینجا حتی به ابتداییترین مباحث زندگی اجتماعی که در نوع خود مهمترین است؛ یعنی همان آداب اجتماعی به خوبی پرداخته شده و همه اینها نشان از درایت، ذکاوت و هوش سرشار مهندس حسین دژاکام و اهمیتی است که ایشان به وجود اخلاق در کنار علم و تربیت در کنار تعلیم، قائل شدهاند.
اکنون که با لژیون سردار آشنا شدهام و عضو کوچکی از این لژیون هستم؛ بایستی یادم نرود چه بسیار افرادی در این مسیر با کمکهای مالی خود در جهت استحکام پایههای کنگره قدمهای بسیار مؤثری برداشتهاند و با این حرکت خود به تعادل افراد زبادی که جز نیستشدگان بودند، کمک شایانی کردهاند، من هم میتوانم نتیجه درسی که به واسطه آموزشهای کنگره در مورد ادب آموختهام را در قالب قدردانی از این افراد و کمک مالی در حد توان خود در جهت پیشبرد اهداف علمی و مالی کنگره نشان دهم؛ چراکه معتقدم قدردانی نیز یکی دیگر از شاخههای ادب است، همچنین فرمانبرداری لایق، چشمی بینا و گوشی شنوا برای کنگره باشم و با سر وقت آمدن و حضور بهموقع در جلسات، فراگیری آموزشها و کاربردی کردن آنها بتوانم نقشی هرچند کوچک در ازدیاد تعداد شعب نمایندگی کنگره۶۰ داشته باشم و مانند سایر راهنمایان این عرصه من نیز چراغ راهی شوم برای راهگمکردگان جاده حقیقت و با فانوس علم و ادب مسیر زندگی بهتر را برای آنها نشان دهم .
این را نیز بگویم که هنوز ابتدای راه هستم و تا پختگی کامل و تکامل واقعی سالهای بسیار زیادی فاصله دارم. بهقولمعروف هنوز قطرهای از این اقیانوس بیکران علم و دانش کنگره و جهانبینی را فرانگرفتهام و تا رسیدن به سرمنزل مقصود بسی راه مانده است. از خداوند بزرگ توفیق خدمتگزاری در این زمینه را برای خودم و همه کسانی که دلشان به عشق کمک به همنوع خویش میتپد خواستارم.
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ویراستار: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
91