در این این سیدی دکتر امین میفرمایند: ما برای رسیدن به حال خوش باید مراحلی را انجام دهیم و این مراحل قوانینی دارد. اگر بخواهیم به حال خوش دست پیدا کنیم، بستگی به خودمان دارد که در چه وضعیت یا در چه جایگاهی قرار داریم و چقدر تلاش میکنیم؟ شاید سالها طول بکشد که جوانهها را ببینیم. اکثر انسانها از حال خوش محروم هستند؛ چون تلاش میکنند و از قوانین آگاهی ندارند. برای همین نتیجه بالعکس میشود و حالشان بدتر میشود و بهتر نمیشود. باعث میشود در تاریکی قرار بگیرد.
در داستان خلقت انسان که در قرآن آمده است، خداوند به فرشتگان میگوید که سجده کنید. همه به جز ابلیس سجده میکنند. خداوند از او سوال میکند که چرا تو سجده نمیکنی؟ ابلیس بلافاصله میگوید: چون من از او بهتر هستم. خداوند او را بیرون میکند و او از خداوند فرصت میخواهد. چه اتفاقی میافتد که انسان سقوط میکند؟ اندیشه هر انسان میتواند او را به گمراهی بکشاند. ما در کنگره۶۰ دو نوع صور به نامهای صور آشکار و صور پنهان داریم. در هر انسانی یک شیطان درونی و یک شیطان بیرونی وجود دارد. در آیه بعدی شیطان از خداوند این فرصت را میخواهد تا اندیشه و اعتقاد خود را ثابت کند و در انسانها هم این نیز بهوجود میآید.
همانطور که شیطان برای اثبات اندیشه خود میخواست انسانها را به نافرمانی بکشاند، در انسان نیز سقوط ایجاد میشود. این اندیشه که من جنس برتر هستم و نسبت به موجودات دیگر بهتر میباشم، آغاز نافرمانی است. یک سری درگیری در ذهن ما وجود دارد که منشأ آنها در مقایسه کردن است. هرکس میتواند ماهیت افکار خود را در ذهن بررسی کند و ببیند کدام قضیه میخواهد او را به سقوط بکشاند. ما حاضریم بهای سنگینی را پرداخت نماییم؛ ولی بر سر اعتقاد و برتر بودنمان بمانیم. در اینجا یک سوالی پیش میآید که اگر اینطور باشد، انسان هیچ تلاشی در زندگی نمیکند.
تفاوت تلاش، در نگاه ما میباشد. اینکه من میخواهم بهتر شوم با اینکه من برتر هستم، متفاوت است. تفاوت در نگاه انسان است که باعث سقوط و رفتن در تاریکی میشود. هر اتفاقی که میافتد به نفس مربوط است که دارای خواسته میباشد. ما نفس را از روی خواستهاش میشناسیم و میفهمیم که در چه وضعیتی است. نفس دارای خواستههای معقول و نامعقول میباشد. گفته میشود که اگر انسان بخواهد در مسئله نامعقول حرکت کند و وارد تاریکی شود، چند راه دارد. راه اول این است آن خواسته نامعقول را اجرا کند. دومین راه این است که خواسته معقول را اجرا نکند و سومین راه، خواسته معقول را نبیند و از یاد ببرد.
اولین ضلع مثلث تاریکی وسوسه میباشد. ما در کنگره۶۰ بارها گفتهایم که وسوسه با نیاز تفاوت دارد. وسوسه چیزی است که با زمان حل میشود و آن حس از بین میرود؛ اما نیاز، با زمان برطرف نمیشود و آن حس از بین نمیرود. مانند تشنگی که قطعاً باید آب خورده شود تا برطرف شود؛ چون نیاز است. ضلع بعدی انجام خواستههای معقول است که ما میخواهیم انجام بدهیم؛ اما از ذهنمان خارج میشود. شیطان ما را از یاد خود و خداوند غافل میکند و اینگونه میشود که یک سری مطالب در ذهنمان اینقدر اهمیت پیدا می کنند. مطالبی که برای ما اهمیت و حساسیت داشته باشند، بهطور کلی پاک میشود. بهتر بگویم که پاک نمیشود بلکه مدفون میشود. ما از انجام بسیاری از کارهای معقول که در توانمان است، محروم میشویم.
هرگاه به نقطهای برسیم که فرمان یا کار معقولی که صادر میشود را مستقیماً رد کنیم، عصیان اتفاق میافتد. در کلامالله هم از آن یاد شده است. پس در مجموع وسوسه با نیاز فرق دارد. اگر ما به سمت یک خواسته نامعقول برویم و آن را انجام ندهیم، زندگیمان تباه نمیشود و هیچچیز از تعادل خارج نمیشود. مرحله آخر همان طغیان یا عصیان است که شرط بهوجود آمدن آن دو چیز است. یکی اینکه انسان تحت فشار زیاد قرار میگیرد و از درون به نقطهای میرسد که مقابله مستقیم میکند. مورد بعدی نیز این است که مفاهیم را درک نمیکند. یعنی زمانیکه انسان فقط مطلب را میخواند و از آن رد میشود. مطلب اصلی این است که ما باید آن را آنقدر تکرار کنیم تا مطالبش را جذب کنیم و برایمان جالب باشد و بتوانیم آن را کاملاً حس کنیم.
منبع:سی دی مثلث تاریکی (استاد امین )
نویسنده:همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون دوم)
ویرایش:همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهره(لژیون اول)دبیراول سایت
همسفران نمایندگی صالحی۲
- تعداد بازدید از این مطلب :
79