یازدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (آداب معاشرت ادب و بیادبی تعادل و بی تعادلی ) با استادی راهنمای محترم مسافر حسن و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر امیررضا وز سهشنبه مورخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :
خلاصه سخنان استاد :

«سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر به من فرصت داد تا در کنگره ۶۰ و شعبه ارگ حضور داشته باشم. سپاسگزار آقای مهندس هستم که مسیر رهایی را برای من فراهم کردند و قدردان راهنمای عزیزم و تمامی خدمتگزارانی هستم که از ساعات اولیه روز در اینجا حضور دارند تا بستری فراهم شود که منِ «حسن» بتوانم آموزش بگیرم و امروزم بهتر از دیروزم باشد. همچنین تشکر ویژهای دارم از آقای حمیدرضا، ایجنت محترم شعبه، و آقای محسن نقدی که در کنگره کرمان زحمات بسیاری کشیدند.
همه ما میدانیم که کنگره ۶۰ متعلق به خودِ ماست و وقتی به آن نگاه میکنم، درمییابم که هر کدام از ما از این «سهامِ نور» برخورداریم. آن کسی که خدمت میکند، آن که سردار یا دنور است، و یا کسی که در سبد قانون ۱۱ مشارکت میکند، همه و همه سهامداران این نور هستیم. انسانها در دنیای مادی به دنبال سهام در شرکتهای بزرگ هستند، اما به عقیده من، ارزشمندترین سهامی که میتواند همراه من باشد، همین سهام نوری است که در کنگره و این جمعیت احیای انسانی وجود دارد؛ جایی که یک نفس، یک جسم و یک انسان احیا میشود. همانطور که در کلامالله آمده: «اگر انسانی نفسی را احیا کند، گویی تمام نفوس را احیا کرده است.»
در مورد دستور جلسه «آداب و معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی»، باید بگویم تمام دستور جلسات و منابع آموزشی کنگره ۶۰، از جمله کتاب ۶۰ درجه، تنها با یک هدف تدوین شدهاند: اینکه من از جهانی که در آن بودم، به جهانی متفاوت و برتر قدم بگذارم. من پیش از این مصرفکننده بودم و بارها برای ترک تلاش کردم، اما آیا آن جهانِ بعد از ترک، بهتر از جهان قبل بود؟ خیر، چرا که صدمات جبرانناپذیری به جسم خود میزدم. اما روش DST این روند را تغییر داد؛ ما در درمان اعتیاد و حتی درمان چاقی، از دنیای تاریکِ بیماری بیرون میآییم و وارد دنیای سلامت و تعادل میشویم.
بدن ما دارای حدود ۳۷ هزار میلیارد سلول هوشمند است که بسیار دقیق عمل میکنند. جسم من، هویت جداگانهای است که سیستمی نظارهگر بر تمامی اجزای آن (مانند قلب، کبد و کلیه) حاکم است که ما آن را «سیستم ایکس» مینامیم. منِ حسن، به واسطه جهل و ناآگاهی و برای کسب لذتهای زودگذر، با استفاده از مواد مخدر یا مشروبات الکلی، این سیستم را از کار انداختم و با خارج کردن آن از تعادل، زمینهساز انواع بیماریها شدم.
آقای مهندس مثال بسیار زیبایی میزنند: وقتی چشمهای که به شهرها و روستاها آب میرساند آلوده شود، آیا با نصب فیلتر در ورودی شهرها میتوان آب گوارا به دست آورد؟ قطعاً خیر؛ باید منبع و سرچشمه اصلاح شود. روش DST دقیقاً همین کار را انجام میدهد. در این بازسازی ۱۰ تا ۱۱ ماهه، نه تنها اعتیاد، بلکه بسیاری از بیماریهای موروثی و زمینهای نیز درمان میشوند.
علاوه بر این، سیستم دیگری هم وجود دارد که شاهد افکار، رفتار و اندیشههای ماست. من در کنگره میآموزم که چگونه با جسم خود رفتار کنم؛ چرا که جهانبینیِ کنگره به ما میگوید که ادب و احترام، بازتاب عملکرد خودِ ماست. «گندم از گندم بروید، جو ز جو». وقتی مشروبات الکلی مصرف کنیم، حسمان پوشیده میشود و با مواد مخدر، سیستم ایکس از کار میافتد و دچار دوقطبی میشویم؛ زمانی که نشئهایم، زندگی را به باد میدهیم و زمانی که خماریم، تعادل روانی نداریم.
بیتعادلیِ من، ریشه در قبول نداشتن همین «سیستمِ نظارهگر» داشت. در کنگره یاد میگیرم که سیستمی بر رفتار و افعال من ناظر است. اگر آداب معاشرت و نحوه برخورد با جسمم را که علم کنگره میآموزد رعایت کنم، به بهشتِ جاویدان میرسم؛ بهشتی که در همین حیات، با جسمی سالم و اندیشهای پویا برایم محقق میشود. پیش از کنگره، من فقط زنده بودم و به دنبال کسبوکار، اما امروز مسیر زندگیام تغییر کرده است.
من پیش از کنگره، فقط زنده بودم و زندگی نمیکردم، چرا که تمامی حسهایم بسته بود. اما امروز در کنگره، واقعاً زندگی کردن را تجربه میکنم؛ فرزندم را میبینم، خانوادهام را با نگاهی نو میبینم و طعم بودن را میچشم. تنها موهبتی که خداوند به انسان عطا کرده، «اختیار» است. اختیارِ همین لحظه و همین زمانی که در آن قرار داریم. با علم کنگره، من قادر هستم انتخاب کنم که در این لحظه در بهشت باشم یا با جهل و ناآگاهی، آن را به جهنم تبدیل کنم. من نه توان بازگرداندن ساعت گذشته را دارم و نه قدرت دیدن آینده را؛ اختیارِ من در این است که در همین لحظه، به آموزشهای کنگره عمل کنم و آن را به لحظهای بهشتی بدل سازم.
خداوند بخشنده و مهربان است و «ربّ عالمیان». دو صفت بارز خداوند که در کنگره برای من معنای عمیقی یافته، «بخشندگی» است. من در کنگره میآموزم که با بخشیدنِ یکپنجم از داروی خود در پلههای سفر، سیستم شبهافیونیام بازیابی میشود و حال خوش به من بازمیگردد. همین تجربه، این پرسش را در ذهن من ایجاد کرد که چرا این بخشندگی را به اموال، وقت و خدمات خود در مسیر کنگره پیوند نزنم؟
من در این هشت سال حضورم در کنگره دریافتم که خداوند شاید یوسف را از چاهِ تاریک بیرون آورد، اما منِ «حسن» را از چاهِ عمیقتر و تاریکترِ اعتیاد بیرون کشید. اعتیاد، تاریکتر از چاهِ یوسف بود، اما خداوند نهتنها مرا احیا کرد، بلکه عزتِ دوبارهای به من بخشید؛ عزیزِ خانواده، عزیزِ جامعه و عزیزِ خودم شدم. خداوند وعده داده که اگر در مسیر باشی و بخشش را پیشه کنی، مسیر برایت هموار میشود. در کنگره به این باور میرسیم که ما تنها اختیارِ «لحظه حال» را داریم؛ این لحظه را چگونه میگذرانیم؟ با کینه، نفرت، حسادت، دروغ و غیبت، یا با حالِ خوش، کار خیر و خدمت به خلق؟
بزرگان میگویند اگر میخواهی حالِ دل و مالت خوب باشد، خدمت کن؛ خدمتی صادقانه به همنوع. چه خدمتی بالاتر از این که در کنگره باعثِ احیای یک نسل میشویم؟ در پایان، به آقا حجت، آقا دانیال و آقا حامد که بهتازگی لژیون تشکیل دادهاند صمیمانه تبریک میگویم و از دیدنِ حضورِ عزیزانی که میشناسم، واقعاً خوشحالم. امیدوارم همگی ثابتقدم در این مسیر باقی بمانید.
امروز جملهای از آقای حکیمی توسط آقای زارکویی نقل شد که بسیار تاملبرانگیز بود: «زمانی که در مسیر نور قرار گرفتید، "نور" باشید تا دیگران هم آن را ببینند. اگر به نور تبدیل شدید، مراقب باشید خاموش نشوید؛ چرا که اگر شما خاموش شوید، نورِ خیلیها هم خاموش خواهد شد.» اگر خاموش شویم، خیر و برکت از زندگیمان رخت برمیبندد. پس بیایید نوری که هستیم را حفظ کنیم و روشن بمانیم.
از اینکه با سکوتِ زیبایتان به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.»

عکس : مسافر حمیدرضا لژیون سوم
تایپ : مسافر مصطفی لژیون دوم
بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
0