با توجه به سیدی احترام استاد امین، من برای شناسایی حالات درونی خودم نیاز داشتم از خود سوالاتی بپرسم، سوالاتی که مرا با میزان خوبی یا بدی حسهایم مواجه میکند. برای مثال یکی از سوالاتی که از خود پرسیدم این بود که من همیشه بهخاطر ترس از رانندگی آرزوی راننده شدن را داشتم و آیا وقتی دوستم که از من کوچکتر است و به راحتی با ماشین خود به سفرهای بین شهری میرود من چه حالی پیدا میکنم؟ دیدم حقیقتاً حالم که بد نمیشود هیچ، برای او خوشحال هم هستم؛ اما دختر خاله من که از کودکی در همه زمینهها رقیب من بوده، وقتی او را میبینم که با دوستانش به مسافرت میرود و من این امکان را ندارم و یا وقتی خودش به راحتی با ماشین خودش کارهایش را انجام میدهد آن وقت چه حسی دارم؟ دیدم واقعاً ناراحت میشوم و احساس خوشایندی نسبت به احوالات خوب او ندارم.
با توجه به این سیدی فهمیدم که این حسها در وجود من یعنی ناخالصی و تاریکی، من باید برای عبور از آنها و دور شدن از حسادت، کینه و بغضی که نسبت به او در درون خود دارم این صفات را شناخته و با آنها روبهرو شوم. حال که به این آگاهی دست یافتم باید بدانم که برای رسیدن به آرامش درون، نیاز دارم روی خودم کار کنم، مثلاً اگر کسی خواست رانندگی یاد بگیرد و تجربهای در این زمینه دارم که به او کمک میکند تا اشتباهاتی که من کردهام را مرتکب نشود و این مسیر را سادهتر و کوتاهتر طی کند، این مطالب را به او منتقل کنم و در عین حال، حس خوبی داشته باشم؛ البته که نمیتوان فقط ادای آن را در آورد. پس اگر بتوانیم به صورت پلهپله و کمکم این تغییرات را درون خود به وجود بیاورم و به کسی که حتی رقیب من است کمک کنم یا حتی ببینم خودش دارد راننده خوبی میشود، حالم بد نباشد، آنگاه است که میتوانم بگویم روحم در این زمینه به پالایش رسیده یا دارد پالایش مییابد.
البته این مرحله مرحلهای است زمانبر، وقتی انسان بتواند روح خود را از ناخالصیها پاک کند مانند این است که مقاومت را از مدار وجودی خویش خارج کرده و به جای آن ترانزیستور گذاشته باشد، یعنی بهجای اینکه موفقیت دیگران او را داغ یا عصبانی کند بر عکس او را خوشحال و شاد کند و اینجاست که دیگر بابت مشکلات و مسائل خود دیگران را مقصر نمیدانم و یا به کسی بد و بیراه نمیگویم. مادرم را مقصر نمیدانم که مرا انسان ترسویی بار آورده که نتوانم راننده شوم؛ بلکه به دنبال راهحل باشم و بدانم که دستیابی من به اینگونه کامیابیها برای کائنات کاری ندارد و هیچ چیز از هستی کم نخواهد شد. کائنات مانند منبع نوری هستند که به آینه میرسند و اگر وجود من پاک باشد همانند آینه عمل خواهم کرد و بازتاب این نورها اگر به آینههای بیشتری برسد، بیشتر هم خواهد شد. نکته دیگری که باید به آن توجه کنم این است که همواره به درون خود فکر کنم و توجه و نگاهم را از زندگی دیگران بردارم تا بتوانم گوهر وجودی خویش که منشأ رسیدن به آرامش است را بیابم و قبل از آنکه وقت تمام شود بتوانم به آرامش حقیقی برسم.
منبع: سیدی احترام
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: راهنما تازهواردین همسفر زینب (دبیر دوم سایت)
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
77