سلام دوستان امیر هستم یک مسافر
قبل از اینکه وارد کنگره شوم، به هیچ عنوان آداب و معاشرت بلد نبودم. به جای اینکه با خانواده یا آدمهای سالم و درست معاشرت کنم، با لاتها و مصرف کننده های مواد و قرص رفتوآمد داشتم.
همیشه دنبال دروغ گفتن بودم و آخر به پوچی میرسید. تعادل درستی روی کارهایم نداشتم و همیشه مست بودم.
هر کاری میکردم زمانی بود که حالت طبیعی نداشتم، آنقدر درگیر مصرف قرص بودم، که همیشه خرابکاری میکردم. نه روی کارهایم تعادل داشتم و نه روی اعصابم.

ادب داشتم، اما فقط برای آدمی که ادبپذیر بود؛ اما بیشتر مواقع بیادب و بددهن بودم. اگر کسی میگفت بالای چشمانت ابرو است به سرعت با او درگیر می شدم.
خدارو شکر می کنم این بستر برای من فراهم شد که همه آن تخریب ها را کنار بگذارم، امیدوارم در ادامه انسانی باادب، با تعادل و با شخصیت، با آموزشهای کنگره و کمک های راهنمای عزیزم باشم.
مرزبان خبری: مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
44