اولین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار با استادی راهنما همسفر طیبه، دبیری همسفر الهام و نگهبانی همسفر زهرا با دستور جلسه «آداب معاشرت: ادب وبیادبی، تعادل و بیتعادلی» در روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ساعت ۱۶:۰۰ آغاز شد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که به من اجازه داده شد تا این جایگاه را تجربه کنم. موضوع این دستور جلسه در نگاه اول خیلی ساده به نظر میرسد و با خودت میگویی: چه ربطی به من دارد؟ اما در واقع زیر بنای اصلی حال خوش و تعادل ما در زندگی و کنگره همین ادب و بیادبی است؛ یعنی اگر من آداب معاشرت را رعایت کنم حال خوشی دارم. ادب تنها به معنی سلامکردن یا احترامگذاشتن نیست. ادب در حقیقت هنر تنظیم فاصلههاست. ادب یعنی من به حریم خودم و دیگران آشنایی و آگاهی داشته باشم. درسی که در کنگره یاد میگیریم مرزها و اندازهگیریهاست. تعادل یعنی دیدن حرکت انسانها و بیان حقیقت بدون اینکه طرف مقابل را دچار تخریب کند. البته ما یا خیلی شورش میکنیم یا خیلی بیمزه. افراط یعنی عبور از مرزها.
مثلاً من هر سؤالی را از طرف مقابل بپرسم. درسی که در کنگره یاد میگیریم این که من نباید به حریم شخصی دیگران تجاوز کنم یا هر سؤالی را نمیتوانم از رهجوی خود بپرسم مثل شغلت چیست؟ چند تا بچه دارید؟ مگر اینکه خودش تمایل داشته باشد که بگوید. تفریط یعنی بیتفاوتی، سردی و نادیدهگرفتن حضور دیگران که خودش نوعی حرمتشکنی پنهان است. فردی با من صحبت میکند؛ اما من بیتفاوت باشم یا با گوشی بازی کنم انگار که من حرفی را نمیشنوم. این نوعی تخریب است که در طرف مقابل من ایجاد میکند حتی دوست ندارد که من با او صحبت کنم. ادب مثل نور ملایم یک چراغ است. اگر نور خیلی شدیدی داشته باشد چشم ما را میزند و درصورتیکه فیتیله چراغ را پایین بکشیم تاریکی به وجود میآید که چشم هیچچیزی را نمیبیند.
این همان افراطوتفریط است که درست نیست پس هر چیزی باید تعادل داشته باشد حتی نور چراغ چون اگر کم باشد من جایی را نمیبینم و اگر یکهو بیرون بروم و در معرض آفتاب قرار بگیرم نور چشم من را میزند که خوب نیست. ادب و تعادل همان نور ملایمی است که هم راه را به من نشان میدهد و هم چشم من را اذیت نمیکند. حالا این دستور جلسه چه ربطی به لژیون سردار دارد؟ رابطه ادب و تعادل با لژیون سردار این است که کنگره۶۰ یک مجموعه مردمنهاد است و خانه ماست. من کنگره. را خانه خودم میدانم. خانه اول برای من کنگره است؛ چون خیلی آموزشها و حال خوشها را من در کنگره۶۰ تجربه کردم. فقط اعضاء کنگره۶۰ میتوانند به رشد این مجموعه کمک کنند.
من روزی در تاریکی و ناامیدی بودم. با آموزشهای ناب کنگره یواشیواش امید و اعتمادبهنفس به من برگشت. طریقه درست تربیت بچههایم را یاد گرفتم. طریقه رفتار با همسرم. اگر امروز من به کنگره نیایم و عضو لژیون سردار نشوم مصداق این جمله «دیگران کاشتند و ما خوردیم امروز ما باید بکاریم» چون ما میدانیم که هزارانهزار نفر در بیرون و تاریکیها هستند شاید خیلی افراد دنبال چنین مکانی میگردند؛ اما مسیر را پیدا نمیکنند. انشاءالله زمان و فرمان برای آنها برسد و آنها با این محیط امن آشنا شوند تابهحال خوش برسند. اگر هر فرد در حد توانش که در لژیون سردار از ۶ تومان شروع میشود، دنور ۵۰ میلیون و پهلوانی را تجربه کند در حقیقت سنگ بنای محکمی در کنگره است البته با کمک تکتک ما. انشاءالله که بتوانیم در این مسیر بمانیم.
شرکت در لژیون سردار یعنی من فقط خود را ندیدهام. از مرزهای خودخواهی عبور کردم تا به یاری دیگران برسم. در لژیون سردار یاد میگیریم که نه خسیس باشیم و نه ولخرج. پیداکردن آن نقطه طلایی در بخشش است و این اوج ادب و تعادل در انسان است. من بخشش را در لژیون سردار یاد گرفتم که در قبال آن برکتهای زیادی به من رسیده است. قبلاً من حتی دوست نداشتم که یک هزارتومانی برای خودم خرج کنم. برای بچههایم، مسافرم و اطرافیان خیلی راحت خرج میکردم؛ ولی اگر میخواستم یک تخممرغ برای خود درست کنم نمیشد؛ ولی اینجا یاد گرفتم اگر به بدن و جسم خودم نبخشم چه توقعی از سلامتی میتوانم داشته باشم؟
آیا من میتوانم جسم سالمی داشته باشم؟ اگر جسمم سالم نباشد آیا میتوانم به بچههایم و خانوادهام خدمت کنم؟ چیزی که در کنگره و لژیون سردار یاد گرفتم همین بخشش است. اولین بخشش به خودم است؛ یعنی اولین بخشش این است که مواد اولیه مغذی را به بدنم برسانم. از فکرهای منفی پرهیز کنم. روزی ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت پیادهروی کنم حتی در خانه. در واقع به خودم احترام بگذارم تا انرژی برای خدمتکردن به دیگران داشته باشم. ادب یک همسفر در کنگره همان سپاسگزاری عملی است که شرکت در لژیون سردار نماد آن است.

رابط خبری: راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
تایپ و ارسال: همسفر مهین
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
14