دوازدهمین جلسه از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر کریم، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر کرم با دستور جلسه: «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز سهشنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این بستر را فراهم کردند تا افرادی مثل من بتوانند برای درمان به کنگره۶۰ بیایند. واقعاً برایم ارزش دارد که بیایم و یاد بگیرم؛ در اصل یاد بگیرم چگونه زندگی کنم. همچنین از راهنمای درمانم، آقا مجتبی، تشکر میکنم. اگر امروز روی این صندلی نشستهام، حاصل زحمات ایشان است و امیدوارم بتوانم قدمی در مسیر رهایی دیگران بردارم.
دستور جلسه این هفته: «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» است، ترتیب موضوعات کاملاً حسابشده است؛ یعنی قرار نیست منِ تازهوارد از همان ابتدا بخواهم کارهای بزرگ و عجیب انجام دهم. اولین چیزی که به من میگویند این است که آداب معاشرت را یاد بگیرم. وقتی در لژیون مینشینم، باید بدانم چه کارهایی درست است و چه کارهایی درست نیست.
اوایل که میآمدم، مثلاً پایم را روی پا میانداختم و به من گفته شد این کار مناسب نیست و من آموختم. گفتند: وقتی کسی صحبت میکند، صحبت نکن و فقط گوش بده. مطالبی که آموزش دیدم واقعاً یادم نمیآید قبل از کنگره۶۰ کسی به من آموزش داده باشد. قبلاً در جمعها همه با هم حرف میزدیم، هیچکس متوجه حرف دیگری نمیشد و همه چیز شلوغ و بینظم بود. آن زمان شاید فکر میکردیم طبیعی است؛ اما حالا که به آن روزها فکر میکنم، میبینم چقدر رفتارهای نادرستی داشتیم.
اینجا کمکم یاد میگیریم و این تدریجی بودن از ویژگیهای مهم کنگره۶۰ است. همانطور که مصرف موادمخدر بهصورت تدریجی کاهش پیدا میکند، همزمان آموزشهایی هم دریافت میکنیم که واقعاً من تا قبل از ورود به کنگره۶۰ از آنها بیاطلاع بودم.
ادب فقط ظاهر و رفتار نمایشی نیست. اینکه بخواهم صرفاً خودم را فردی مؤدب نشان بدهم، فایدهای ندارد؛ چون در این حالت بیشتر از قضاوت دیگران میترسم و ادب را از روی اجبار رعایت میکنم. در حالی که کنگره۶۰ به دنبال چنین چیزی نیست. کنگره۶۰ بهصورت ریشهای به مسائل میپردازد.
مثلاً درباره سیگار، اضافهوزن و بسیاری از موضوعات دیگر صحبت میشود. شاید یک تازهوارد با خودش بگوید: من فقط آمدهام موادمخدر را کنار بگذارم؛ پس چرا درباره سیگار یا چاقی صحبت میشود؟ اما بعدها متوجه میشویم که همه این مسائل به کیفیت زندگی ما مربوط هستند.
آقای مهندس در یکی از صحبتهایشان فرمودند که هدف این است که اعضا آنقدر آموزش ببینند و آگاهی کسب کنند که به نوعی صاحب دانش و بینش شوند؛ چون واقعاً ما به شناخت و آگاهی نیاز داریم و آموزشهایی که اینجا دریافت میکنیم بسیار ارزشمند هستند.
اینجا یاد میگیریم که گوش دادن خودش یک هنر است. اینکه بنشینم و به حرفهای دیگران گوش دهم، حتی زمانی که با صحبتهای آنها موافق نیستم. میان حرف کسی صحبت نکنم و به دیگران فرصت بیان بدهم. وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم بسیاری از این موارد را رعایت نمیکردم. کافی بود کسی نظری مخالف نظر من داشته باشد؛ سریع حرفش را قطع و سعی میکردم حرف خودم را به کرسی بنشانم. در حالی که این رفتار اشتباه بود. حتی وقتی کسی با ما مخالفت میکند، باید حرفش را کامل بشنویم و ببینیم چه میگوید.
در مورد تعادل و بیتعادلی هم میتوان گفت که تعادل به معنی سکون و راکد بودن نیست. تعادل یعنی هر کاری را در جای خودش انجام دهیم. گاهی باید سکوت کنیم و شنونده باشیم و گاهی هم باید از حق خود دفاع کنیم. این همان تعادلی است که در زندگی به آن نیاز داریم و هرچه بیشتر آن را بشناسیم، بهتر میتوانیم مسیر زندگی را طی کنیم.
تعادل باید بین کار و استراحت، بین صحبت کردن و قاطع بودن، و در همه بخشهای زندگی برقرار باشد. اینها چیزهایی هستند که خودم در آنها اشتباه کردهام و هنوز هم در حال یاد گرفتنشان هستم.
یاد میگیرم که یک جا باید قاطع باشیم و جای دیگر کوتاه بیاییم، یک جا باید محکم بایستیم، در جایی باید صحبت کنیم و یک جا هم باید سکوت کنیم. همه اینها از مصادیق تعادل هستند؛ تعادلی که من در کنگره۶۰ در حال یاد گرفتن آن هستم.
انشاءالله همه ما بتوانیم این آموزشها را یاد بگیریم؛ چون واقعاً اینجا جایی است که ارزش دارد برایش وقت بگذاریم تا به تعادل برسیم و زندگی بهتری را تجربه کنیم.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
49