English Version
This Site Is Available In English

هر چه دانایی موثر ما بالاتر رود به همان اندازه نیز تعادل ما بالاتر خواهد رفت.

هر چه دانایی موثر ما بالاتر رود به همان اندازه نیز تعادل ما بالاتر خواهد رفت.

جلسه‌ی سوم از دوره‌ی سیزدهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی مسافر کامران، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر موسی با دستور جلسه‌ی « آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی » روز سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان کامران هستم یک مسافر، از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبه تشکر می‌کنم که امروز اجازه دادند بنده در این جایگاه خدمت کنم و همچنین از راهنمای خودم سپاسگزارم که رسیدن به این جایگاه خدمتی را مدیون زحمات ایشان هستم و امیدوارم بتوانم به بهترین نحو و با تمام توان خدمت نمایم. دستور جلسه‌ی امروز آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی می‌باشد. ما در کنگره ۶۰ یاد گرفتیم که درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان می‌باشد.

در کنگره ۶۰ چیزی به نام ترک نداریم چون ترک برگشت دارد و ممکن است شخص مدتی مصرف مواد مخدر را کنار بگذارد ولی بعد از مدتی دوباره، باز به مصرف مواد مخدر روی آورد. ولی درمان طوری است که به جای پاک کردن صورت مسئله، آن را از ریشه حل می‌‌کند. اگر شخص در کنگره ۶۰ درمان شود در کنار این درمان شدن، کم کم به تعادل نیز می‌رسد. ما در کنگره ۶۰ یک مثلثی به نام مثلث درمان داریم که اضلاع آن عبارتند از؛ جسم، روان و جهان‌بینی. برای این که به تعادل برسیم ابتدا باید جسم ما درمان شود که این امر با استفاده از روش D.S.T محقق می‌شود.

ضلع بعدی در مثلث درمان، جهان‌بینی می‌باشد که با گوش دادن به سی‌دی‌ها و شرکت در جلسات کم کم جهان‌بینی ما نیز تغییر می‌کند و ما با دید بهتری جهان اطراف خودمان را نظاره می‌کنیم. وقتی جسم و جهان‌بینی شخص به تعادل رسید ضلع سوم یعنی همان روان نیز به طور خودکار در کنار این دو ضلع متعادل خواهد شد. گاهی اوقات تعادل را به پایداری نیز تعبیر می‌کنند، یعنی میزان مقاومت و پایداری ما در برابر تنش‌ها و مشکلاتی که به صورت ناگهانی برای ما اتفاق می‌افتد، تعادل ما را نشان می‌دهد.

حال در مقابل تعادل، بی‌تعادلی قرار دارد. بی‌تعادلی در شخص نیز دارای مشخصاتی است که اولین مشخصه، خشم می‌باشد. انسان نامتعادل خیلی زود از کوره در می‌رود و خیلی زود خشمگین می‌شود. مشخصات بعدی ترس و ناامیدی است که جزء اضلاع مثلث جهالت نیز می‌باشند. یعنی انسان نامتعادل بالطبع انسان نادانی نیز می‌باشد. پس نتیجه می‌گیریم برای اینکه تعادل ما بالاتر برود باید دانایی ما ارتقاء پیدا کند. و یا به عبارتی هر چه دانایی موثر ما بالاتر رود به همان اندازه نیز تعادل ما بالاتر خواهد رفت.

موضوع بعدی که در این دستور جلسه آمده است موضوع ادب و بی‌ادبی است. ادب عبارت است از مجموعه‌ی آداب و رسومی که پایبندی به آنها به ادب ختم می‌شود، و معمولا این تعریف با نگاه جهانی هم  همخوانی دارد. یعنی اگر یک چیزی در ایران بی‌ادبی محسوب می‌شود معمولا در همه‌ جای دنیا نیز بی ادبی به حساب می‌آید. البته شاید در بعضی موارد دچار اختلاف فرهنگی هم باشیم ولی معمولا در هیچ جای دنیا دزدی را عمل خوبی نمی‌دانند و یا دروغ گفتن و تجسس و... در هیچ جای دنیا عمل پسندیده‌ای به حساب نمی‌آید.

هیچ چیزی به اندازه‌ی ادب، صداقت و ذات خوب در درون یک انسان زیبا جلوه نمی‌کند. ادب انسان به ثروت و دارایی و چیزهای ظاهری او بستگی ندارد، بلکه ادب چیزی است که باید در ذات انسان وجود داشته باشد و با آموزش و یادگیری این مسئله بارور می‌شود و به ثمر می‌نشیند. چون ممکن است شخص ذات خیلی خوبی داشته باشد و آدم خیلی خوش قلبی هم باشد ولی چون آموزش ندیده است و آگاهی‌اش پایین‌ می‌باشد نمی‌تواند خوب و بد را از هم تشخیص دهد. ادب مثل عطری می‌ماند که شخص برای دل خودش استفاده می‌کند ولی دیگران نیز از بوی آن لذت می‌برند. از همه‌ی شما ممنونم که به حرف‌های من توجه کردید.

سایت خبری نمایندگی طارم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .