چهارمین جلسه از دوره هفتاد و سوم کارگاههای آموزشـی عمومی کنگـره ۶۰، نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر فرشاد و دبیری مسـافر بختیار با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟» روز پنجشنبه ٣١ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.
تشکر میکنم از راهنمای عزیزم آقا منصور عزیز و ایجنت محترم و مرزبانان عزیز که دعوت کردند من در این جایگاه باشم و خدمت کنم. خداوند را سپاسگزارم بابت این اتفاق که دوباره نصیب من شد که در کنگره حضور داشته باشم و دوستان را از نزدیک ببینم. درست است از نظر فیزیکی از کنگره یه مقدار دور شدم ولی همچنان کنگره را دنبال میکنم و در سایتش هستم، سایه اعتیاد که روی سر زندگی من بود خانواده خودم را نمیتوانستم ببینم نمیتوانستم با دوستان ارتباط داشته باشم، خنده واقعی را من در کنگره لمس کردم از غذا در کنگره لذت بردم، از زندگی و آرامشی که به دست آوردم در کنگره به دست آوردم و این آرامش را مدیون آقای مهندس و آموزشهای ناب و راهنماییهای آقا منصور عزیز راهنمای دلسوز هستم. اگر الان روی پای خودم ایستادم و دارم بدون دغدغه زندگی میکنم به برکت کنگره است، این را نباید فراموش کنم که بزرگترین اتفاقی که در زندگی و مسیر راه زندگی من قرار گرفت همین آشنایی با کنگره ۶۰ بود که توانستم خودم را پیدا کنم و به آن جهانبینی برسم. الان از طبیعت لذت میبرم، از زندگی لذت میبرم از خانواده، از آرامشی که دور و برم است لذت میبرم.این را مدیون کنگره ۶۰ هستم.
در مورد استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چکار کردم این یک سوالی است که آقای مهندس هم فرمودند هر کسی باید از خودش بپرسد من گچکارم، در گچکاری چکار کردم، آیا خیانت کردم؟ آیا درست کردم؟ اینها را باید از خودم بپرسم آیا در کنگره ۶۰ این آرامشی که به دست آوردم، من چه کاری توانستم برای استحکام پایههای مالی این کنگره انجام بدهم؟زمانی که من با اعتیاد آشنا بودم برای ۶ گرم مواد شاید تا تاکستان یا قزوین هم میرفتم، برای سرپا ماندن باید این کار را انجام میدادم و به آن میرسیدم.ما اگر این آرامش را در کفه یک ترازو بگذاریم و این بحث مالی را بیاوریم و مبلغی تعیین کنیم چه مبلغی به نظر شما میتوانیم بگذاریم که کفه ترازو میزان شود؟ آقای مهندس خودشان که خالق کنگره هستند تئورسین کنگره هستند هنوز به آن مبلغ نرسیدند گفتم من اگر کنگره نبود شاید بیست سال پیش از دنیا رفته بودم واقعا هم اینطور است. من اگر اعتیاد را ادامه میدادم الان پشت این میز ننشسته بودم واقعا این حسی که الان دارم نمیتوانم بیان کنم این حسی که از کنگره دریافت کردم نمیتوانم بیان کنم.بحث بعدی بحث علمی کنگره است این آگاهی کنگره است که به آن نقطه رسیده و میتواند دست به جیب شود و هزینه های میلیاردی انجام دهد وساختمان دانشگاه احداث کند این فتوا رو نذاره زمین بمونه و آقای مهندس خودشان تعجب میکردند و بعدها آزمایشگاه ساختند برای دیدهبانان دفتر ساختند. این ساختمان ها و اموال کنگره۶۰ خیلی ارزشمند است برای ما کسانی که در قدیم فیلسوف بودند شاعر بودند علامه بودند الان چرا اسمی از آنها نیست فقط یک کتاب خشک خالی مانده به خاطر اینکه مفلس زندگی کردند به خاطر اینکه به بحث مالی اهمیت ندادند الان یک دفتری از خودشان ندارند ما دفتری به نام دفتر فردوسی نداریم ولی شاهنامهاش را داریم. در آمریکا و در کشورهای پیشرفته، در دانشگاههایشان درس میدهند کتاب سعدی، بوستان و گلستان همه اینهاست ولی ما جایی را نداریم اینها یک ساختمانی از خودشان داشته باشند زیر سقف بمانند بگویند برای مثال اینجا نهاد سعدی یا نهاد فردوسی یا نهاد حافظ است ولی آقای مهندس آنجا را فکر کردند بحث مالی را انقدر اهمیت دادند همین سایه جنگ الان بالا سر کشور است دو ماه سه ماه بود ما جلسه نداشتیم دو ماه سه ماه بود ما نمیتوانستیم دور هم جمع شویم تجمع ممنوع بود.آقای مهندس پیشبینی کرده بودند ولی هزینهها سر جایشان بود آن اجاره آن رهن آن هزینههای مالی کنگره یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان پول قند یک میلیارد و سیصد میلیون تومان پانصد میلیون تومان پول چای یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان پول صندلی، اینها را من گوش میدادم آقای مهندس رقم اعلام کردند خب بحث مالی شوخی بردار نیست این چراغ که روشن است فردا پول فیش میآید باید اهمیت بدهیم ما رفتگر در کنگره نداریم ما باغبان در کنگره نداریم ما نگهبان در کنگره نداریم اینها را همه روی خودمان انجام میدهیم بچه ها بازی میکنند یه آشغال کف حیاط میاندازند من وظیفه دارم خم شوم و بردارم هیچ احتیاجی نیست کسی به من بگوید. وظیفه همه ماست این ساختمون را نگه داریم این بنا را نگه داریم انسان های آباد بناهای ویران را آباد میکنند انسان های خراب بناهای آباد را رو به ویرانی میبرند این درس ماست حالا بحث علمی بحث علمی این است که من سیگارم را توانستم با همین علم کنار بگذارم روزی دو پاکت سیگار مصرف میکردم. بحث علمی کنگره این سیگار را از من گرفت خیلی راحت الان من هیچ دغدغهای برای سیگار ندارم پیش من سیگار میکشند میگویند آقا ناراحت نمیشوی میگویم خب داخل خانه نکش برو بیرون. من بیست کیلو وزنم را پایین آوردم با همین علم کنگره هشتاد و هفت کیلو بودم الان وزن نرمالم شصت و نه کیلو است یعنی باید شصت و هشت کیلو باشد یک کیلو اضافه وزن دارم و تمام اینها را مدیون کنگره۶۰ هستم ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.

مرزبان محترم کشیک: مسافر رضا
.jpg)
صدابردار و عکاس: مسافر رسول
تایپ و ثبت: مسافر مهدی
مسافران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
36