English Version
This Site Is Available In English

شرط اول قوی شدن رعایت ادب است

شرط اول قوی شدن رعایت ادب است

جلسه نهم از دوره‌ چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی به استادی راهنما همسفر فروغ، نگهبانی همسفر فائزه و دبیری همسفر راضیه با دستور‌ جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور‌ جلسه امروز «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی تعادلی» و بخش دوم دستور‌ جلسه تجلیل راهنما همسفر اکرم است و من قصد ندارم خیلی این دو دستور جلسه را از هم جدا کنم و دوست دارم در مورد  این دو موضوع خیلی آمیخته با هم صحبت کنم، همچنین با مشارکت‌های زیبای شما را جلسه زیبایی کنارهم خواهیم داشت. کنار هم قرار گرفتن این کلمات در این دستور جلسه گویی خود عالمی حرف برای گفتن به ما دارد و مطالبی را همین دستور جلسه با عنوانش به ما آموزش می‌دهد؛ شاید اگر گنگره نبود هیچ‌کدام از ما نمی‌توانستیم تعادلی برای زندگیمان و آن چیزی که امروز داریم را داشته باشیم.

زمانی‌که ما به کنگره آمدیم دنبال تعادلی برای زندگیمان بودیم بدون این‌که بخواهیم از خودمان شروع کنیم؛ اما متوجه شدیم حتما برقراری این تعادل در زندگی باید به دست ما صورت بگیرد و باید به دست من، شما و به دست همه ما که اینجا نشسته‌ایم صورت بگیرد. تعادل به معنی پایداری، برقراری نظم، در ارکان مختلف هستی است. همان‌طور که همه ما می‌دانیم و استاد امین در سی‌دی‌های مختلف، رابطه بین نیروهای امواج و ذره را برای ما توضیح می‌دهند. هر کدام از ما به عنوان یک ذره به عنوان مثال من، اکرم، مرضیه و هر کدام از شما عزیزانی که این‌جا حضور دارید به عنوان یک ذره با برقرار کردن امواجی که در هستی تولید می‌کنیم می‌توانیم به این تعادل کمک کنیم.

هستی کار خودش را انجام می‌دهد و این تعادل همواره برقرار است؛ اما زمانی که من در برقراری این تعادل نظم بیشتری داشته باشم این دستور جلسه به عقب برمی‌گردد؛ یعنی من، انسان با ادب‌تری هستم؛ یعنی آداب معاشرت را بهتر توانستم رعایت کنم که به ادب دست پیدا کنم و متعادل‌تر شدم. در صفحه ۸۸ کتاب ادموند و هلیا آقای مهندس می‌گویند: « شرط اول قوی شدن؛ رعایت ادب است.» یعنی اگر من ادب را رعایت نکنم به هیچ عنوان قوی نمی‌شوم، نمی‌توانم ساختمان محکمی را بنا کنم و در پیشبرد اهدافم گامی بردارم. اگر همه ما دقت کنیم وقتی قرار است به این ساختمان استحکام بنا بدهند یک مهندس به این ساختمان نظارت می‌کند که آیا این ساختمان توان بنا کردن ساخت یک طبقه دیگر را دارد یا خیر؟

اگر شل نباشد و این ساختمان درست بنا نشده باشد استحکام بنا به این ساختمان نمی‌دهند و در نهایت چیز دیگری روی این بنا نمی‌تواند باشد. همه ما انسان‌ها هم همین هستیم اگر قرار است بنایی محکم و قوی داشته باشیم، با ادب قوی و محکم‌تر می‌شویم و می‌توانیم به استحکامش کمک کنیم تا یک بنای دیگر روی این بنا پایه گذاری کنیم. همانطور که همه ما می‌دانیم آقای مهندس از مولوی و اشعارشان بسیار برای ما نقل می‌کنند و من می‌خواهم امروز دو تا بیت از اشعار مولوی را برایتان بخوانم که بسیار مرتبط به دستور جلسه امروز است.

حضرت مولانا می‌فرمایند: از خدا جوییم توفیق ادب،،،بی‌ادب محروم گشت از لطف رب،،، بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد،،، بلکه آتش در همه آفاق زد. این چیزی که حضرت مولانا در این ابیات به ما آموزش می‌دهد می‌گوید که اگر انسانی ادب داشته باشد می‌تواند از لطف رب برخوردار شود. لطف رب چیست؟ لطف رب این است که از رب خودمان، حال این رب می‌تواند خاص باشد یا رب عام، بتوانیم آموزش بگیریم؛ یعنی اگر من ادب نداشته باشم نمی‌توانم آموزش بگیرم هر چقدر هم که رب خوبی در کنار خودم داشته باشم؛ ولی آموزش نمی‌گیرم به خاطر اینکه شرط قوی شدن رعایت ادب است؛ اگر انسان آموزش نگیرد نمی‌تواند قوی شود.


خود ما قبل از اینکه به کنگره بیاییم آدم‌های ضعیفی بودیم. خود من آدم ضعیفی بودم تا قبل اینکه وارد کنگره بشوم و خداوند را هزار مرتبه شکر که به کنگره آمدیم، آموزش گرفتیم، قوی شدیم و توانستیم گلیم خود را از آب بکشیم. راهنما همسفر اکرم اگر به کنگره نیامده بود و قوی نشده بود آیا زندگیش به تعادل می‌رسید؟ هرگز چنین چیزی اتفاق نمی‌افتاد، به جز اینکه خودش قوی شد و توانست استحکام این بنا را بگیرد فرزندان قوی را نیز تربیت کرد. هر کدام از بچه‌ها که می‌بینید به یک قوتی رسیده‌اند و زندگیشان به تعادل رسیده است همه از قوت این راهنما است. من امروز بسیار خرسند هستم که در اینجا حضور دارم و تجلیل راهنما همسفر اکرم را  با همدیگر جشن می‌گیریم با تمام وجودم خوشحال هستم.

به خاطر اینکه یک روز که خیلی حال بدی داشتم، پدرم نسبت به آن دانایی که دارد و نسبت به آن کلامی که می‌خواست من را راهنمایی کند، گفت دخترم فکر کردی از تمام این دنیا اگر تقسیم کنند به تو به جز این دو بچه  سالم به جز این دو تا عشق به تو چقدر باید دیگر چیزی برسد؟ در آن زمان من را راضی کرد و زندگیم را با عشق دو فرزندم ادامه می‌دادم. امروز دارم به اکرم می‌گویم اول به خودم می‌گویم، مگر چند نفر در دنیا همسران مصرف‌کننده دارند که به واسطه آن همسران زندگی‌شان را نگه می‌دارند در آن بی‌تعادلی ولی راه پیدا می‌کند به کنگره؟ چند نفر از آنانی که به کنگره می‌آیند راهنما می‌شوند؟ و چند نفر از آن راهنماها می‌توانند راهنما تربیت کنند؟

راهنما همسفر اکرم خوشبخت هستی که توانستی به این تحصیلات برسی همه را کسب کردی و امروز مراسم تجلیل تو است. می‌دانم که خداوند خواهری برای من عنایت کرده  عطا کرده که بسیار با ادب است و بسیار آداب معاشرت را به خوبی به اجرا در می‌آورد و می‌دانم که در نهایت می‌تواند تعادل زندگی‌اش را از این که هست بیشتر کند. برایت در نهایت آرزوی هرچه خوبی و هرچه خیر است می‌کنم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشی. سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش دادید.

در ادامه کارگاه

تجلیل از راهنما همسفر اکرم راهنمای لژیون یازدهم

مرزبانان کشیک: همسفر الهام و مسافر اصغر
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
تایپیست: همسفر کبری و همسفر لیلا رهجویان راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .