قبل از اینکه وارد جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ شوم، در کلاسهای جهانبینی شرکت کرده بودم و کتابهای زیادی دراینرابطه مطالعه کرده بودم. خلاصه با فنجان پر وارد شدم و این فنجان پر باعث شد تا مدتها سخنان مهندس را بهخوبی نشنوم. همین امر باعث شد از تعادل خارج شوم و روی توانمندی خودم حساب کنم و تقریباً مسافرم را وارد یک ترک اجباری کنم. البته ایشان رها شدند، ولی چون این کار با دلخواه خودش انجام نشده بود، جهانبینی و اخلاقش نهتنها تغییر نکرد، بلکه بدتر هم شد. این مسئله باعث شد در اثر بیتعادلی و ناآگاهی، به روح و جسم خودم آسیب زیادی بزنم. فهمیدم این فنجان پر بود که باعث شد از تعادل خارج شوم.
فنجان خود را خالی کردم و به آموزشها بیشتر توجه کردم. متوجه شدم باید تعادل را رعایت میکردم و اولویت را خودم قرار میدادم. امروز فهمیدهام که باید روی خودم و سلامتی خودم کار کنم، دوربینم را روی خودم بیندازم و مسافرم را رها کنم تا خودش راهش را پیدا کند و برای سلامتی خود تلاش نماید. همچنین آموختم که داشتن حجم زیادی از اطلاعات و آگاهی، بهتنهایی کافی نیست؛ آنچه مهمتر است، کاربردیکردن آموزشهاست. من در ابتدا بهخاطر پسرم به کنگره آمده بودم. انشاءالله برای پسرم نیز راه نمایان شود و هرچه زودتر وارد کنگره گردد. در پایان، بسیار از جناب مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر نور و عشق را برای ما فراهم آوردند.
نویسنده: همسفر سکینه رهجوی، راهنما همسفر عاطفه (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی، راهنما همسفر عاطفه (لژیون دهم)
ارسال: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون سوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران البرز کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
16