هفتمین جلسه از دوره ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی اسبیکو، به استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی همسفر فرشاد، دبیری مسافر حسین و خزانهداری مسافر همایون با دستور جلسه (آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی) در روز یکشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.
«حقیقت در اعمال و ادامه، نقاب از رخ برمیگیرد. انجامها انجام میگیرد. در حرکت خود تردیدی راه ندهید که مسافرین دیگر در تکمیل صفهای مرفوع با شما همنوا خواهند شد. فر انسانهای بر باد رفته و در خاکسترها مدفون شده، مانند گنجی به صاحبان اصلی آنها بازپس داده خواهد شد، مشروط بر اینکه خود را طلب نمایند.»
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر در لژیون سردار حضور دارم و میتوانم این جایگاه را تجربه کنم. از آقا فرشاد نگهبان لژیون سردار، آقا حسین دبیر لژیون، و آقا همایون خزانهدار لژیون سردار، تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا در جایگاه شاگردی لژیون سردار، مشارکتی داشته باشم. همچنین به همهٔ دوستانی که در بخش ساختمان فعالیت میکنند و نیز دوستانی که در تعمیرات و بازسازی شعبه در این چند روز زحمت کشیدند، خداقوت میگویم. واقعاً کارشان بسیار عالی شده و دستشان درد نکند.
به همهٔ دوستانی که دبیر لژیون سردار اعلام کرد توانستهاند تسویه کنند، هم غبطه میخورم و هم تبریک میگویم. انشاءالله ما هم بتوانیم تعهدمان را تسویه کنیم. واقعاً این موضوع دغدغهٔ ماست و جزو آداب لژیون سردار است که اگر تعهدی میدهیم، باید با خواست و ارادهٔ کامل آن را پرداخت کنیم. نباید حتی یک درصد هم این فکر در ذهنمان باشد که «حالا بشود یا نشود، سال دیگر، انشاءالله بعداً»؛ نه، باید آن را پرداخت کنیم. تعهدی است که عدد و حساب، انجام آن را از من میخواهد.
دستور جلسهٔ هفتگی «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» است که در واقع بیارتباط با لژیون سردار نیست، چون همهٔ آموزشهای کنگره زنجیرهوار به هم متصلاند.
به این فکر میکردم که ادب ریشه در چیست و چه چیزی باعث میشود انسان مؤدب شود. البته نه ادب به آن معنای رایج که فقط خوشاخلاق بودن یا حرف نامناسب نزدن است؛ بلکه در معنای کلی، ادب یعنی شناختن رسم و رسوم و آداب هر کار. آقای مهندس فرمودند: هر جا انسان قدم میگذارد، آنجا قوانین، رسوم و آداب خاص خودش را دارد و برای رسیدن به جایگاه انسانی، باید آنها را رعایت کرد.
به نظر من، ادب ریشه در جهانبینی دارد. در کنگره، جهانبینی همان ادب است؛ یعنی انسانی که جهانبینی بالایی دارد، انسان مؤدبی است. من فکر نمیکنم کسی جهانبینی راستین و والایی داشته باشد و در عین حال مؤدب نباشد. این یک قانون است؛ همانطور که هرچه بکاری، همان را برداشت میکنی. اگر جهانبینی خوب و درست باشد، ادب هم در پی آن خواهد بود.
ریشهٔ این ادب به دانایی برمیگردد. انسانی که مؤدب است و آداب را رعایت میکند، ابتدا باید به دانایی رسیده باشد. سپس با خود فکر کردم: آیا ابتدا باید آداب را بلد باشیم تا دانا شویم؟ پاسخ روشن است: نه. در آموزشهای کنگره، ما تاریکی را تجربه میکنیم تا به عظمت نور و روشنایی پی ببریم. ما بیادبی را تجربه میکنیم تا به ادب برسیم، نادانی را تجربه میکنیم تا به دانایی برسیم. بنابراین، بیادبی ریشه در تاریکی و جهالت دارد و ادب ریشه در نور و آگاهی.
برای رسیدن به دانایی، جهانبینی و ادب، باید آدابی را رعایت کنیم که همان تفکر، تجربه و آموزش است؛ یعنی همان مثلث دانایی.
همچنین با خود فکر کردم که لژیون سردار نیز آداب خاص خود را دارد؛ همانطور که هر جایی آداب خودش را دارد. لژیون سردار بسیار مهم است و بزرگان کنگره بارها بر اهمیت آن تأکید کردهاند. استاد سیلور بارها کنگره ۶۰ را به یک ناو جنگی عظیم تشبیه میکنند؛ حال اگر کنگره را یک ناو بزرگ بدانیم، لژیون سردار در این ناو، نقش موتور، قلب و نیروی محرکه را دارد. به همین دلیل است که میگوییم لژیون سردار قلب ناو است؛ چون مرکز تولید نیرو و توان مالی است.
لژیون سردار یعنی جایی که انسان میآید تا از نظر مالی قویتر شود و امورات مالی خود را سامان بدهد. استاد سردار همیشه به مهندس تأکید میکند که: «امورات مالیات را مستحکم کن، پایههای مالی را قوی کن.» چون تا انسان خودش توانمند نباشد، نمیتواند ببخشد. وقتی خودت در مضیقه باشی و چیزی نداشته باشی، چه چیزی میتوانی ببخشی؟ پس ابتدا باید در لژیون سردار بیاموزیم که چگونه از نظر مالی توانمند شویم و پایههای مالی زندگیمان را محکم کنیم.

این ناوِ عظیم (کنگره ۶۰)، لژیون سردار را به عنوان قلب و موتور محرکه خود دارد. چرا لژیون سردار یک نیروگاه است؟ چون در جهانِ پنهان، انرژی معادلِ پول است. ما در اینجا پول میدهیم، اما در واقع انرژی تولید میکنیم؛ این همان نیروی محرکهای است که کشتی نجاتِ ما را به جلو میراند.
من به تجربه دریافتهام که مسائل مالی چقدر در حال و هوای انسان مؤثر است. پول در جیب داشتن، مستقیماً بر اعتمادبهنفس و آرامش روانی انسان تأثیر میگذارد. مهندس بارها فرمودهاند: «پول، پول میآورد؛ پس پایههای مالی زندگیتان را مستحکم کنید.» اگر امروز ما سقفی بالای سر داریم و در این مکان امن به درمان و آموزش میپردازیم، به لطف همین پایههای مالی است.
اما آداب لژیون سردار چیست؟ من در جایگاهی نیستم که بخواهم تعیینتکلیف کنم، اما آنچه آموختهام این است که شرط اول لژیون سردار، بخشیدنِ بیمنت و بیتمنا است. وقتی آقای مهندس با عزیزانِ پهلوان صحبت میکنند، اولین چیزی که میپرسند این است: «آیا تمنایی داری؟ آیا انتظارِ بازگشت یا جایگاهی خاص در قبال این خدمت داری؟» بخششِ واقعی زمانی است که منِ ذهنِ انسان مطالبهگر نباشد.
نکتهٔ دوم این است که بدانیم لژیون سردار، صرفاً لژیونِ پرداختِ پول نیست؛ بلکه لژیونِ دریافت کردن است؛ جایی برای رشد و تقویت پایههای مالیِ زندگیِ خودمان. خریدنِ عضویت در لژیون سردار، مانند خریدن بلیت سینماست؛ صرفِ خریدن بلیت به معنای تماشای فیلم نیست. باید بر صندلی بنشینیم و فیلم را تماشا کنیم تا از آن بهره ببریم. عضویت در لژیون سردار نیز همین است؛ باید در جلسات حضور داشته باشیم، مشارکت کنیم و نسبت به آن بیتفاوت نباشیم. اگر فراموش میکنیم، باید آن را در دفترچه یادداشت کنیم تا این قلبِ تپندهٔ کشتیِ نجات، با حضور ما جان بگیرد و حرکت کند.
در پایان، باید به یاد داشته باشیم که درمان اعتیاد چه گوهر بینظیری است. آقای حکیمی همیشه تأکید دارند که اگر درمانِ اعتیاد را در یک کفهٔ ترازو بگذارید و در کفهٔ دیگر، صدها تن شمش طلا و تمام ثروتهای دنیا را قرار دهید، باز هم کفهٔ درمان سنگینی میکند. هیچ جای جهان با هیچ ثروتی، درمانِ اعتیاد به این صورت میسر نیست.
در مورد ضلع «تفکر» از مثلث دانایی هم باید بگویم که بسیار حیاتی است. تمام رشدِ ما در بستر تفکر شکل میگیرد؛ پس باید مراقب باشیم که این ضلع را همیشه فعال نگه داریم و اجازه ندهیم تنها بماند، بلکه باید آن را با تجربه و آموزش همراه کنیم تا به «داناییِ مؤثر» تبدیل شود.
امیدوارم همهٔ ما بتوانیم خدمتگزارانی بیمنت و بیتمنا برای کنگره ۶۰ باشیم. از همهٔ شما سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش دادید.
تایپ: مسافر هومن لژیون یازدهم
عکس، ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
51