جلسه یازدهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛، نمایندگی زال پارس با استادی مسافر جعفر و نگهبانی موقت مسافر جلال و دبیری مسافر محرم با دستور جلسه:"آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل و بی تعادلی"،سه شنبه 19 خرداد ماه 1405 ساعت 16:00شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، جعفر هستم، یک مسافر.
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این جایگاه را تجربه میکنم؛ جایگاهی که در آن آموزش میگیرم و خدمت میکنم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، راهنمای عزیز آقا ابوالفضل، نگهبان جلسه و همه شما عزیزان سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.
در مورد دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم، به نظر من تمام دستور جلساتی که در کنگره ۶۰ مطرح میشوند، به نوعی پیامی برای ما مسافران دارند. نکته جالب برای من این است که این دستور جلسه را در زندگی خودم تجربه کردهام.

منِ جعفری که امروز روبهروی شما نشستهام، در گذشته اینگونه نبودم. به واسطه شغلم احساس میکردم آداب و معاشرت را بهخوبی رعایت میکنم و دیگران هستند که مشکل دارند. چون چیزی که برای من اهمیت داشت، فقط نظر خودم بود. امروز فکر میکنم این طرز فکر حاصل بههمریختگی حال من در دوران مصرف مواد بود و باعث شده بود چنین احساسی در من شکل بگیرد.
در مسیر آمدن به جلسه، به این موضوع فکر میکردم که چه اتفاقی افتاده بود که من به آن نقطه رسیده بودم. یادم میآید زمانی که رانندگی میکردم، دوست داشتم همه راه را برای من باز کنند تا عبور کنم. مدام بوق میزدم و چون بوق زده بودم، انتظار داشتم دیگران کنار بروند. اما امروز، بعد از دو سال حضور در کنگره، متوجه شدهام که آن رفتارها نشانه ادب نبود، بلکه محصول بیحوصلگی، آشفتگی و بیتعادلی من بود.
در زمان مصرف، دیدگاه من این بود که اگر صبح مواد مصرف نکنم، انگار کار بزرگی انجام دادهام. با خودم میگفتم باید مواد را فریب بدهم؛ مصرف را به ظهر یا زمان دیگری موکول کنم تا کنترل اوضاع را در دست بگیرم. اما در حقیقت، این من بودم که فریب میخوردم. در محل کار بیحوصله بودم، حرفهای دیگران برایم خوشایند نبود و همین باعث میشد آداب معاشرت را رعایت نکنم. چون تصور میکردم همیشه حق با من است و هیچ مشکلی ندارم.
خدا را شکر که وارد کنگره شدم. هرچه جلوتر آمدم، بیشتر متوجه شدم که آن باورها اشتباه بودهاند. در ادامه دستور جلسه آمده است که اگر آداب هر چیزی را بلد باشیم، باادب میشویم و اگر بلد نباشیم، بیادب خواهیم بود. به نظر من، ادب و آگاهی باعث رسیدن به تعادل میشود و ناآگاهی انسان را از تعادل خارج میکند.

فکر میکنم برای منِ جعفر، اگر بخواهم در زندگی موفق باشم، قبل از هر کاری باید تصویرسازی داشته باشم. در کنگره ۶۰ نیز بارها گفته شده است که برای هر حرکتی باید ابتدا تصویر آن را در ذهن خود بسازیم. برای مثال، وقتی صبح از خواب بیدار میشوم، بهتر است از قبل بدانم قرار است چه کاری انجام دهم و آن را در ذهن خود تصویر کنم.
در رانندگی نیز همین موضوع صادق است. اگر آداب رانندگی را بلد نباشم و قوانین و خطوط را رعایت نکنم، بیادبی در رفتار من شکل میگیرد و در نهایت به بیتعادلی میرسم. نکته مهم این است که گاهی خودم این بیتعادلی را نمیبینم، اما اطرافیانم آن را بهخوبی مشاهده میکنند.
این دستور جلسه برای من بسیار کاربردی است؛ چون زندگی خودم را در آن میبینم. در دوران مصرف، تا زمانی که مواد مصرف نمیکردم، هیچ تعادلی نداشتم. زمانی احساس آرامش میکردم که وسایل مصرف برایم آماده میشد و همه شرایط مهیا بود. اطرافیانم هم این موضوع را میدانستند و سعی میکردند شرایط را فراهم کنند تا من ناراحت نشوم. آن زمان متوجه نبودم چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما امروز میفهمم که تعادل واقعی چیست و چگونه باید به آن رسید.
به نظر من، تمام زندگی دارای آداب خاص خود است. همانطور که فرهنگ آپارتماننشینی آداب مخصوص به خود را دارد و اگر آن را رعایت نکنیم، برای همسایگان ایجاد مزاحمت خواهیم کرد و باعث ناراحتی دیگران میشویم.
دوست دارم امروز از مشارکتهای شما عزیزان نیز استفاده کنم؛ زیرا هر دستور جلسه فقط سالی یکبار مطرح میشود و لازم است برداشت و آموزش لازم را از آن داشته باشیم. امیدوارم در این هفته بتوانیم بیشترین بهره را از این دستور جلسه ببریم.
از اینکه سکوت کردید و به سخنان من گوش دادید، از همه شما صمیمانه سپاسگزارم
در ادامه رهایی مسافر مجید از لژیون ششم به راهنمایی مسافر ابوالفضل:

لژیون خدمتگزار:لژیون ششم
راهنمای محترم:مسافر ابوالفضل
مرزبان کشیک:مسافر حسین
گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری: مسافر جعفر
تایپ و ویراستار: مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر رحمان لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
40