جلسه یازدهم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه با استادی راهنما همسفر مرضیه، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر فریبا با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از دبیر جلسه همسفر فریبا بهخاطر اینکه دستور جلسه هفته گذشته را به خوبی قرائت کردند تشکر میکنم و به نگهبان جلسه هم خدا قوت میگویم. قبل از هر چیزی از گروه مرزبانی، ایجنت، اسیستانت و نگهبان جلسه که اجازه دادند امروز من در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و انشاءالله آموزش بگیرم ممنون و سپاسگزارم. دستور جلسه همانطور که دبیر جلسه فرمودند، راجع به آداب معاشرت است. آداب معاشرت طیف وسیعی را در بر میگیرد. شما رفتهاید، مطالعه کردهاید و سیدیهای مربوطه و سخنان آقای مهندس را در روز چهارشنبه گوش دادهاید، ولی چیزی که من آموزش گرفتم این است که آموزشهای کنگره در ظاهر برای اعتیاد است، ولی باطنش چیز دیگری است.
شاید شما هم مثل من تجربه این را داشته باشید که وقتی مسافرمان به سفر دوم میرسد، معمولاً نزدیکان و اطرافیانمان فشار میآورند که ارتباط خودمان را با کنگره قطع کنیم و دیگر به کنگره نیاییم. این افراد ظاهربین هستند و فکر میکنند حال که مسافر به درمان رسید، دیگر ارتباطمان با کنگره باید قطع شود، اما باطن آموزشهای کنگره در واقع کمک میکند من همسفر از ظلمت خارج شوم. سیدی قشنگی که آقای مهندس دارند و در مورد سرمایه اجتماعی صحبت میکنند، میگویند وقتی انسان آداب معاشرت را رعایت کند، وقتی تعادل در زندگیاش برقرار باشد، روی او خوب است و در واقع سرمایههای اجتماعی را برای خودش کسب میکند. حالا سوال این است: سرمایه اجتماعی چیست؟ سرمایه اجتماعی یعنی اینکه من اگر روزی با یک مشکل مواجه شدم، خیلیها حاضرند به من کمک کنند تا مشکلم را برطرف کنم، چه در داخل کنگره و چه در داخل منزل و اینکه اگر نیاز به چیزی داشته باشم، خیلیها حاضرند آن را به رایگان در اختیار من قرار دهند.
آقای مهندس این را بارها گفتهاند: مشکلاتی که در کنگره اتفاق میافتد، به خاطر اینکه از تعادل بالایی برخوردارند، NGOها کاملاً حاضر بودند با آقای مهندس همکاری کنند و از مشکلشان کمک بکنند. چهارشنبه گذشته، آقای مهندس یک مثلث قشنگ برای ما معرفی کردند که یک ضلعش به کار بردن کلمه «لطفاً» در ابتدای محاوره است، یک ضلعش سپاسگزاری و قدردانی کردن و ضلع سومش عذرخواهی کردن. سپاسگزاری کردن لزوماً نه فقط برای کسی که به من خدمت رایگان میدهد مثل کنگره۶۰. آقای مهندس میفرمایند: «که حتی خدمتی که بهای آن را پرداخت کنم.» این ۳ فاکتور نقش بسیار مهمی دارند، یعنی یک معجزه است اگر به کار بیاید.
من یک خاطره از اوایل خدمتم تعریف کنم. کم سن بودم و در آموزش و پرورش استخدام شدم. در دفتر مدرسه یک روز نشسته بودیم که همکاران من خیلی با تجربه بودند، گفتند: «از ما به شما نصیحت، یک کاری انجام بده: هیچوقت در زندگیت از همسرت تشکر نکن، اگر در کارهای خانه کمکت میکند و خریدی میکند.» گفتم چرا؟ گفتند: «به خاطر اینکه طلبکار میشود.» من واقعاً این را به کار گرفتم. شما میدانید وقتی انسان یک مسیر رابطه را مسدود میکند، خودش صدمه میبیند و حتماً هم همسر انسان آن را تلافی میکند و در جمع شروع به عیبجویی، ایراد گرفتن و تمسخر کردن میکند.
این مسیر رابطه خیلی قشنگ با آموزشهای کنگره به من یاد داده که برگردم و آن مسیری که حداقل خودت مسدودش کردی، با عدم تشکر و پر توقع بودن، باز کنم. یک مقداریش دست من است و یک مقداریش از دست من خارج است. فرمول معجزه طلایی سپاسگزاری و قدردانی کردن را به کار ببر و معجزهاش را به چشم خودت ببین. من هم به قول وادی دهم: « صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است.» واقعاً سعی کردم از آموزشهای کنگره استفاده کنم و فرهنگ تشکر و قدردانی را در خانواده پیاده کنم. به هر حال انسان بلد نیست و آقای مهندس همیشه میگوید ما بلد نیستیم، چون یا مربی نداشتیم یا مربی خوب نداشتیم. این ۲ فاکتور باعث میشود که انسان همیشه متوقع و طلبکار باشد.
یک آموزش خیلی قشنگی که من در کنگره گرفتم، این است که انسانها دارای خوی وحشی هستند؛ یعنی اهلی نیستند. اگر مربی نداشته باشند و اگر مربی بد داشته باشند، خوی وحشیگری به کار میافتد، مثل گیاهی در جنگل که برای بقا با سایر پوششهای گیاهی میجنگد. انسان هم چون جسمش از خاک است، به مادیات اهمیت میدهد و برای بهرهبردن از امکانات مادی با بقیه انسانها میجنگد. اگر آموزش نگرفته باشد و مربی بد داشته باشد، حاضر است دیگران را دور بزند، بزرگنمایی کند، دروغ بگوید، تهمت بزند و حتی سایر انسانها را از صحنه گیتی محو کند؛ فقط به این دلیل که آموزش نگرفته و بلد نیست. لزوماً مبنی بر این نیست که او آدم بدی است. در کنگره، اگر بخواهم بلد باشم، وقتی با مرزبان، ایجنت یا اسیستانت کاری دارم، سؤال یا مشکلی دارم و گفته شد وقت نداریم، ناراحت نشوم و به هم نریزم.
انشاءالله در وقت مناسب، مشکلم را مطرح میکنم و حتماً جواب هم میگیرم. مورد دیگر اینکه بعضی اوقات همسفرها ممکن است موجه هم باشد و مدتی غیبت کنند بدون اینکه به راهنما اطلاع دهند و بعد از حذف از گروه، خیلی به هم بریزند، طلبکار و شاکی شوند. این مثل همان شاکی شدن من از همسرم بود که بارها گریه میکردم و میگفتم کسی قدر من را در خانه نمیداند، غافل از اینکه فرمولی به کار برده بودم که اشتباه بود. آموزش بعدی برای تعادل پیدا کردن در کنگره، گرفتن خدمت است و این خیلی مهم است، گرفتن خدمت به این معنی است که خدمت را گرفتم و طلبکار نباشم، سر کسی منتی نگذارم و توقع نداشته باشم دیگران بیش از حد به من احترام بگذارند. این خدمت را برای رشد و بزرگ شدن خودم انجام میدهم.
یک جمله خیلی قشنگ از دکتر امین همیشه آویزه گوش من است: «خدمت کردن یعنی نیروهای درونی خودت را در معرض نیروهای مکمل بیرونی قرار بدهی و این باعث میشود که بزرگ شوی و رشد کنی.» مثل کسانیکه از راه دور برای خدمت کردن میآیند؛ مثل ایجنت، اسیستانت و ... واقعاً وقتی نگاه میکنم، میبینم خیلی خوشاخلاقتر، متعادلتر، مهربانتر و منعطفتر هستند. آداب معاشرت حیطه وسیعی دارد؛ هنگام رانندگی، دعوا و تعاملات روزمره اهمیت زیادی دارد. درباره دعوا کردن، از وبلاگ خانم الهه برداشت کردم و سریع میگویم: دعوا کردن هم آداب دارد و مشهور است که اصفهانیها وقتی دعوا میکنند خیلی مواظب هستند و آداب دعوا کردن را بلدند.
وقتی میخواهند دعوا کنند، یکی آن طرف جوب میایستد و یکی این طرف، تا دستشان به همدیگر نرسد و حرفها را بزنند. من که در فرهنگ کردها بزرگ شدهام، میگویم: «این چه کاری است؟ روبهروی هم قرار بگیرید و از خجالت هم دربیایید.» جواب میدهند: «نه، چند فایده میبریم؛ حرفهایمان را میزنیم و لباسهای همدیگر را پاره نمیکنیم، از پلههای دادگستری بالا و پایین نمیرویم، وکیل نمیگیریم، دیه نمیپردازیم و شاهد جمع نمیکنیم.» اینها همه نشانه این است که اصفهانیها آداب دعوا کردن را بلدند.
حتی دعوا کردن هم آداب خودش را دارد. از این به بعد، اگر بخواهیم با کسی بحث کنیم، جوبی پیدا کنیم، یکی آن طرف و یکی این طرف و حرفهایمان را به هم بزنیم. در آخر، ممنونم از همگی شما، از گروه مرزبانی همسفر فریده و همسفر طیبه که امروز جایگاه خدمتی خود را تحویل میدهند. به قول همسفر فریده که ۱۸ ماه و ۱ روز خدمت کردند، من به آنها تبریک میگویم و سپاسگزارم. امروز جایگاهشان را تحویل میدهند به ۲ نازنین دیگر و از آن ۲ نازنین هم میخواهم که همچنان با عمل سالم، خدمت خود را انجام دهند. انشاءالله که این ۲ بزرگوار از نقطهای دیگر خدمتشان را شروع کنند و روی ماهشان را همیشه در شعبه ببینیم. این ۲ مرزبان، ایجنت، اسیستانت و خودتان را به خوبی تشویق کنید.
تجلیل از مرزبانان همسفر طیبه و همسفر فریده و معارفه مرزبانان جدید همسفر الهه و همسفر ثریا


تجلیل از مرزبانان پارک همسفر فریده و همسفر طیبه و معارفه مرزبانان جدید پارک همسفر معصومه و همسفر فریبا
رهایی تغذیه سالم راهنما همسفر مهتاب با راهنمایی همسفر سمیه
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر فریده و مسافر اسفندیار
عکس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
تایپیست و ویرایش: همسفر فریبا نگهبان سایت
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
163