جلسه ششم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی غزالی مشهد به استادی دستیار اسیستانت سایت همسفر مریم، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان در نمایندگی غزالی هستم. تبریک عرض میکنم خدمت همسفر اکرم بابت اتمام خدمت ایجنتی و در ادامه تجربه های نو؛ همچنین به همسفر ناهید کسب جایگاه و شروع فصل جدید را به شما تبریک میگویم. خیرمقدم و خدا قوت عرض میکنم خدمت همسفر صفیه، به گروه مرزبانی، خدمتگزاران سایت و همه کسانی که در شعبه غزالی (چراغ خاموش) زحمت میکشند نیز خدا قوت میگویم . تشکر میکنم از نگهبان جلسه و راهنمای همسفر آرشیدا که من را به این جلسه دعوت کردند؛ به امید خدا بتوانیم جلسه خوبی را در کنار هم داشته باشیم.
در مورد دستور جلسه، اولین چیزی که به ذهن من رسید این است که هیچکس در زندگی دشمن ما نیست و میشود گفت هیچ دوستی نیز وجود ندارد؛ همه انسانهایی که در مسیر زندگی ما قرار میگیرند، بهنوعی معلم هستند. همه ما میدانیم که در کنگره اولین استاد و معلم ما جناب آقای مهندس هستند؛ بعد از آن راهنما و عقل ما هستند. که در کنار آموزشهایی که دریافت میکنیم، هر اتفاقی که در زندگی ما میافتد بیدلیل نیست؛ این اتفاقات قرار است بیافتد تا ما رشد کنیم، بالغ بشویم و بتوانیم آموزشها جدیدی را دریافت کنیم.
دستور جلسه شامل سه بخش هست: آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی. در اصل هدف این دستور جلسه قسمت سوم یا آن انتهای دستور جلسه است؛ چرا که در کنگره بر این باور هستیم که ما درمان اعتیاد را انجام میدهیم و در ادامه ما به دنبال تعادل هستیم؛ یعنی در کنگره۶۰ به دنبال ترک ساده نیستیم. ما در پی این هستیم که انسانهای متعادلی در جامعه باشیم.
برای اینکه من بتوانم به تعادل برسم، قاعدتاً باید آن دو مؤلفه اول را فهم کنم و آموزش بگیرم؛ یعنی هم باید فرد باادبی باشم و هم آداب معاشرت را یاد بگیرم. آداب معاشرت یا ارتباط را یاد بگیرم؛ یعنی بتوانم اول با خودم، بعد با اطرافیانم، پیرامونم و با جامعه ارتباطات خوبی برقرار کنم.
تابهحال فکر کردهاید چقدر خودتان با خودتان ارتباط خوبی دارید؟ آیا به خود محبت میکنید؟ به خود شفقت دارید؟ به خود عشق میورزید؟ آیا وقتی اشتباهی میکنید در اشتباهتان، چقدر خودتان را سرزنش میکنید؟ چقدر خودتان را تشویق میکنید؟ چقدر برای خودتان و روانتان ارزش قائل هستید؟ و چقدر در زندگیتان تلاش میکنید که یک رابطه خوب و دوستانه همراه با احترام با خودتان برقرار کنید؟ واقعیت این است که ما شاید خیلی نقاب بزنیم و در بیرون انسان خیلی فرهیخته و با ادبی به نظر برسیم؛ ولی در درون ممکن است خیلی تخریبها را به روح و روان خودمان وارد بکنیم. متوجه نباشیم که چه کاری با روح و روان خودمان میکنیم. این دستور جلسه اول از هر چیز، در واقع به من (ارتباط با خودم) را یاد میدهد؛ وقتی من به خودم احترام بگذارم، یعنی بلد باشم اگر اشتباهی میکنم خودم را ببخشم یا وقتی خشمگین هستم سکوت کنم، به جای پرتاب حس های منفی به بیرون بتوانم سکوت کنم و تبدیل انرژی منفی به انرژی سازنده و مثبت خود به انرژی بهتر، انرژی نابتر؛ آن وقت هست که در من تغییرات و تبدیلات اتفاق میافتد.
دستور جلسه این را به من آموزش میدهد که اول به خودت رجوع کن، اگر میخواهی بیرون خوبی داشته باشی. من هرچه نقاب بزنم، یکجایی این نقابها برداشته میشود و مشخص میشود که من آنچه نشان میدهم نیستم. ما یک جاهایی نسبت یه اطرافیانمان پر توقع میشویم، طلبکار میشویم، به خیال خودمان انها موظفند و آمدند که به ما سرویس بدهند. در کنگره من با حال خراب آمدم، از کنگره خدمات گرفتم؛ بعد از یک مدتی حالم بهتر شد، سفر دومی شدم و شروع میکنم به توقع داشتن: (چرا راهنما هوای من را نداشت؟ چرا راهنما به من زنگ نزد؟)؛ کارهایی که همهوهمه برمیگردد به اینکه من ارتباط خوبی با خودم ندارم و به دنبال دریافت توجه از بیرون هستم باید کمبود ها و نقطه ضعف هایم را شناسایی کنم و به دنبال درمان آن ها باشم. در این دستور جلسه من یاد می گیرم چطوری به آرامش برسم.آرامش و آسایش دقیقا محصول تعادل است و این تعادل با هیجان و شور اتفاق نمیافتد؛ یعنی غیرممکن است که من با شور و هیجان به هدف برسم یا با خونسردی زیاد یادبی تفاوتی متعادل باشم ؛ ما به دنبال رفتاری آرام گفتاری سنجیده و عملی به جا هستیم.
تعادل یعنی اینکه من اندازهها را یاد بگیرم؛ کجا، چقدر و چه اندازهای باشم، کجا عشق بورزم و مهربان باشم، کجا احترام بگذارم، کجا پاسخی ندهم و سکوت کنم؛ و به حال خوش پایدار دست یابم و خدا را شکر این قوانین در کنگره در قالب آموزشهای کنگره به من آموزش داده می شود و می توانم روی روانمان کار کنم.
آقای مهندس در سیدی (بوی ابلیس) خیلی واضح میگویند که کنگره جلو جلو، هدیه و پاداش حضور شما را به شما داده است؛ پس چرا از کنگره و سیستم و اعضا خدمتگزار آن متوقع و طلبکار هستید؟ هیچکس در کنگره نباید از هیچکسی طلبکار باشد. وقتی من در کنگره تمرین کنم که هر آنچه وظیفه من است به درستی انجام دهم ،قطعا در خانواده نیز با مسافرم به نقطهای میرسم که در صلح قرار میگیرم؛ دیگر نمیروم با او بحث و مشاجره کنم که من اینهمه صبوری کردم، اینهمه با شما همراهی کردم چرا به من توجه نکردی.انتظارات من پایین میآید. وقتی انتظار پایین میآید، توقع ها کم می شود، نفرت و کینه هم کم میشود؛ چون محصول انتظار و توقع ، نفرت است. اینکه انسان بتواند عاشق باشد، بیمنت ببخشد و اندازه آن را هم بداند، طوری که تخریب درون خودش ایجاد نکند، خیلی مهارت میطلبد که کنگره این مهارت را به مرور زمان به ما آموزش میدهد.
در مورد این دستور جلسه، جناب مهندس سیدی دادند و صحبتهای زیادی شده است. که از مشارکت شما قطعا استفاده میکنم؛ منتهی موردی که برای من خیلی جالب است که گاها میبینم عزیزانی که در کنگره هستند رعایت نمی کنند از این ضمیر جمع (شما) استفاده نمیکنند؛ وقتی راهنمایشان را میبینند با راهنمایشان، عذر میخواهم، ( تو تو ) صحبت میکنند.
من فکر میکنم این اوج بیادبی هست؛ چون ما داریم به جایگاه راهنما احترام میگذاریم و اینکه بخواهیم یک نفر را با (تو) نامگذاری کنیم، اوج بیادبی مان به حساب میآید. خیلی مهم است که بتوانیم رابطه استاد و شاگردی را حفظ کنیم و به گونهای برخورد کنیم که استاد ما دقیقا همان نقش استادی و معلمی خودش را و ما نقش شاگرد را داشته باشیم.
این است که آقای مهندس گفتند مثلاً (خانم مریم)، نگفتند (مریم خانم) چون اصلاً قرار نیست که صمیمیت ایجاد بشود. برای همه ما همسفران ابتدا عبارت (خانم) آمده، طوری که همه مسافران چه در کنگره چه در خانواده به همسفران احترام میگذارند .آقای مهندس بسیار ریز بین هستند خیلی مسائل را می بینند و بسیار دور اندیش هستند که جای شکرگزاری دارد.
به امید خدا که بتوانیم در این دستور جلسه آداب، ارتباطات خوب و بتوانیم به تعادل برسیم؛ چرا که تعادل خود آرامش است و انشاءالله که بتوانیم همه انسانها متعادلی باشیم.
تجلیل ایجنت دوره قبل همسفر اکرم و معارفه ایجنت دوره جدید همسفر ناهید







مرزبانان کشیک: همسفر هانیه و مسافر مهدی
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر هانیه مرزبان خبری
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
206