English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار بستری شد تا درونم تغییراتی ایجاد شود

لژیون سردار بستری شد تا درونم تغییراتی ایجاد شود

دهمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار نمایندگی دنا (شهرضا) با استادی مرزبان محترم مسافر رضا، با دستور جلسه ((آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی)) در روز یکشنبه مورخ ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۱۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
خداوند را شاکرم بابت حضور در کنگره و از نگهبان لژیون سردار و تک‌تک اعضای لژیون تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. دستور جلسه امروز: «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی».

من در گذشته آداب معاشرت با مردم را بلد نبودم. مصرف مواد‌مخدر به شکلی بود که تمام ذهن، روح و روان من را درگیر کرده بود و باعث می‌شد نتوانم ارتباط درستی با جامعه، اطرافیان و حتی خانواده خودم داشته باشم. تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم و متوجه شدم که آداب معاشرت یعنی چه، در گذشته به واسطه مصرف مواد، در هیچ جایگاهی نمی‌توانستم ادب خود را رعایت کنم و همین موضوع اتفاقات ناگواری برایم رقم زد؛ شغلم را از دست دادم و حتی نزدیک بود خانواده‌ام را نیز از دست بدهم.

زمانی که وارد کنگره شدم و به لژیون سردار پیوستم، همان ابتدا متوجه شدم که این لژیون بستری است تا درونم تغییراتی ایجاد شود و بتوانم به آن چیزی که می‌خواهم برسم. لژیون سردار جایی است که مفهوم وادی چهاردهم (عشق و بخشش) را به من آموخت؛ اینکه یاد بگیرم از سهم دارایی‌ام ببخشم.

روز اول با صد هزار تومان شروع کردم؛ حقیقتاً همان صد تومان را هم نداشتم، اما زمانی که بخشیدم، خداوند خیر و برکتش را در زندگی‌ام جاری کرد و من «بخشش» را یاد گرفتم؛ بابت این موضوع سپاسگزار خداوند هستم.

من قبلاً در زندگی‌ام هیچ تعادلی نداشتم؛ نه در کار، نه در مال، نه در خوراک و حتی در مصرف موادمخدر؛ گاهی آن‌قدر مصرف می‌کردم که تا مرز سکته می‌رفتم و گاهی که نداشتم، حالم کاملاً خراب بود. اما حالا با قوانین و حرمت‌های کنگره ۶۰ آشنا شده‌ام و یاد گرفته‌ام که باید در همه جا، نه فقط در لژیون سردار، اهل بخشش باشم.

امیدوارم لژیون سردار کمکم کند تا در این دایره باقی بمانم. خواست قلبی‌ام این است که روزی پهلوان لژیون سردار بشوم؛ اگرچه شاید الان توانایی مالی آنچنانی نداشته باشم، اما از ته قلب دوست دارم در این مسیر قدمی بردارم. من به این آموزش‌ها ایمان دارم و حتی حاضرم با کمال میل در آبدارخانه خدمت کنم و از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.»

تایپ: مسافر محمود رضا(لژیون پنجم)، مسافر مهرداد(لژیون هفتم)
عکس: مسافر ناصر
ویرایش و ارسال: مسافر حسن(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .