English Version
This Site Is Available In English

اصل زندگی بر پایه تعادل و بی‌تعادلی استوار است

اصل زندگی بر پایه تعادل و بی‌تعادلی استوار است

همسفر زهرا؛

مشارکت درمورد« آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی و تعادل و بی‌تعادلی» آداب معاشرت هر شخصی در مرحله اول به خانواده شخص برمی‌گردد که تأثیر خیلی زیادی روی رفتار شخص دارد؛ بعد به اطرافیان و آن‌هایی که پیوند محبت و دوستی دارید، هر رفتاری که از دیگری می‌بینید به صورت القا در تو ظاهر می‌شود، با تکرار جزیی از خلق وخوی تو می‌شود. همین است که می‌گویند« دو تا گاو کنار هم بمونن اگر شکل هم را نگیرند بوی هم را می‌گیرند» پس در انتخاب دوستان و هر کسی که با او رفاقت می‌کنیم باید دقت و توجه ویژه کنیم. افکار مثبت انسان را به سوی موفقیت و افکار منفی به قهر تاریکی می‌برد؛ پس باید با هر کسی‌که افکار ما را پریشان می‌کند تا هر جایی که می‌توانیم دوری کنیم؛ حتی اگر از عزیزان خود باشند. رفتار ما در کردار ما و کردار ما در اعمال ما تأثیر می‌گذارد. خدا را شکر که ما به‌خاطر وجود کنگره در جمع انسان‌هایی که دنبال خوشبختی خود و دیگران می‌باشند. در مورد تعادل هم باید بگوییم ما خیلی چیزها را راجع‌به خیلی از مسائل می‌دانیم؛ اما فقط در حد اصلاحات عمومی است، در زمان عمل کردن خیلی کم می‌آوریم عاجز و ناتوان می‌باشیم. همه علم‌ها یاد گرفتنی است؛ باید به دنبال آن رفت آموزش گرفت، به دیگران هم انتقال داد تا به خوشبختی رسید.

همسفر خدیجه؛

اگر بخواهم در مورد آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی بخواهم صحبت کنم، در هر کجا و هر مکانی نیاز به رعایت این موارد است، و هر جایی که می‌رویم؛ باید آداب و معاشرت ساعت، جا، مکان، رفتارها و گفتارهای مخصوص خود را دارد که با رعایت کردن، هر یک از آن ها باعث می‌شود که ما از بی‌ادبی به دور باشیم تعادل خود را در آن زمینه حفظ کنیم. این کارها و رعایت‌ها هر روز هر مکان است فرقی نمی‌کند، چه خانه خود باشیم یا جای دیگر هر کجا حرمت و آداب معاشرت خود را می‌طلبد. من باید این قوانین را رعایت کنم. همان‌طور که آقای مهندس فرمودند: «غذا خوردن آدابی دارد، بیش از حد غذا نخوریم به اندازه باشد سر سفره از هر نوع غذا که وجود دارد یک نوع را انتخاب و بخوریم زمان غذا خوردن حرف نزنیم و غیره، در رفتارمان همیشه ادب را رعایت کنیم. حدیثی از حضرت علی (ع) که می‌فرمایند: «ادب تنها چیزی است که هیچ‌وقت از مُد نمی‌افتد» با ادب بودن هر کسی نشان دهنده شخصیت انسان است که باعث آسایش و آرامش خود انسان و هم دیگران می‌شود.

همسفر مائده؛

این دستور جلسه از سه بخش تشکیل شده است که دو بخش آن کلمات متضاد می‌باشند. نگاه این دستور جلسه، بیش از آن‌که درونی باشد، اجتماعی است؛ اگرچه همه ما به تعاریف این مفاهیم واقف می‌باشیم؛ اما مسئله مهم در اینجا کشف ارتباط میان آن‌ها است؛ اگر بخواهم بهتر شروع کنم؛ باید بگویم که اصلِ زندگی بر پایه تعادل و بی‌تعادلی استوار است. بی‌تعادلی؛ یعنی یا در افراط غوطه‌ور بودن یا در بی‌خیالیِ مطلق دست‌ و پا زدن است. این موضوع با ادب و بی‌ادبی پیوند عمیقی دارد من باید بیاموزم در شرایط مختلف، چگونه حرف بزنم و چگونه عمل کنم که ایجاد مشکل نکنم. من قبلاً این موضوعات را به‌ خوبی درک نمی‌کردم، به بهانه کنکور و درس بیشتر در فضای خانه بودم؛ اما حالا که وارد جامعه و دانشگاه شده‌ام و دایره دوستانم گسترده‌تر شده دیدگاه‌ من نیز بازتر شده است. متوجه شدم که اگر دوستی به بهانه صمیمیت از مرزها عبور می‌کرد و با بددهنی حرف می‌زد، شاید در جمع‌های خودمانی اتفاق خاصی نمی‌افتاد و من واکنشی نشان نمی‌دادم؛ اما در مقابل وقتی دوستی را می‌دیدم که هم‌زمان با صمیمیت، احترام و ادب را نیز حفظ می‌کرد، به‌طور عجیبی از هم‌صحبتی با او لذت می‌بردم. در این مدت، به درک جدیدی از مفهوم بی‌ادبی رسیدم بی‌ادبی را حتی می‌توان در رفتار بدون بر زبان آوردن کلامی نشان داد؛ مثلاً زمانی‌که در جمعی فردی حضور دیگری را نادیده می‌گیرد، به صحبت‌هایش واکنشی نشان نمی‌دهد یا حتی جواب او را هم نمی‌دهد؛ به نظر من، این بی‌ادبانه‌ترین نوع بی‌ادبی است. هم‌چنین عیب‌جویی با صدای بلند، تحقیر کردن، یا تمسخر دیگران بر سر موضوعات ساده، از مصادیق دیگر بی‌ادبی است؛ حتی وقتی کسی چیزی را نمی‌داند و سؤالی می‌پرسد اگر ما او را نادان جلوه دهیم یا او را مورد نقد ظاهری قرار دهیم نتیجه‌ای جز ایجاد احساس کمبود، ناکافی بودن و ناامنی در فرد مقابل نخواهیم داشت. موضوعات بسیاری در دستور جلسه وجود دارد که با نگاهی به گذشته، هرکدام از ما متوجه آن خواهیم شد؛ چه آنجا که به احساسات و نیازهای دیگران بی‌توجه بودیم و چه آنجا که با لحن بد و ناسزا صحبت می‌کنیم، در هر دو صورت مرتکب بی‌ادبی شده‌ایم. هر دوی این رفتارها، یا همان بی‌تعادلی است. از آن‌جایی که بی‌ادبی نشانه‌ بی‌تعادلی است ادب نیز نشانه‌ تعادل محسوب می‌شود. در واقع ادب مانند چسبی است که می‌توان بر پایه‌های سست یک رابطه زد و آن را مستحکم کرد؛ وقتی من برای فرد مقابل ارزش قائل باشن و با احترام صحبت کنم، او نیز با من همان رفتار را خواهد داشت و نتیجه‌اش افزایش ذوق، امنیت و عمق هم‌صحبتی است؛ البته باید توجه داشته باشیم که آداب و معاشرت جمع تمام این‌ها؛ یعنی تعادل، ادب، احترام و رابطه پایدار است؛ اما باید بدانیم که هر کدام اندازه و جایگاه خاص خود را دارند. من برای دوست، استاد و مادر خود احترام قائل می‌باشم؛ اما این بدان معنا نیست که با همه به یک شکل صحبت کنم نمی‌توانم همان‌طور که با دوست صمیمی می‌باشم، با استاد یا مادرم صحبت کنم؛ حتی در برخورد با افرادی که در بی‌تعادلی به سر می‌برند نیز باید سبک متفاوتی داشته باشم، در نهایت، آداب و معاشرت؛ یعنی من تعادل را در همه مسائل حفظ کنم یعنی قبل از انجام هر کاری، با آموزش‌هایی که در وادی اول گرفتم، فکر کنم و سه اصل مهم زمان مناسب، مکانِ مناسب و کلامِ مناسب را همیشه مد نظر داشته باشم.

نویسندگان: همسفران لژیون چهارم
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .