English Version
This Site Is Available In English

وادي سوم؛ وادی خود دوستي

وادي سوم؛ وادی خود دوستي

ششمین جلسه از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رفسنجان به استادی اسیستانت‌ همسفر سحر، نگهبانی راهنمای تازه‌واردین همسفر مریم و دبیری راهنما همسفر سلیمه با دستور جلسه «وادی سوم و تأثیر آن روي من» روز دوشنبه ۴ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت۱۴:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

 

خیلی خوشحالم که امروز فرصتی شد تا در خدمت شما عزیزان باشم و چقدر برای من زیباتر است که در جلسه سردار توفیق پیدا کردم که حضور داشته باشم و مثل همیشه از شما یاد بگیرم. از نگهبان، دبیر و خزانه‌دار و همین‌طور از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز سپاسگزارم.

آقای مهندس چقدر به همه چیز قشنگ فکر می‌کنند حتی به پوشش سفیدی که برای همه ما در نظر گرفتند؛ خیلی ها گلایه می‌کردند که چرا باید سفید بپوشیم اما حالا متوجه می‌شویم که چقدر پوشش سفید در کنگره اهمیت دارد. هر شعبه‌ای و هر لژیونی، لژیون سردار و هر بخشی و هر خدمتی در کنگره۶۰ کلی دریچه دارد؛ برای آموزش، برای دریافت علم، آگاهی و برای انتقال آگاهی و این‌که چقدر این دریچه‌ها را به روی خودم باز کنم یا ببندم یا نبینم و یا ببینم و کافر باشم یعنی ببینم و به روی خودم نیاورم، همه این‌ها دست من است.

لژیون سردار یکی از چرخه‌های عظیمی است که به ما اجازه دادند تا در این چرخه بزرگ باشیم ولی با چه چیزی؟ با یک حرکت کوچک، با پرداخت مبلغی که شاید در توان خیلی‌ها باشد و راحت بتوانند پرداختش کنند و آن مبلغ را هم ثابت نگه داشتند، چرا؟ تا ما با یک حرکت کوچک خودمان را وارد یک چرخه بزرگ کنیم و این دید وسیعی به ما می‌دهد اگر بتوانیم عظمت کار را بفهمیم و برای خودمان کاری کنیم و از این فرصت استفاده کنیم.

در واقع لژیون‌ سردار را دست کم نگیرید و به قول خودمان بال و پر بزنید که چه روزی لژیون سردار داریم تا برویم، بنشینیم و یاد بگیریم و هر بار که یک جلسه در لژیون سردار نیستید به خودتان بگویید از چه چیزهایی محروم شدم؟ چه علمی به من نرسید؟ چه چیزی را امروز یاد نگرفتم؟ ای کاش خودم را رسانده بودم و این حس را چگونه باید در خودمان به وجود بیاوریم؟ تک‌تک شما باید آن‌قدر با حس خوب بیایید و در لژیون سردار بنشینید همین‌طور که با بخشش و آن فضیلتی که به دست آوردید، انجام دادید و عضو شدید. الآن با مشارکت‌ها، صحبت‌ها و با حس‌تان و با به وقت آمدن این حس را ایجاد کنید که اگر اشخاصی یک جلسه نیامدند به خودشان بگویند من امروز خیلی چیزها را از دست دادم. اگر نگاهم این شکلی شد که حالا امروز هم نرفتم، نرفتم من که همیشه حضور دارم، همه غیبت می‌کنند یک بار هم من، سعی کنید پایه‌های این لژیون را محکم نگه دارید. آماده کنیم و بچه‌های لژیون یادشان است وقتی می‌گفتند ما این هفته نمی‌توانیم بیاییم هیچ‌ وقت من به آن‌ها نگفتم اشکال ندارد فقط می‌گفتم اگر احساس می‌کنید نیامدن‌تان بیشتر از آمدن‌تان کمک می‌کند نیایید بعد که به شعبه می‌رفتم می‌دیدم زودتر از من آن‌جا هستند.

اگر قرار است چند سال آینده در شهر رفسنجان شعبه‌های زیادی وجود داشته، حرکت شما و نقش شما در این مسئله بسیار مهم است. اما در مورد دستور جلسه که قطعاً شما خیلی بهتر از من در این مورد صحبت می‌کنید وادی سوم است باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. همیشه به این فکر می‌کنم گویی که وادی سوم وادی چهارده یا محبت را در خودش دارد؛ یعنی خود دوستی من، عشق به خودم و در ادامه عشق به خانواده، مسافرم، اعضاء کنگره۶۰ و آدم‌ها از وادی سوم شروع می‌شود. جایی‌که تسلیم می‌شوم که من این مشکلات را به وجود آوردم، مسبب آن‌ها خودم هستم و می‌پذیرم پس کسی‌ که می‌تواند به من کمک کند قبل از این‌که بخواهم دست نشانه را سمت کسی ببرم و بگویم تقصیر این بود، تقصیر مسافرم بود، تقصیر این زندگی یا تقدیر من بود باید بدانم که خودم کاملاً در این قضیه دخیل هستم و آن‌جا باید تکلیفم را با خودم مشخص کنم که آیا خودم را دوست دارم یا نه؟ آیا من می‌خواهم برای خودم کاری کنم یا نمی‌خواهم؟ یعنی خودم را از مرحله بلاتکلیفی بیرون آورم اگر می‌توانم این کار را انجام بدهم پس شروع کنم به حرکت کردن و این پذیرفتن‌ها باعث می‌شود که در ادامه نکات زیادی را به دست آورم برای خروج از تاریکی و باز کردن گره ها و حرکت، استارتش در وادی سوم است یعنی جایی‌که می‌فهمم غیر از خودم کسی نیست. در مسئله تکامل که ما صحبت می‌کنیم می‌گوییم ما یک مسافر تنها هستیم، یک انسانی که آمدیم تا به تکامل برسیم و برویم. حالا در این مسیر تکاملی من تنهام و درست است که خداوند یک‌سری افراد را در کنار من قرار می‌دهد؛ ولی آقای مهندس می‌گویند؛ بار هر نفسی را هر نفسی خودش به دوش می‌کشد پس من باید تکلیفم با خودم مشخص باشد.

دکتر امین می‌فرمایند؛ مسیر تکاملی هر انسان برای این که به تکامل برسد ممکن است خیلی سختی‌ها، نامهربانی‌ها و بی‌محبتی‌ها را تحمل کند یعنی مسیر تکامل به وادی سوم مرتبط است در مسیر تکامل انسان خیلی ناملایمات و بی‌محبتی‌ها را باید تحمل کند یعنی شما فکر نکنید اگر در مسیر همسفر هستید، عضو لژیون سردار هستید، راهنما، ایجنت و هر خدمت دیگری دارید فکر کنید که همه چیز بر وفق مرادتان است ممکن است ناملایمتی ببینید، سنگی جلوی پایتان باشد، يا از کسانی‌که حتی فکرش را نمی‌کنید بی‌محبتی ببینید اما آقای امین می‌گویند؛ همه این‌ها نیاز است تا شما به یک درخت خرما یا نخلی تبدیل شوید که میوه شیرین می‌آورد بر چه اساسی این اتفاق می‌افتد؟ صبر، تلاش زیاد و لطف خداوند یعنی لطف الهی شامل حال ما می‌شود.

شخصی که می‌خواهد در این مسیر مثل درخت نخل شود باید به وادی سوم برگردد. خدمت مالی در کنگره و لژیون‌ سردار دقیقاً مانند گندم است که یک دانه می‌کاری و هفتاد خوشه از هر کدام و چه بسا بيشتر از آن برداشت مي کنی. حالا این یک مثال عینی است یعنی چه‌طوری؟ من برای خودم این‌طوری حساب کردم وقتی من مبلغی را از داخل جیبم یا کیفم برمی‌دارم و تقدیم کسی می‌کنم این اصطلاح را به کار می‌برم که این مبلغ از من کم شده است؛ ولی در کنگره٦٠ کاملاً برعکس است یعنی شما از این جیبت برمی‌داری و انگار داخل جیب دیگرت گذاشتی. بعد جالب است شما یک مبلغی می‌دهی ولی مبلغی که در جیبت هست دیگر آن مبلغ نیست و خیلی بیشتر است و قابل حساب نیست تا حالا به این فکر کردم؟ می‌دانم که هر کدام از شما تجربه‌های زیادی در این قضیه دارید و می‌دانم که کسی در کنگره۶۰ به دنبال برگشت‌ها نیست اما همین حس‌هایی که درکنگره دریافت می‌کنیم بالاترین برکت است.

از آن‌چه مي‌توانيد ببخشید باعشق ببخشید، لحظه‌ای دریغ نکنید از چیزی که می‌توانید انجام بدهید ولی انجام ندهید. برای خدمت مالی اگر توان پهلوانی را دارید ولی دنور می‌شوید این یعنی کفر. اگر می‌توانم دنور بشوم ولی به همان سردار راضی هستم یعنی دارم کم‌کاری می‌کنم.

در واقع خدا را شکر که شما الآن کلی سردار، دنور و پهلوان دارید و می‌خواهم این را بگویم که آیا غیر از وادی سوم است؟ آیا غیر از این است که آقای مهندس می‌خواهند ما را با خودمان آشتی بدهند؟ در کنگره۶۰ کسی، کسی را محکوم نمی‌کند. کسی، کسی را تأیید آن‌چنانی نمی‌کند. در واقع خودمان مقابل خودمان هستیم با خدمتی که می‌کنیم و عشقی که می‌ورزیم؛ بنابراین خیلی مسئله مهمی است و می‌دانم شما با حس بهتری و تجربه‌های بهتری صحبت خواهید کرد. خیلی خوب است که از تجربه‌های خودتان بگویید بدانیم که برای مسئولیت‌پذیری، برای شروع خدمت و برای هر حرکتی در کنگره۶۰ وادی سوم می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد. امیدوارم به این وادی به گونه‌ای دیگر نگاه کنیم و وادی سوم یعنی جزء خودت کسی بار نفست را نمی‌کشد و خودم هستم که باید مسئولیت همه چیز را بپذیدم تا بتوانم عاشق خودم باشم ، اگر این را بفهمیم و مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم می‌توانیم با تفکر و حرکت درست از وادی سوم تا وادی چهاردهم به عشق و محبت حقیقی برسیم.

تایپ: راهنماي‌تازه‌واردین همسفر مریم
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سلیمه (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: راهنما همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی رفسنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .