English Version
This Site Is Available In English

رهایی از سیگار و برکت بخشش

رهایی از سیگار و برکت بخشش

یازدهمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار ویژه همسفران حکیم هیدجی با دستور جلسه «دخانیات(سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ) با استادی همسفر مریم و نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر معصومه، در روز یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ رأس ساعت ۱۶ شروع و آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: 

خدای خود را شاکر و سپاسگزارم که این اجازه را به من داد تا این جایگاه را تجربه کنم و از ایجنت محترم، خانم سمیه بزرگوار، و مرزبان‌ها و راهنماها تشکر می‌کنم، به‌خصوص راهنمای خوب خودم، همسفر سمیرا، که به من اجازه دادند تا این جایگاه را تجربه کنم. دستور جلسه این هفته دخانیات، سیگار، ناس و پیپ است. آقای مهندس بیان کردند که دو عامل باعث کاهش عمر انسان می‌شود؛ یکی اضافه‌وزن، یعنی چاقی، و دیگری سیگار. خدا را شکر که آقای مهندس درمان این موضوع را هم در کنگره ۶۰ برای ما پیدا کرده‌اند.

ایشان در مورد خودشان صحبت کردند و گفتند آن‌قدر سیگار مصرف می‌کردند که یک روز سکته قلبی کرده بودند و در بیمارستان، در CCU بستری بودند. از جایشان بلند شده بودند که بروند سیگار بکشند که آنجا دکتر به ایشان گفته بود: «کجا می‌روید؟» گفته بودند: «می‌خواهم بروم یک نخ سیگار بکشم.» دکتر گفته بود: «همان سیگار کشیدن شما را به اینجا کشانده است.» آقای مهندس می‌گفتند از دکتر پرسیدم آیا می‌شود به جای نیکوتینی که دارم می‌کشم، نیکوتین خوراکی را جایگزین آن کنم؟ دکتر گفته بود: «بله، می‌شود.» از آنجا به بعد تصمیم گرفتم درمان سیگار را شروع کنم.

چند نفر از اعضا که به کنگره می‌آمدند، می‌گفتند ۳۰ نفر آمدند و ۲۹ نفرشان به درمان رسیدند و یک نفر نتوانست؛ البته همان یک نفر هم بعداً به درمان رسید. درمان سیگار هم مثل مواد مخدر است و ۱۰ تا ۱۱ ماه زمان لازم دارد. ما نمی‌توانیم یک‌دفعه آن را کنار بگذاریم، چون اگر نیکوتین به بدن نرسد، نمی‌توانیم سیگار را به درمان برسانیم. سه ماه به‌عنوان سازگاری می‌توانیم این آدامس را که به چهار قسمت تقسیم کرده‌ایم مصرف کنیم. بعد از سه ماه، راهنما می‌گوید که آدامس را به چه مقدار مصرف کنیم تا در نهایت به قطعه آخر برسد و درمان شود.

بعد هم نمی‌توانیم سیگار را کنار بگذاریم و قلیان مصرف کنیم؛ این مثل این می‌ماند که مصرف شیشه را کنار گذاشته‌ایم اما تریاک مصرف می‌کنیم. باید همه را کنار بگذاریم. اگر بخواهم از حس‌وحال لژیون سردار بگویم، واقعاً حس خوشحالی دارم؛ ولی وقتی نمی‌آمدم کنگره، مسافرم آمد و گفت: «من دو تا عضو لژیون سردار شده‌ام.» گفتم: «یعنی چه؟ ۱۲ میلیون باید ببری بدهی کنگره؟» یک‌جوری شدم، اما به روی خودم نیاوردم که نباید بدهی، ولی وقتی آمدم کنگره، حس‌وحالش را درک کردم و واقعاً خیلی خوب است. امسال توانستیم سه تا عضو لژیون سردار بشویم.

پارسال پسرم می‌گفت: «بابا، برای من می‌خواهی موتور بخری؟» قول داده بودیم برایش موتور بخریم، اما آمدیم کنگره و واقعاً بخشش را یاد گرفت. پسرم گفت: «من موتور نمی‌خواهم؛ به‌جای موتور می‌خواهم عضو لژیون سردار بشوم.» خدا را شکر که توانستیم عضو لژیون سردار بشویم. اگر بخواهم از معجزاتش بگویم، واقعاً در زندگی من به عینه دیده می‌شود. در این تعطیلات برایم حادثه‌ای پیش آمد که اگر کنگره نبود و لژیون سردار نبود، من الان اینجا نبودم و نمی‌توانستم همسفر مسافرم باشم؛ اما خدا را شکر، این لژیون سردار بود که توانستم روی پای خودم بایستم و همسفر مسافرم باشم. از اینکه با سکوت زیبایتان به حرف‌های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون دوم) رابط خبری لژیون سردار
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .