اولین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ایذه در روز پنجشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵ با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا بیات، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر غضنفر، با دستور جلسه «وادی سوم؛ باید دانست که هیچ مخلوقی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند» ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سلام دوستان، علیرضا هستم مسافر، خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت را در اختیارم قرار داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و در کنار شما عزیزان باشم. از این اتفاق ارزشمند بسیار خوشحال هستم و در وهله نخست این رویداد را به آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، دیدهبانان عزیز و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم. تمامی این اتفاقات نیکو را در درجه اول مرهون لطف و رحمت خداوند هستیم که چنین فرصتهایی را برای ما فراهم میکند تا بتوانیم در مسیر آموزش و خدمت قرار بگیریم. همچنین لازم است از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان قدردانی کنیم؛ زیرا تمامی اتفاقات خوبی که امروز در کنگره شاهد آن هستیم، حاصل آموزشهای ارزشمند ایشان است.
اگر امروز شاهد شکلگیری چنین ساختار منسجم و مؤثری هستیم، همه اینها نتیجه آموزشهایی است که در کنگره دریافت کردهایم. وقتی روزهای نخست حضور خود را با امروز مقایسه میکنم، متوجه تغییرات بزرگی میشوم؛ حضور همسفران، همراهی خانوادهها و خدمت راهنماها در بخشهای مختلف، همگی ثمره آموزشهای کنگره ۶۰ است. ما مدیون پیشکسوتانی هستیم که این مسیر را هموار کردند و آموزشهای لازم را در اختیار ما قرار دادند. از دیدهبانان عزیز، آقای خدامی، آقای سلامی، آقای ربانی، آقای حکیمی و تمامی بزرگوارانی که در این مسیر نقش داشتهاند، صمیمانه سپاسگزاریم.
امروز در گفتوگویی با یکی از اعضا درباره «اصالت» صحبت میکردیم. همواره بر این باورم که هر اتفاق خوبی که در زندگی من رخ داده، نتیجه آموزشهایی است که از کنگره آموخته و به درستی اجرا کردهام. اگر جایی نیز نقص یا کاستی وجود داشته باشد، ناشی از آن است که نتوانستهام آموزشها را بهخوبی فرا بگیرم، اجرا کنم یا منتقل نمایم.دستور جلسه امروز، وادی سوم است. شاید تنها وادیای باشد که با واژه «باید» آغاز میشود و همین موضوع اهمیت و تأکید ویژه آن را نشان میدهد؛ «باید دانست». این عبارت برای من مفهوم عمیقی دارد.
در دوران مصرف، یکی از بزرگترین مشکلات من این بود که مسئولیت شرایط خود را نمیپذیرفتم. همانگونه که آقای مهندس میفرمایند، انسان دارای دو بخش الهی و منفی است. زمانی که در مسیر مصرف مواد قرار داشتم، نیروهای بازدارنده همواره این تفکر را در ذهن من القا میکردند که هیچ مسئولیتی در قبال وضعیت خود ندارم. همیشه انتظار داشتم دیگران به کمک من بیایند. از خانواده، دوستان و اطرافیان انتظار داشتم برای درمان من کاری انجام دهند. حتی گاهی با خود میاندیشیدم که با این همه پیشرفت علم، چرا دارویی وجود ندارد که با مصرف آن، یکشبه از اعتیاد رها شوم؟ اما واقعیت این بود که من هنوز نمیدانستم اعتیاد چیست. نمیدانستم مسیری را اشتباه طی کردهام و اکنون تنها کسی که باید مسئولیت پیامدهای آن را بپذیرد، خودم هستم. تا زمانی که این مسئولیت را نپذیرم، تغییری نیز در زندگی من ایجاد نخواهد شد.

زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، آموزشهای راهنما، وادیها و سخنان آقای مهندس که آن روزها بیشتر از طریق نوارهای آموزشی در اختیار ما قرار میگرفت، بهتدریج باعث شد شناخت درستی از اعتیاد پیدا کنم. در آن زمان معنای این سخن آقای مهندس را بهتر درک کردم که میفرمایند: «اگر در یک چاله افتادی، مهم نیست به چه دلیلی افتادی؛ مهم این است که تمام توان خود را به کار بگیری تا از آن چاله بیرون بیایی.»
اینکه به چه دلیل در آن چاله افتادهام، مشکلی را حل نمیکند. مهم این است که اکنون در آن شرایط قرار دارم و باید تمام تمرکز خود را برای خروج از آن به کار بگیرم. کنگره ۶۰، روش DST و آموزشهای آقای مهندس، مسیر مطمئن و موفقی برای خروج از این چاه است. اگر آنچه را که کنگره آموزش میدهد بهدرستی اجرا کنم، همان اتفاقی که برای صدها هزار نفر در کنگره رخ داده است، برای من نیز اتفاق خواهد افتاد.
مفهوم جمله «باید دانست هیچ مخلوقی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند» این است که هر فرد باید مسئولیت اعمال و نتایج آن را بپذیرد و برای اصلاح آنها اقدام کند. آقای مهندس در آموزشهای خود بیان میکنند که هر فردی اگر چهار وادی نخست را بهخوبی فرا بگیرد و در زندگی خود به کار بندد، در جهان اعتیاد باقی نخواهد ماند. این موضوع برای همه ما صادق است؛ اگر آموزشها را بیاموزیم و به آنها عمل کنیم، قطعاً به نتیجه خواهیم رسید.
من نیز در مسیر آموزش به وادی چهارم رسیدم. در ابتدا پزشک، خانواده و اطرافیانم را مقصر میدانستم و پس از مدتی حتی از خداوند نیز طلبکار شده بودم. برداشت اشتباه من از این جمله که «اگر خدا نخواهد هیچ اتفاقی نمیافتد» باعث شده بود تصور کنم اعتیاد من نیز خواست خدا بوده است و دیگر مسئولیتی بر عهده ندارم. اما خدا را شکر میکنم که وارد کنگره ۶۰ شدم. با دریافت آموزشهای صحیح از آقای مهندس، بهتدریج جایگاه خود، مسئولیتهایم و مسیر درست حرکت را شناختم و توانستم نگاه متفاوتی به زندگی پیدا کنم. جا دارد اینجا یادی کنم از آقای فرشید تفرشی عزیز که زحمات زیادی را متحمل شد برای شروع به کار کنگره ۶۰ در استان خوزستان، امروز موقعی که وارد نمایندگی شدم بر خودم واجب دانستم با ایشان تماس بگیرم و تشکر کنم، در کنگره ۶۰ باید همیشه قدردان باشیم از پیشکسوت ها و کسانی که به ما خدمت کردند.
هر آنکس که خدمت جانان به جان کرد
به گیتی نام خود را جاودان کرد

گروه سایت نمایندگی دانیال اهواز .
منبع خبر: نمایندگی کنگره ۶۰ ایذه
- تعداد بازدید از این مطلب :
318