دهمین جلسه از دور دوازدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی مسافر غلامرضا، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه" دخانیات سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ " در روز سه شنبه 12 خردادماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد:
سپاسگزار بودن، آیین خردمندان است.از تمامی رده های خدمتی راهنمایان، مرزبانان، ایجنت و مسافرین محترم نمایندگی صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم.
زمانی که وارد نمایندگی شدم راهنمای تازهواردین مرا پذیرفتند و با محبت و احترام با من برخورد کردند. یادم هست در جلسات ابتدایی، گاهی از شدت خستگی خوابم میبرد، اما با احترام بیدارم میکردند و میگفتند: «مواظب باش از روی صندلی نیفتی، اگر خواستی برو پایین و استراحت کن.» این محبتها و بزرگواریها هرگز از یاد انسان نمیرود و قطعاً از سوی کائنات نیز بیپاسخ نخواهد ماند.
اما در مورد دستور جلسه؛ در ابتدای ورود به کنگره، انسان دوست دارد سریع مشارکت کند و تصور میکند خبرهای زیادی در راه است. اما بهمرور متوجه میشود که اصل ماجرا چیز دیگری است و باید با آموزش و تجربه پیش رفت.
امروز بیشتر میخواهم درباره سفر ویلیام صحبت کنم و مشارکت اصلی را به عزیزانی واگذار کنم که این سفر را انجام دادهاند. امیدوارم از سیدیهای نیکوتین، سد خونی مغز، جایگزینی نیکوتین و سازوکار مصرف سیگار صحبت کنند تا کسانی که هنوز وارد سفر ویلیام نشدهاند، با آگاهی بیشتری جذب این مسیر شوند.
یکی از مباحث جالب برای من، موضوع سد خونی مغز بود. سیستمی بسیار هوشمند که اجازه ورود هر مادهای را نمیدهد و تنها موادی را که برای بدن آشنا و ضروری هستند، عبور میدهد. با این حال، نیکوتین توانسته است راه خود را به این سیستم باز کند و این موضوع نشان میدهد که پشت صنعت دخانیات، تفکر و برنامهریزی بسیار گستردهای وجود دارد.
سیگار تنها یک محصول ساده نیست؛ پشت آن یک مافیای قدرتمند و هوشمند قرار دارد که سالها روی فرهنگسازی و القائات ذهنی کار کرده است. بسیاری از تصاویری که از سیگار در ذهن ما شکل گرفته، حاصل همین القائات است؛ از فیلمها و تبلیغات گرفته تا انواع لوازم جانبی مانند جاسیگاریها و نمادهایی که سیگار را جذاب جلوه میدهند.
جالب اینجاست که وقتی فرد متوجه ضررهای سیگار میشود و تصمیم به ترک میگیرد، باز هم با محصولات دیگری مانند برچسب نیکوتین، آدامس نیکوتین و سایر جایگزینها روبهرو میشود که بسیاری از آنها نیز به همان چرخه اقتصادی متصل هستند. حتی در مراحل بعدی و هنگام بروز بیماریها، باز هم بخشهای مختلفی از این صنعت بهنوعی از همان چرخه بهره میبرند.

بنابراین باید از خود بپرسیم که آیا واقعاً ارزش دارد وارد این بازی شویم یا خیر؟
سیگار برای بسیاری از مصرفکنندگان، حاشیهای است که از متن مهمتر شده است. در دوران مصرف مواد نیز اغلب آخرین حلقه لذت، سیگار بود. پس از مصرف مواد، زمانی که فرد سیگار میکشید، احساس تکمیل شدن فرآیند مصرف را داشت. این موضوع اتفاقی نیست و پشت آن شناخت دقیقی از روان و رفتار انسان وجود دارد.
من همیشه سیگار را به نوشابه تشبیه میکنم. نوشابه غذای اصلی نیست، اما اگر غذای اصلی را حذف کنید و نوشابه را نگه دارید، هر بار که نوشابه میخورید، یاد غذای اصلی میافتید. در مصرف مواد نیز همین اتفاق رخ میدهد.
اگر مواد را کنار بگذاریم اما سیگار را حفظ کنیم، آن ارتباط و تداعی ذهنی همچنان باقی میماند و میتواند فرد را به سمت مصرف مجدد سوق دهد. به همین دلیل است که در درمان، قطع کامل این اتصال اهمیت دارد. تا زمانی که آن نخ ارتباطی برقرار باشد، رهایی کامل اتفاق نمیافتد و سیستم هنوز به گذشته متصل است.
در پایان، از همه عزیزانی که به صحبتهای من توجه کردند، سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط و تایپ: مسافر جواد لژیون دوم
عکاس: مسافر محسن لژیون سوم
ویرایش و ارسال خبر: مسافر حسین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
74