English Version
This Site Is Available In English

راهنما؛ مربی دانایی و یادآور حقیقت

 راهنما؛ مربی دانایی و یادآور حقیقت

مشارکت مکتوب درباره سی‌دی « چشمِ سر» به قلم مسافر ستار رهجوی راهنمای محترم مسافر حامد از لژیون سوم نمایندگی بیرجند:

ابتدا به کلیه راهنمایان کنگره ۶۰ بابت تلاش های ستودنی و آموزش های ناب آنها، خداقوت و سپاس می‌گویم.

آموزش یک مثلث را تشکیل می‌دهد؛ یک ضلع آن آموزش‌دهنده، یک ضلع آن آموزش‌گیرنده و ضلع دیگر آن متون آموزشی است. آموزش توسط آموزش‌دهنده ارائه می‌شود که به آن مربی می‌گویند؛ مانند مربی ریاضیات، شیمی و سایر علوم. واژه‌های «رب» و «ارباب» نیز از مفهوم مربی ریشه می‌گیرند و راهنماهای کنگره ۶۰ در جایگاه مربی قرار دارند.

اولین سوره قرآن کریم، سوره حمد است و نخستین آیه آن می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». رب و مربی بودن یکی از ویژگی‌های خداوند است و اهمیت این جایگاه تا آنجاست که خداوند نخستین صفتی که از خود عنوان می‌کند، رب بودن و مربی بودن است. متون آموزشی نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند.

ما در کنگره ۶۰ بر روی متون آموزشی کار کرده‌ایم. امروز نزدیک به یکصد هزار نفر درمان قطعی اعتیاد داریم و این نشان می‌دهد که آموزش‌ها صحیح بوده‌اند. وادی‌ها ما را هدایت می‌کنند. جناب مهندس دژاکام راهنمایانی را پرورش دادند و آن‌ها نیز راهنمایان دیگری را پرورش دادند و این چرخه همچنان ادامه دارد. راهنمایان همان قالب‌های مستحکم و درستی بودند که توانستند انسان‌های شایسته‌ای تربیت کنند و به نتایج مطلوب برسند؛ تا جایی که بدترین انسان‌ها از نگاه جامعه را به بهترین انسان‌ها تبدیل کردند.

متأسفانه امروزه اکثر انسان‌ها تنها چیزی را باور دارند که با چشم سر ببینند یا با حواس پنج‌گانه خود آن را لمس کنند و بر همین اساس، گروهی به خداناباوری روی آورده‌اند.

کسی که دانش اندکی دارد، از خدا دور می‌شود و او را قبول ندارد؛ اما اگر به مراحل بالاتر دانش برسد، کاملاً به این نیروی عظیم و موجود معتقد خواهد شد. هنوز انسان‌ها نمی‌دانند که چه بخواهند و چه نخواهند، چه بدانند و چه ندانند، اما تمام جهان‌های آفرینش در لایه‌های زیرین و صور پنهان خود دائماً با یکدیگر در ارتباط هستند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند.

مرگ پایان زندگی نیست. جهل، نادانی و بی‌خبری یا علم، دانش و آگاهی در همه جهان‌ها و جهان‌های پس از مرگ نیز ادامه دارد. اگر به این باور برسیم که خدایی وجود دارد، این موضوع نقش بسیار مهمی در زندگی ما خواهد داشت. اگر بدانیم که در برابر هر عملی که انجام می‌دهیم مسئول هستیم و نتیجه آن به خود ما بازمی‌گردد، این آگاهی تأثیر بسیار ژرفی بر رفتار، کردار، کنش و واکنش ما خواهد داشت. کسی که باور داشته باشد خداوند و جهانی پس از مرگ وجود دارد، هرگز دست به خودکشی نمی‌زند و هیچ‌گاه ناامید نمی‌شود.

برخی برنامه‌ریزی‌های زندگی باید بلندمدت باشند. در زندگی، هدف باید مشخص باشد؛ زیرا هدف به زندگی معنا می‌بخشد. کنگره ۶۰ نیز از روز نخست برنامه داشته‌ و طبق اصول مشخص پیش می رود.

اگر بخواهیم کاری را به‌صورت علمی انجام دهیم، باید آن کار بر پایه اصول آکادمیک باشد. در کنگره ۶۰، در اثر آگاهی و شناخت صور پنهان، زبان بدن و بسیاری موضوعات دیگر، مجهولات فراوانی را در مسائل مختلف به معلومات تبدیل کرده‌ایم.

در مقابل رکود و سکون باید به رشد و پیشرفت ارزش داد. برای عبور از رکود باید تلاش کرد، تفکر داشت و برنامه‌ریزی نمود؛ تنها در این صورت است که می‌توان به نتیجه رسید.

در کنگره ۶۰ به کسانی یاری رسانده می شود که می‌آیند و می‌خواهند. زمانی که رهجو با تمام وجود بخواهد و دستورات و برنامه‌ها را اجرا کند، راهنما نیز با تمام وجود به او آموزش می‌دهد. راهنمایان فقط می‌توانند تذکر دهند و یادآوری کنند؛ زیرا یادآور هستند. اما قادر نیستند انسان‌ها را تغییر دهند.

در کنگره ۶۰ به انسان‌هایی که در نقطه ضعف، مشکلات و آشفتگی‌های فکری قرار دارند، یادآوری شود؛ همان‌گونه که در قرآن کریم آمده است: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ». ما فقط یادآور هستیم و بقیه کارها را خود افراد انجام می‌دهند. به ما یادآوری می شود تا تغییر کنیم، بفهمیم و به درک و آگاهی برسیم.

مرزبان خبری: مسافر جلیل
رابط خبری: مسافر محسن لژیون سوم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .