جلسه هشتم از دور چهاردهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه (وادی سوم و تأثیر آن روی من) با استادی دیدبان محترم مسافر عبدالله و نگهباتی مسافر علیاصغر و دبیری مسافر سعيد روز پنجشنبه ۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان عبدالله هستم یک مسافر
خیلی خوشحال هستم به خاطر فرصتی که داده شد که امروز در نمایندگی ایران حاضر باشیم.
یک تشکر هم از گروه مرزبانی و ایجنت شعبه که واقعا زحمات زیادی کشيدند.
من حس خوبی به شعبه ایران دارم؛ یک انرژی خاصی دارد، مثل این است که آدم داخل خانه خودش است.
ممنونم از عزيزانی که کمک
کردند در این مسیر چه بابت اهدای زمین و چه بابت ساخت سالن؛ انشالله که خیر و برکتش به زندگیشان برگردد.
در کنگره ۶۰ هیچ جا برای ما غربت نیست،همه شعبهای کنگره ۶۰ برای اعضای کنگره۶۰ است ولی فقط اسم شعبه عوض میشود، این یکی از افتخارات کنگره۶۰ است.
از نظر کنگره۶۰ و محبتی که جاری است، آموزشهایی که روان است، همه ما در یک سطح هستیم و به بالاتر حرکت میکنيم.
دستور جلسه وادی سوم هست؛ و این وادی یکی از وادیهایی هست که من خیلی دوست دارم؛ چون مرا بیشتر با خودم آشنا میکند،من را بیشتر به خودم برمیگرداند، باعث میشود بهتر روی خودم فکر کنم. چرا؟ چکار کردم که یک مقطعی در زندگی مسیری را رفتم و راهی را انتخاب کردم که کسی دیگه به من اعتماد نمیکرد.
ایرادی از کسی نباید گرفت، مسئولیت زندگی خودمان، رفتارها خودبازنگریهای خودمان را باید خودمان انجام میدادیم. به جهت رشد و ارتقا که بایستی از جمع دور بشویم برای مصرف مجبور میشدیم و مسئولیت را به دیگران بپردازیم.
در این وسط چه اتفاقی میافتد؟ قطعا یکسری اینجا باب میل شان انجام میدادند.
یک مثال ساده بگویم، اگر قرار بود من همراه خانوادهام به مهمانی بروم، قطعا آخرین نفر میرفتم و اولین نفر هم خارج میشدم.
جزئیترین مسئله را عنوان کنم یکسری داخل آن خانواده مصرف کننده هستیم و راه درست را نمیرویم، زخم زبونهاشان را به آن خانوادهای میزدند که مصرف کننده دارند؛ چرا؟ چون من مسئولیتم را گذاشتهام روی همسرم، مادرم، پدرم و اعضای خانواده، چون این انتخاب من بود، من انتخابش کردم که آن زمان آنجا نباشم و انتخاب من این بود که در آن لحظه خارج از عرف، دور از جمع و خارج از عقلانیّت و انسانیّت، در حال استفاده مواد یا همنشینیهای کنار آن؛ ولی آیا اعضای خانواده من هم این را انتخاب کرده بودند؟
به خاطر اینکه توی زندگی من و کنار من بودند، مجبور میشدند خیلی حرفها بشنوند، همین عامل شد برای به هم ریختن خانوادههای شخصیمان.
شاید به نظر نیاید اینها ولی خيلی جزئی تر از این انتخاب های غلط ما شروع شده بود.
من اگر آن لحظه کنار خانواده بودم هيچ کس اجازه نداشت اون حرف را بزند؛ حالا می خواهد پدر من باشد یا مادر، اینها همه علّتش رفتار و حرکت نا بجائی من بود.
همسفرانی که الان کنار ما هستند اینها مسئولیت خودشان را درست انجام داده بودند، منِ مصرف کننده مسئولیتم را انجام نداده بودم، راهم درست نبود، مسیرم را اشتباه رفته بودم.
ولی باز هم محبّت این افراد و پایبندی به زندگیشان باعث شد کنار ما بمانند.
الان کنگره۶۰ دراین وادی میگوید: تو باید یاد بگیری مسئولیت خودت را بپذیری و بعد از اینکه مسئولیت خودت را پذیرفتی، بیایی تازه شروع کنید به جبران کردن آنها، من بیایم مسئولیت خودم را بپذیرم مگر به این راحتی هست؟
وقتی میگویم مسئولیت خودم را بپذیرم یعنی باید پاسخگو باشم؛ پاسخگوی خیلی بایدها و نبایدها، خیلی کنشها و نکنشها، هر کسی نمیتواند دوام بیاود تا یک جایی شانه خالی میکند و زندگی به همین راحتی از بین می رود؛ چون جرأت و شهامت پای خطاهای خودمان را نداشتیم.
کنگره۶۰ میخواهد با این آموزشها این را به ما یاد بدهد، این است که من میگویم از فردا میخواهم درست شوم و کوچکترین کارم را خودم انجام بدهم، باید از خیلی مسائل بگذرم، یعنی اینکه ساماندهی کنم و برنامه ریزی انجام بدهم در راستای کنگره حرکتم درست باشد، باید در یکسری جمعها نباشیم این را باید بپذیریم.
اینها خودش سبک هستن، قبول میکنیم که دانشمان برود بالا، نیاز دارد که انسان گاهی کارهای بگیرد از کنگره که برگشت نداشته باشد.
همه جا این را عنوان میکنم که یکی از افتخارات من در کنگره۶۰ این بوده که کنگره برای من فقط یک هدف نبوده و نیست؛ چون کنگره۶۰ باید ابزاری باشد برای هدفمان، حالا هر کسی خودش هدفش را مشخص میکند یکی هدفش مالی هست، یکی اقتصادی، یکی بچهدار شدن، حالا هرچی هست، در زندگی کنگره۶۰ را ابزاری کند تا به اهدافش برسد، اگر به این نتیجه رسیدی کنگره برای ما لذت بخش میشود.
من هفته پیش شهرکرد بودم که مصاحبه گرفتند و گفتند که شما زمان زیادی را درکنگره سپری می کنید این به زندگی شما لطمه نمیرساند؟ گفتم که وقتی ميدونند کجا هستید چه چیزی بهتر از این خانواده را امنیت و آرامش بهش تزریق میکند؟ مید انی کجایی و به سمت چه هدفی داری حرکت میکنی، قبلاً اگر بد به ما نگاه می شد، یا بد صحبت میشد یا رفتار بدی میکردند بخاطر عمل کردی بود که قبلاً داشتبم.
الان وقتی میآیم در کنگره آموزش میگیرم، اگر یک مطلب هم از سفر اولیها یا خانوادها یاد بگیرم و در زندگی خودم کاربردی کنم قطعا نتیجه مثبت است؛ آرامش به زندگی من برمیگردد.
ما در کنگره ۶۰ دنبال همین کارها هستیم چون بیرون از این جا هزاران هزار مشکل است.
به قول آقای مهندس: در دورهای از زمان که عصا را از کور میدزدند، چه میخواهیم ما داشته باشيم به عنوان دانایی و به عنوان یک آموزش که بیرون بتوانیم اینقدر بهتر رانندگی کنیم، درست حرف بزنیم، در برابر آدمهایی که خشونت انجام میدهند کوتاه بیاییم، گذشت کنیم و به آرامش برسیم.
اگر الان مجبور است یک سفر اولی هفتهای سه بار بیاید کنگره از ساعت ۴ بیاید آموزش بگیرد، سی دی بنویسد، بخاطر اینکه قبلاً راه اشتباهی رفته الان باید بیاید درستش کند؛ منتهی یک فرقی دارد، این درست شدن باید با قبلی فرق داشته باشد؛ باید یک سر و گردن از آدمهای عادیِ بیرون فرق داشته باشد
باید خانواده دوستی بهتر باشد. این یعنی آموزشهای کنگره در زندگیات جاری شد، اگر هنوز در مقابل یک سری ملایمتها کم میآوری یعنی آموزش کم دریافت میکنید.
میخواهد منِ دیدبان باشم یا یک سفر اولی باشد هیچ فرقی نمیکند ما تمام تلاشمان را میکنیم تا زندگی کنیم و زندگیمان را دوست داشته باشیم.
من علاوه بر دیدبانی در پارک طالقانی ایجنت پارک هم هستم در کنار آقای مهندس هزارن انرژی دریافت می شود.
هیچ چیزی در کنگره ۶۰ وجود ندارد که بنیانگذار کنگره ۶۰ از ما بخواهد و خودش انجام نداده باشد؛ سر موضوع درمان اعتیاد اول خودشان انجام دادند بعد از ما خواستند، بعد لژیون سردار و نشان بی نشانی هر چیزی که گفت اولین نفر انجام داد بعد رایگان در اختیار ما قرار میداد.
کنگره۶۰ به خودی خود هیچ نقصی ندارد و همه آموزشها
یش برای همه یکسان است هر کسی استفاده بهتری کرد زندگی اش در صلح و آرامش است.
امیدوارم همه ما در کنگره۶۰ با بهترین عمل ممکن در زندگی به آرامش و صلح برسیم.
از اینکه به حرف من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.



تایپیست: مسافر احمد لژیون ۵
عکاس: مسافر احمد لژیون ۵
ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
186