دوازدهمین جلسه از دور پانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر مهران و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه" وادی سوم و تاثیرآن روی من" در روز پنج شنبه 7 خرداد ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم و بسیار خوشحال هستم که بار دیگر در جمع گرم و صمیمی نمایندگی خوب بیرجند حضور دارم. همیشه قبل از دستور جلسه با خودم فکر میکنم که مطلبی آماده کنم، اما معمولاً فرصت آن پیش نمیآید. امروز اتفاقاً این فرصت فراهم شد. در حال گوش دادن به سیدی و مطالعه وادی بودم و سه نکته برایم بسیار جالب و قابل تأمل بود؛ نکاتی که شاید تا امروز به این شکل به آنها نگاه نکرده بودم.
در ابتدای وادی میگوید: «باید دانست». همین جمله کوتاه، حجت را تمام میکند؛ یعنی جایی برای شک، تردید یا تبصره باقی نمیگذارد. باید بدانیم که هیچکس به اندازه خود ما به فکر ما نیست.
نکته بعدی این است که میگوید: «هیچ موجودی». یعنی فقط انسانها نیستند؛ هیچ موجودی در این جهان، به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. حتی خودِ نفس انسان بیش از هر کسی دغدغه رشد، تعالی و رهایی خویش را دارد.
گاهی فکر میکنم من باید به خود من کمک کند؛ اما امروز بیشتر متوجه شدم که من باید به آن حقیقت درونی، به آن نفس و ماهیتی که برای تکامل وارد این جهان شده کمک کنم. در واقع من فقط یک ابزار، یک وسیله و یک عامل هستم برای کمک به آن حقیقتی که در وجودم قرار دارد.
اینکه میگوییم فقط خودمان میتوانیم به خودمان کمک کنیم، کاملاً درست است؛ البته دیگران هم میتوانند زمینه و بستر این کمک را فراهم کنند. اگر بخواهیم این موضوع را در کنگره ۶۰ ببینیم، تازه واردی که وارد کنگره میشود، میبیند که مرزبان در را باز کرده، راهنمای تازه واردین آماده خدمت است، راهنما حضور دارد، ساختار فراهم است و در نهایت مهندس دژاکام حکم رهایی را امضا میکند؛ اما اگر خود آن شخص نخواهد حرکت کند، آیا هیچکدام از این عزیزان میتوانند او را درمان کنند؟
پس این جمله که «هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند» بسیار عمیق است. حتی نمیگوید کمک نمیکند؛ میگوید فکر هم نمیکند. بین فکر کردن تا عمل کردن فاصله بسیار زیادی وجود دارد. خیلی از ما به مسائل زیادی فکر میکنیم، اما آنها را اجرا نمیکنیم. زمانی ارزش پیدا میکند که وارد مرحله عمل شود.

منِ اگر امروز مشکلی دارم، باید خودم بلند شوم، خودم حرکت کنم و مسئولیت زندگیام را بپذیرم. در سفر اول نیز تنها کسی که میتواند نفس خود را از تاریکیها نجات دهد، خودِ انسان است. راهنما، مرزبان، ایجنت و تمام خدمتگزاران فقط مسیر را نشان میدهند؛ درست مانند تابلوهای جاده که فقط جهت را مشخص میکنند. این راننده است که باید حرکت کند تا به مقصد برسد.
اگر من بخواهم درمان شوم، اگر بخواهم به آرامش، موفقیت، ثروت یا هر هدف دیگری برسم، باید در مسیرش حرکت کنم و هزینه آن را نیز بپردازم. در این جهان چیزی رایگان نیست. کنگره ۶۰ رایگان است، اما مفت نیست. برای رسیدن به درمان باید زمان گذاشت، از بعضی خواستهها گذشت، نظم داشت و بهای آن را پرداخت.
شاید زیبایی کنگره ۶۰ در این باشد که ابتدا به انسان اعتماد میکند و امکانات را در اختیار او قرار میدهد. ساختار، آموزش، راهنما، برنامه و محیط امن فراهم است تا انسان بتواند مسیر درمان را آغاز کند؛ اما ادامه مسیر و رسیدن به مقصد، فقط به خواست و تلاش خود فرد بستگی دارد.
بسیاری از همسفران و مسافران زمانی که وارد خدمت میشوند، تازه متوجه میشوند که در حقیقت برای خودشان به کنگره آمدهاند. نگاهشان تغییر میکند و میفهمند این مسیر فقط برای درمان یک فرد نیست؛ بلکه برای رشد و تعالی خودشان است.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
ضبط و تایپ: مسافر مسلم لژیون اول
عکاس: مسافر محمدحسین لژیون اول
ویرایش: مسافر حسین لژیون دوم
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
469