جلسه پنجم از دور چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه( وادی سوم و تأثیر آن روی من )با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر وحید و دبیری مسافر علی در روز سهشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد
سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که امروز هم قسمت شد در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.
از گروه مرزبانی و ایجنت محترم آقا منوچهر تشکر میکنم و از خدمتگذاران نشریات، سایت و اوتی که اجازه دادند من در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم، تشکر میکنم.
در مورد دستور جلسه: وادی سوم و تاثیر آن بر روی من( باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند) یعنی چه؟ یعنی اینکه من قبل از اینکه به کنگره بیایم، پای بساط مینشستم مواد میکشیدم، نئشه میکردم و میگفتم خدایا کی میشود شب بخوابم و صبح بلند بشوم ببینم همه چیز تمام شده و من آن آدم مصرف کننده قبل نیستم و سیگار نمیکشم، ولی هرگز ُاین اتفاق نیفتاد.
کلّی مواد در جیب لباسام میگذاشتم میرفتم مشهد زیارت و پابوس امام رضا دخیل میبستم که من دیگر مواد مصرف نکنم، در حالی که کلی مواد در جیبم بود و اولین کاری که میکردم سعی میکردم هتلی رزرو کنم که کسی با من کاری نداشته باشد و به دنبال وسایل بساط بودم؛ از طرف دیگر برای ترک به مشهد رفته بودم ولی هیچ وقت این اتفاق نیفتاد، تا اینکه با کنگره آشنا شدم.
در این وادیها آقای مهندس درست زندگی کردن را به ما میآموزد.
در وادی سوم متوجه شدم باید خودم مشکلات زندگی خودم را قبول کنم و سختترین کارهای زندگیام را خودم انجام دهم و از کسی توقعی نداشته باشم.
اگر مشکلی سر راه من قرار گرفت، متوجه اشتباه خودم بشوم و بدانم مسبب خودم بودهام.
گاهی اوقات با خودم فکر میکنم و میگویم آقای مهندس پیامبر زمان ما است، برای اینکه درست زندگی کردن و در مسیر صراط مستقیم حرکت کردن را به ما میآموزد.
خدا را شکر میکنم که کنگره هست و دعا میکنم ارتباطم با اینجا قطع نشود.
موقعی که آماده میشوم تا به کنگره بیایم، انگار تمام سختیها و تمام مشکلات کنار میرود.
ممنونم با سکوت زیبایتان به حرفهای من گوش کردید
تایپیست: مسافر محسن لژیون ۸
عکاس: مسافر احمد لژیون ۵
ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
88