English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_کف دریاست صورت های عالم

گروه خانواده_کف دریاست صورت های عالم

جلسه پنجم از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر به استادی همسفر شادی ، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر شهناز با دستور جلسه «وادی سوم ؛باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی­کند.» روز سه‌شنبه ۵ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارنمود.

خلاصه سخنان استاد:

ممنونم از نگهبان جلسه خانم فاطمه عزیز و دبیر محترم خانم شهناز،ایجنت محترم شعبه و مرزبانان محترم و تک تک شما عزیزانی که در جمعتون سعادت دارم حضور داشته باشم.

"کف دریاست صورت های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی"

وادی سوم می گوید: باید دانست، تمام. الزامی و ضروری و قطعی است. دانش، تفکر، آموزش، تجربه، باید دانست.
باید یک مثلث در جیبم باشد، توضیح می دهد؛ هیچ موجودی به میزان،قدر و اندازه انسان، دوباره خلیفته الهی انسان را به رخ می کشد.

دوباره اینکه انسان قراره فی احسن تقویم را به رخ می کشد. هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویش تن،جان، جسم،صور پنهان،صور آشکار، اهل بیت درونی،اهل بیت بیرونی، خویش و تن، خویشتن، خودش فکر نمی کند.

این وادی را، این قانون را آقای مهندس به این شکل شروع کردند، الزامی و ضرورتش را در تیتر وادی اعلام کردند. من مثلث های مختلف را که در این وادی نگاه می کردم برایم جالب بود. پیام اول وادی می گوید اکنون که در این وادی زندگی می کنیم، حالا یک مثلث را در نظر می گیرد که من باید طبیعت را مثل یک الگو حواسم بهش باشد.

به طبیعت نگاه کن، مثلث نور، صوت و حس. به طبیعت بنگر. قرار است به ابعاد گسترده ای برسی. وقتی تمرکز می کنم به طبیعت، حواس من روی خیلی موضوعات جمع می شود. و چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید. صوت، اصوات موسیقی هفت تا نت بیشتر نیستند. ولی دنیایی از بی نهایت است. بی نهایت ملودی می شود ساخت.

نگم مسافرم نیست فایده ای ندارد، من هستم، خدای من هست. کم داشته باشم، ایراد ندارد. من با کم، همچون اصوات موسیقی در جهان خود می توانم بدرخشم. فعلا این را که خداوند در اختیار من گذاشته است بدانم چند مرده حلاجم، بدانم چه کار می کنم. قطعا روزی رسان خودش می داند باید چه کار کند در ادامه و حکمت را نشان می دهد.

حالا می رود جلوتر و اینجامی گوید قرار است من کلید راه اصلی مسیر خودم را پیدا کنم، این پیام این وادی است.

هر روز در نماز یومیه، اهدناصراط المستقیم، باز دوباره مثلث می شود. صراط الذین انعمت علیهم، غیرالمغضوب. یعنی سه تا راه است، مستقیمه، اونی که نعمت دادیم، اونی که گمراه نشد، اونی که براش غضب نکردی.

خدایا من قراره ‌کلید این راه اصلی را پیدا کنم، برای چی؟ برای اینکه زندگی کنم و به آسایش و آرامش برسم. صحبت می شود که مشکلات همیشه هست، اصلا ما آمددیم به این جهان هستی پا گذاشتیم که مشکل حل کنیم.

دوباره در این وادی یک مثلث مطرح می شود، کلام تو گفتارتو و عمل تو یک مثلث است. آیا این همه حرف می زنی یک کوچولو عمل می کنی؟
هر چقدر اضلاع مثلث تو به هم نزدیک تر باشد، خویش و تن تو به هم نزدیک تر است. خویشتن با هم یکی می شود. بیرون و درون من به هم نزدیک تر می شود.تمام تلاش آقای مهندس همین است.

من می توانم،دیگه نیازمند صورتک نباشم، دیگه زمان رخ بازی نیست. آمپول اینو بزنم رخم اینجوری بشه، دو سی سی اینور صورتم را بزنم اینطوری بشود، الان زمان رخ بازی گذشته است و آقای مهندس دارد گیر می دهد. چون می خواهد خویش و تن من با جهانبینی یکی بشود.

چون قرار این است که آن حال خوش در چهره ی من مشخص باشد، چون رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون. قرار است که من به اینجا برسم.
حالا وقتی نگاه می کنم گفته است برای مشکلات چه کاری انجام بده و دوباره یک مثلث تشکیل می شود در این وادی. مثلث تفکر، صبر و استقامت و امید.

فکر کن و صبور باش، استعینوا باالصبر و صلاه. خداوند خودش می گوید که من یاری گر تو هستم، و نماز یعنی ذکر، یعنی همیشه با من است. من شراب معیت را دارم. هو معکم است. او همیشه با من است.

اقرب علیه من حبل الورید است. از رگ گردن هم به من نزدیک تر است، من حواسم پرت است. من آن قدر حواس پرتی دارم که نمی دانم دارم چه کار می کنم. مثلث برای حل مشکلات. و بلافاصله آند گفت ببین، نیرو منفی ها هستن، یه مثلث دیگر ما در وادی داریم، می گوید شیطان، انسان های منفی باف و بلافاصله در ضلع بعدی می گوید کشش های مخرب و منفی. شیطان که انده عدو مبین است.خودش قسم خورده است.

حالا انسان های منفی باف، من میدونم ما موفق نمی شویم،در انیمیشن گالیله می گفت. از انسان هایی که انقدر منفی بافی می کنند در زندگی حواسم باشد که دوری بجویم. با نادان سخن مگویی، یکی از سی دی های آقای مهندس است، یکی از ضلع های تخریبی و نیروهای بازدارنده است.

حواسم باشد، " کار خود گر به کرم باز گذاری حافظ/  ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی "

کلیم الله هم همین را می گوید: و من یتوکل علی الله فهو حسبه، تلاش می کنم و تمام صدم را می گذارم و اگر من خیلی خوشگل بازی کنم در زندگیم، کارگردان من را می بیند و هی نقش های زیباتر به من می دهد. در پیام سفر دوم خوانده می شود که قرار است نیروها یاری رسان من باشند.

من چجوری دارم بازی می کنم در زندگیم، حواسم باشد موریانه نندازم در ذهن خودم با ناامیدی. کلام الله نمی گوید لا تقنطوا من رحمه الله، نا امید نباش از رحمت او، روزی رسانی و تمام کارهایی که خداوند می تواند برای تو انجام بدهد.

قرار به این است که در این وادی تمام توانم را بگذارم، از تو حرکت و از خدا برکت. حتی در افکارم اجازه ندهم فکرهای منفی بیاید. رها کن و بگو خدایا یک روز دیگر برای زندگی به من دادی شکر. و ادامه بدهم. ولی اگر یه جایی گیر افتادم می توانم با افراد صالح مشورت کنم ولی باز تصمیم گیرنده خود من هستم.

این وادی بی نظیر است، اگر با تمام کاوشگران ماهر بنشینی، کاوشگر زمین، حسین عزیز، سلام دوستان حسین هستم مسافر،وقتی من این را می شنوم با روزهایی که این را نمی شنوم باید خیلی فرق داشته باشم.وقتی می دانم که پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست، وقتی کاوشگر زمین کنارم هست، وقتی قرار است وادی چهاردهم پرچم دل را به احتزاز در آورد، آنچه باور است، آنچه بقا دارد محبت است. اگر همه ی اینها را من حواسم جمع باشد، آن وقت می توانم به نتیجه برسم.

مرزبانان کشیک: همسفر سمانه و مسافر احمد
عکاس: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بهاره
تایپیست: همسفر  رهجوی راهنما همسفر بهاره
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز مرزبان خبری
همسفران نمایندگی امیرکبیر 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .