English Version
This Site Is Available In English

من باید بدانم که هیچکس به جز خودم نمی‌تواند برایم کاری بکند

من باید بدانم که هیچکس به جز خودم نمی‌تواند برایم کاری بکند

نهمین جلسه از دور چهارم از سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر تیمور با دستور جلسه « وادی سوم: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. » در روز سه شنبه مورخه ۱۴۰۵٫۳٫۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

                    

خلاصه سخنان استاد:
وادی سوم تنها وادی است در بین این چهارده  وادی که کلمه باید در تیتر آن آمده است. من باید بدانم که هیچکس به جز خودم نمی‌تواند برایم کاری بکند. آقای مهندس می‌فرمایند: همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم.

اگر من نخواهم درمان بشوم همه شما جمع بشوید، راهنما بیاد، نگهبان، دبیر، ایجنت و مرزبانان بیایند و کمک کنند که من مرتضی به درمان برسم، خب نمی‌شود و من به درمان نخواهم رسید!! من اگر خودم نخواهم همانطور که در آموزش‌های کنگره هست؛ اگر با تمام دانشمندان و کاوشگران همنشین بشوم باز هم چیزی عاید من نمی‌شود و هیچ پیشرفتی نمی‌کنم.

چون خودم باید تحقیق کنم، خودم باید تلاش کنم که به یک جایی برسم. حالا من با راهنما رفیقم یا اصلا راهنما برادر من هست این دلیل نمی‌شود که من در کنگره به خاطر آن‌ها رها بشوم!! باید نگاهم به خودم باشد و بدانم که هیچ‌کس نمی‌تواند کمکم کند و خودم باید حرکت کنم. من اگر جسمم به این روز افتاده و داغون شدم به علت مصرف مواد مخدر است و هیچ کس دلش به حال من نمی سوزد و کاری برایم نمی‌کند.

عزیز تر از مادر فکر نکنم کسی باشد حتی مادر هم نمی‌تواند کاری برای من بکند. در طبیعت چهار فصل داریم بهار، تابستان، پاییز و زمستان! هر فصلی تغییراتی دارد در زمستان همه برگ‌های درخت می‌ریزد و درخت به خواب می‌رود ولی بهار دوباره بیدار می‌شود و جوانه می‌زند چون دارد تلاش می‌کند و سعی می‌کند که خودش را از این سرمای زمستان نجات بدهد و بهار را ببیند ولی باز در پاییز درخت رنگ عوض می‌کند! من هم باید بدانم که قابل تغییرم.

در کنگره به من ثابت شده که انسان‌ها تغییر می‌کنند!! من باید یک کالای با ارزش بشوم در جامعه‌ام، خانواده‌ام، که همه به من بها بدهند. ببینم کنگره چه چیزهایی را به من داده است؟ کنگره عزت به من داد کنگره من را بالا برد. حتی آن‌هایی هم که می‌گویند ما پول داشتیم و مصرف می‌کردیم در درون خودشان کارتن خواب بودند، من وقتی درون خودم کارتون خواب باشم یعنی حجاب جلو چشمم هست هیچ جایی را نمی‌بینم.

من باید بدانم که خودم توانستم به خودم کمک بکنم و پرده و حجاب را کنار بزنم و به درمان برسم که بتوانم زندگیم را درست کنم که بتوانم بچه‌ام را تربیت کنم که بتوانم بزرگ شدن بچه ام را ببینم. باید بدانیم که چجوری سفر کنیم چجوری به جسممان کمک کنیم، آن‌هایی که سفر اول هستند باید گوش به فرمان راهنما باشند اینجاست راهنما کمک می‌کند بدون مزد بدون پاداش؛ بنابراین گوش به فرمانش باشید. 
ممنون که با سکوت زیباتون به صحبتم گوش کردید.

خلاصه و تایپ: مسافر ایمان ( لژیون سوم )
ویرایش: مسافر علی ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .