نهمین جلسه از دور ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنمای تازه واردین مسافر محسن و نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه « وادی سوم، و تأثیر آن بر روی من » سه شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
سپاسگزار خداوند و راهنمای خودم آقا رضا هستم که زحمتهای ایشان و همینطور کنگره ۶۰ و آقای مهندس و دیده بانهای عزیز است که با حال خوب دارم این جایگاه را تجربه میکنم.
از راهنمای محترم لژیون یکم که اجازه داد من در این جایگاه خدمت کنم و نگهبان و دبیر عزیز هم سپاسگزارم. رهایی لژیون ششم را هم به راهنمای محترم، آقای ابراهیم و رهجوی ایشان آقای کمال تبریک میگویم و امیدوارم که ثابت قدم باشند و از خدمتگزاران کنگره ۶۰ بشوند.
در مورد دستور جلسه "وادی سوم" آن چیزی که من تجربه کردم و میخواهم تجربه خودم را بگویم اوایل سفرم میگفتم این دستور جلسهها چرا دارد سالیانه تکرار میشود؟ وقتی آرام جلوتر آمدم به راهنمایم گفتم که این دستور جلسه ها چرا اینقدر تکرار میشود و چرا باید مدام مرورشان کنم؟ جواب داد: حکایت همان میخ هست که وقتی میخواهی میخ را به دیوار بزنی با یک ضربه چکش داخل دیوار نمیرود. دستور جلسات هم همینطور است.
خود من یک انسان فراموش کار هستم و مدام یادم میرود کی بودم کجا بودم و الان کجا هستم. این دستور جلسات به مرور زمان دارد به من یادآوری میکند که وادی سوم چه میگوید، باید دانست که خود محسن برای خودش چکار کرده است؟ قبل از این که وارد کنگره بشوم زمین و زمان را به هم میدوختم و میخواستم همه مشکلات را به گردن خانمم، بچهام یا سرکارم بیندازم، دریغ از این که هر مشکلی برایم ایجاد میشد نمیپذیرفتم این مشکل را خودم ایجاد کردهام و باید راه حلی برایش پیدا کنم.
تا اینکه وارد کنگره شدم و این دستور جلسات را کار کردم که علم زندگی کردن هستند. خیال میکردم که به کنگره میآیم که فقط مواد را درمان کنم و بروم ولی اینطور نیست مواد یک قسمت از کنگره ۶۰ است، هدف از اینجا آمدن این است که علم درست زندگی کردن را یاد بگیرم؛ یعنی یاد بگیرم چطور در زندگی رفتار کنم.
همین وادی سوم به من میگوید هر مشکلی که برایم پیش آمد باید آن را چگونه حل کنم اول بروم صورت مسئله را پیدا کنم و بپذیرم این مشکل توسط خودم برایم پیش آمده است و دیگران را مقصر ندانم. تا زمانی که دیگران را مقصر بدانم این مشکل حل نمیشود. اگر پذیرفتم و برایش راه حل پیدا کردم میتوانم آن مشکل رو حل بکنم.
مطلب دیگر اینکه همه مشکلها لعنت خداوند نیست و نباید بگویم خداوند چرا فقط برای من مشکل به وجود میآورد؟ چرا مشکلهای در زندگی را رحمت خدا نبینم؟ شاید از این بدتر سرم میآمد. بنده اگر مصرفکننده نمیشدم شاید کارهای ضد ارزش دیگری انجام میدادم.
حالا که خداراشکر در کنگره هستم و راهش پیدا شده است و دارم به درمان میرسم امیدوارم که این مسیری که دارم حرکت میکنم با آگاهی و دانایی باشد آموزش های کنگره ۶۰ را بپذیرم و عملی کنم تا بتوانم به آن تعادل نسبی برسم و زندگیام را جلو ببرم و یک زندگی خوب در کنار خانواده داشته باشم.
ان شاءالله که یک جلسه خوب در کنار هم داشته باشیم و آموزش بگیریم
ممنون از این که به صحبتهای من توجه کردید.
نگارش: مسافر مهدی
تنظیم: مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
142