سلام دوستان علی هستم مسافر:
در مورد وادی سوم وقتی توقع داری که مشکلات و مسائل زندگی تورا، دوستان و اطرافیان تو برایت رفع کنند و انتظار داری که خودت بنشینی و دیگران مشکل و مسائل تو برایشان مهم تر باشد؛و در حل آن مسائل بکوشند و انگار وظیفه دارند در هر زمان در خدمت تو باشند.
در گذشته هروقت مسئلهای داشتم و مشکلی برایم پیش می آمد، پیش دوستانی که از آنان توقع داشتم میرفتم و سفرهی دلم را برایشان باز میکردم تا آنان به من کمک کنند.
ولی آن ها هم مشکلات خودشان را در جواب برای من توضیح می دادند که بعضی وقتا از جنس مشکل من بود.
و در آخر توصیه میکرد که ناراحت نباشم و بی خیال باشم تا از نظر روحی آسیب نبینم.
بعد از آن با نا امیدی بساط موادم را مهیا میکردم و با مصرف مواد پوشش روی آن مشکل میکشیدم و سعی میکردم آن را به وقت دیگری موکول کنم.
بعضی وقت ها میگفتم مشکل من فقط به دست خدا حل میشود و نباید از بنده خدا توقع داشته باشم.
سپس دست به دعا برمیداشتم و بعضی وقت ها وضو میگرفتم و چند رکعت نماز میخواندم و از خدای مهربان و توانا میخواستم تا مشکلات مرا حل کند و بعد هر روز منتظر بودم تا مشکلم حل شود.
ولی خدا هم برایم کاری نمیکرد.او هم مرا فراموش کرده بود.
در نتیجه نا امید از زندگی و با سرخوردگی و ایجاد کینه در دلم از دیگران به جای محبت، غرق در مواد مخدر که همهی مشکلاتم از آن بود می شدم.
وقتی با این جمله که باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمیکند، دانستم که باید دستم را به زانوی خود محکم بگذارم و روی پای خود بایستم.
این جمله تاکید میکند که بدانم هیچ موجودی حتی خدای بزرگ و قادر و مهربان و توانا به اندازهی خودم به فکر من نیست.
خب این زندگی من است و در جنگ با مسائل و مشکلات زندگی جلودار و فرمانده این کارزار باید خود من باشم و در این نقطه دیگران هم به کمک من می آیند و توقع معنا پیدا میکند و نیروهای مافوق و قدرت مطلق کمک هایشان میرسد.
حل مشکلات زندگی به دست خود انسان بسیار شیرین و لذت بخش است.
سلام دوستان علی اکبر هستم یک مسافر:
در وادی سوم به ما می آموزد هیچ موجودی به میزان خودانسان به خویشتن خویش فکر نمی کند. من زمانی که به سمت ضد ارزشها رفتم وخواسته یا نادانسته به دام اعتیاد گرفتار شدم. درتاریکی مطلق گرفتار شدم. وهمیشه از دیگران انتظار کمک داشتم و وقتی به من کمک نمی کردند. بسیار دلگیر می شدم. و وقتی وارد کنگره شدم. وبا گوش کردن سی دی های آقای مهندس وقتی به وادی سوم رسیدم. تازه به خود آمدم که تنها کسی که می تواند به من کمک کند خودم هستم من اگه خودم نخواهم اعتياد وضد ارزش ها را
کنار بگذارم. کسی نمیتواند به من کمک کند. ما بایستی بدانیم برای حل هر مشکل بیشترین بار بر دوش خود ما می باشد. و خود باید با تفکر و اندیشه وکوشش به راحل دست یابیم. ومسئولیت کار خود را به عهده دیگران نگذاریم.حال برای خروج از ضد ارزش ها باید نیروهای تخریبی و بازدارنده را بشناسم. وبدانم که شیطان ممکن وگاهی کاملا به صورت دل سوزانه وارد افکار ما می شود. تا گوهر هستی مارا شکار کند. و هستی مارا به ویرانهای تبدیل کند. و ما با الگو گرفتن از وادی سوم با تفکر، تلاش، کوشش، صبر، اندیشه، وبرای رسیدن به آسایش وآرامش تلاش میکنیم. وسدها وموانع رایکی پس از دیگری ازمیان بر میداریم.
امیداب: سلام دوستان محمد هستم یک مسافر همانطور که مهندس در وادی اول پس از تفکر که شما میخواهید چه راهی رو انتخاب کنید و پس از وادی دوم که احساس پوچی نکنید و ناامید نباشید به وادی مهم در رهایی میرسیم که هیچ کس به اندازه خود انسان به داد خودش نمی رسد یا بهتر بگویم هیچکس به اندازه خود فرد نمیتونه در مسایل و مشکلات شما رو کمک کند که این آگاهی و علم زندگی ا را مدیون کنگره و مهندس و راهنما یان هستیم
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر .
در این وادی جناب مهندس فرمود.
هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند.
من وقتی برای اولین بار این جمله را در کنگره شنیدم به فکر فرو رفتم وبه خودم گفتم من تمام اطرافیان خودم را مقصر مشکلات خودم دونستم الا خودم را که باعث همه مشکلات خودم بودم من حتی خالق خودرا مقصر میدونستم ولی وقتی این وادی را گوش کردم فهمیدم باعث،تمام تاریکی ها ومشکلات هیچ کس،بجز خودم نیست .یکی از عیب های بزرگ من این بود که همیشه منتظر یه ناجی بودم که کمکم کنه ولی پپی بردم که بهترین ناجی برای من خودم هستم وجز خودم کسی بهم کمک نمیتونه بکنه.با اجرای این وادی قشنگ کم کم جرات کردم وارد مشکلات خودم بشم که قبلا ترس داشتم شدم ویکی یکی بتونم برطرف کنم.کنگره نه تنها اعتیاد منا درمان کرد بلکه به خیلی از عیبهای که میدونستم دارم وجرات حتی فکر کردن بهش نداشتم را درمان کنم.این وادی قشنگ به من اموخت که بدونم سر منشی این مشکلات کجاست وکجا باید دنبالش بگردم که درمان بشه .من ممنون از زحمات جناب مهندس وزحمات راهنمای عزیزم هستم
سلام دوستان سالار هستم مسافر.
باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند
باید دانست. برداشت من از این وادی اینه که تا زمانی که این موضوع رو و درک نکنم
به هیچ وجه تکامل پیدا نخواهم کرد و هیچ پیشرفتی نخواهم کرد
زمان مصرف هرشب دعا میکردم که خدایا یک بار دیگه فقط یک فرصت زندگی بدونه مواد را به من بده و انتظار داشتم که معجزه ای بشود
اما غافل از این بودم که خدا هرروز به من فرصت میدهد ولی خودم باید حرکت کنم
این وادی به من آموخت تا زمانی که خودم مشکلاتم را حل نکنم هیچکس نمیتواند کمکی به من کند و هیچ مشکلی از من حل نمیشود
تنها کسی که میتواند به من کمک کند خود من هستم.
با تشکر از لژیون یکم
بارگزاری: مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
46