جلسه نهم از دوره سیویکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودکی به استادی همسفر غزل، نگهبانی همسفر میترا و دبیری همسفر مدینه با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه پنجم خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز در خدمت شما هستم، خواستم امروز صحبت خود را با یک جمله از استاد امین شروع کنم: اگر من امروز در این جلسه حضور دارم قطعا بابت توفیقی است که من بهدست آوردهام و برای من این اذن صادر شده که خدمت کنم. از ایجنت و مرزبانان و نگهبان تشکر میکنم به من اجازه خدمت دادند، از راهنمای عزیزم خانم زهرا و راهنمای سفر اولم خانم لیلا متشکرم بابت آموزشهای ناب این عزیزان و از خانم اکرم تشکر میکنم، چون وقتی در مقطع راهنمایی بودم در لژیون ایشان به عنوان مهمان مینشستم.
وادی سوم با کلمهی باید شروع میشود و تنها وادی است که تاکید میکند و از کلمهی حتی، اگر، شاید استفاده نمیکند.
وقتی وارد کنگره شدم به عنوان یک جوان هجده ساله، یک سری سر دردهای میگرن عصبی داشتم و روح و روانم را بهم ریخته بود و همیشه سر درد داشتم؛ ولی وقتی به وادی سوم رسیدم دیدم تنها کسی که میتواند به من کمک کند خودم هستم و باید به خودم فکر کنم.
وقتی وارد کنگره میشویم دو راه بیشتر نداریم، یکی بنشینیم دست روی دست بگذاریم ناامید شویم، هیچ حرکتی به خودمان ندهیم و یا آن مسئولیتی که راجع به خود در زندگی داریم بپذیریم و راه را ادامه دهیم.
شنبه یکی از مسافران مشارکتی انجام داد که تا نخواهیم هیچکس نمیتواند به من کمکی کند؛ اول باید مسئولیت کار خود را قبول کنیم تا کمک و یاری دیگران را بتوانم بپذیرم.
اوایل حضورم به کنگره میگفتم چرا این همه مشکل برای من بوجود آمده و بقیه این مشکلات را ندارند؟ وقتی به وادی سوم رسیدم فهمیدم باید روش حل مشکل را یاد بگیرم تا به مرحله بالایی برسم و خود را ارتقا دهم.
درختان ایستاده میمیرند، هر کدام از ما قطعاً مشکلات زیادی داریم؛ ولی وقتی اینجا حضور داریم، یعنی میخواهیم آموزش بگیریم و میخواهیم پیشرفت را در خود بوجود آوریم.
مرزبان کشیک: همسفر مریم
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: مرزبان همسفر مریم
- تعداد بازدید از این مطلب :
177