استاد امین در این سیدی میفرمایند: گاهی ارتباط یک زن و مرد فقط یک رابطه زناشویی و صرفاً جنسی و گاهی این ارتباط به شکل همسری یا یک ارتباط و پیوند مقدس است. در مورد یک فرد مصرفکننده، مواد هم به این شکل میباشد؛ یعنی فقط یک رابطه جنسی برقرار است؛ چون حس آلوده وجود دارد. البته رابطه یک مسافر در کنگره از نوع پیوند مقدس بوده است؛ چون در آن زایش است؛ اما در رابطه شخص مصرفکننده چیزی جز تخریب وجود ندارد. کسی که مسافر میشود دیگر رابطه او با مواد، آن ماهیت زمان مصرفکننده بودن را ندارد و ماهیت از تخریب به تولید و زایش تبدیل میشود.
یک مصرفکننده تا زمانی که ماهیت و مشکلاتی که مواد برای او به وجود میآورد را نداند قطعاً به دنبال حل مشکل اعتیاد نمیرود؛ چون اطلاعات خوبی در مورد تخریب آن ندارد؛ اما اگر کسی بتواند ماهیت آن را بازگو کند به طور حتم از حرف حق دفاع خواهد کرد. حالا این موضوع در درمان اعتیاد چگونه عمل میکند؟ مثلاً شخصی میخواهد اعتیاد را درمان کند؛ ولی هنوز کاملاً این را در وجود خود نمیبیند، برای این شخص بهترین کار سقوط آزاد است؛ چون او فقط نئشگی را دیده است و اگر خماری بکشد متوجه خواهد شد که ماهیت مواد چیست. اگر کسی خماری و یا سقوط آزاد را ببیند، بعید است به این نتیجه برسد که مواد خوب است. مثلاً کسی که صحبت از جنگ میکند آیا صحنه جنگ را از نزدیک دیده است؟
انسان وقتی یک خواسته داشته باشد تنها خواسته کافی نیست و باید فرمان صادر شود تا به آن برسد و بدون فرمان امکانپذیر نیست. مقاومت در برابر درمان اعتیاد و همچنین در مقابل تغییرات مثبت جهل است. در مقابل، مقاومت در برابر تغییرات منفی به دانایی تبدیل میشود. بهطور مثال کسی که به او پیشنهاد دزدی دهند اگر او مقاومت کند به معنی این است که در برابر آن از دانایی استفاده کرده است.
نکته بعدی نتیجه گرفتن است که این موضوع چگونه میتواند نتیجهگیری شود. در قضیه ظرفیت؛ اگر انسان دانایی بالایی داشته باشد ظرفیت هم در او وجود دارد. در نتیجه میتواند چیزهای زیادی در اختیار او قرار بگیرد. گاهی میگویم چرا خداوند آن خواسته و چیزی را که دوست دارم به من نمیدهد. اینجا مشکل خود من هستم و اگر به من آن چیزها را بدهد مشکلات زیادی را برای خودم به وجود میآورم. شاید تلاش خود را انجام بدهم؛ اما زمان آن نرسیده است. مثل یک میوهای که کال است و برای رسیدن آن باید چند ماهی بگذرد.
در مورد داشتن ظرفیت در انسان باید بگویم که اگر چیزی را که داشتم از من گرفتند و توانستم تحمل کنم؛ یعنی ظرفیت داشتن آن را دارم. کسی که بخواهد شجاعترین آدم باشد باید ترس زیادی تجربه کند یا اگر بخواهد در ریاضیات باهوش باشد؛ باید خنگ بودن را تجربه کند. البته میتواند به آن برسد و باید زمان آن برسد؛ یعنی اول آن منفی میآید بعد که ظرفیت شکل گرفت شرایط عوض میشود.
برای رسيدن به شجاعت، اول بايد ترس را تجربه کرد يا برای باهوش بودن؛ بايد کند ذهنی را تجربه کرد و در مجموع برای رسيدن به هر چيز ابتدا بايد ضد آن را تجربه کرد و اگر تحمل اين تجربه را دارا بود، ظرفيت داشتن آن به وجود میآید. زمانی تحمل به وجود میآيد که قدرت فشاری که به انسان وارد میشود بيشتر از توانايی و دانایی او نباشد، وگرنه باعث انهدام میشود. اين ويژگی که هر چه وارد بدن انسان میشود ضد آن را میسازد هم در صور آشکار و هم در صور پنهان وجود دارد. البته اين کار به آسانی صورت نمیگيرد. مثل تزريق واکسن که وقتی تزريق انجام میشود تا چند روز بدن را به هم میريزد اما اين بههم ريختگی بد نيست و سرانجام خوبی دارد. اگر انسان توانست فشارهايی که بر او وارد میشود را تحمل کند و ضد آن را توليد کند دارای پتانسيل شده و در مسائل بزرگی که در زندگی به او فشار وارد میشود سريع پادزهر آن را میسازد.
چون ما هر چیزی را بر اساس ضد آن میسازیم. وقتی ویروس را به بدن تزريق کنیم آنتی ویروس را میسازد. در صور پنهان هم همینطور است. ما هر چیزی را از روی ضد آن میشناسیم و میسازیم. وقتی که ساختیم آن موقع میتوانیم چیزهایی را ببینیم و احساس کنیم که قبلاً قادر به شناخت آنها نبودیم که البته فرایند سختی است.
بنابراین انسانی که توانایی زیادی دارد پادزهرهای زیادی دارد و ساختار او در مقابل اتفاقات بیرونی سریعاً پادزهر آن را تولید و آن اتفاقات را خنثی میکند. به طور مثال به او دروغ میگویند یا به او بدی میکنند پادزهری که دارد آن را خنثی میکند؛ اما کسی که پادزهر ندارد با به وجود آمدن این مسائل از زندگی ساقط میشود. انسانهای بزرگ کسانی بودند که پادزهر هر چیزی را تولید میکردند و برای رسیدن به این توانایی، خواستن به تنهایی کافی نیست و باید تحمل زیادی داشت.
نویسنده: همسفر ژاله رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون یکم)
منبع: سیدی پادزهر از استاد امین
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
نمایندگی همسفران قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
97