بایستی دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. اگر بخواهیم ساختمانی را بنا کنیم، برای اینکه ساختمانی محکم و استوار داشته باشیم که علاوه بر زیبایی ظاهری در برابر حوادث طبیعی و ناگهانی مثل زلزله، آتشسوزی یا سیل مقاومت داشته باشد، باید پایه و اساس محکمی را برای آن ساختمان در نظر بگیریم و پیریزی کنیم. هرچه پایه ساختمان محکم باشد، اعتبار و مقاومت آن بیشتر خواهد بود.
در کنگره۶۰ آموزشهایی با وادیها نیز آمیخته است؛ ۱۴ وادی که به ما راه، روش و فنون زندگی را آموزش میدهد. اگر بخواهیم از این ۱۴ وادی بگذریم و با قوانین زندگی آشنا شویم، پایه و اساس میخواهد تا با پیشرفت و ساختن بنای زندگی با هیچ حادثه و اتفاقی ویران و خراب نشود.
به نظر من سه وادی اول پایه و اساس ۱۴ وادی عشق هستند. اگر هر رهجویی این سه وادی را به طور کامل درک کند بهراحتی میتواند تا وادی محبت پیش برود. وادی اول به ما میگوید تفکر کن؛ البته نه به هر چیزی و به ما آموزش میدهد که هر چیزی ارزش تفکر ندارد، همچنین به ما میگوید تابلوی زندگیات را زیبا نقاشی کن و این تابلو زمانی زیبا میشود که تفکرمان زیبا باشد.
وادی دوم میگوید که بیهوده نیستیم، برای مأموریتی پا به هستی گذاشتهایم، ما برای انجام کاری به این دنیا آمدهایم که اگر آن را انجام ندهیم، هیچ کاری نکردهایم؛ کاری و مأموریتی که فقط مخصوص خود ماست و بس. شاید در زندگی کارهای سودمند بسیاری انجام بدهیم؛ ولی اگر انجام این کارها باعث نشد که حالمان خوب باشد، بدانیم آن عمل و فعل، کار ما نبوده و بیهوده تلاش کردهایم.
وادی سوم نیز به ما میگوید که باید بدانیم و یقین داشته باشیم که فقط خود ما هستیم که میتوانیم به خودمان کمک کنیم و انتظاری از دیگران نداشته باشیم. در زندگی با مشکلات و سختیهای فراوانی روبهرو شدهایم؛ سختیهایی که در به وجود آمدن بعضی از آنها خودمان مقصر بودهایم و در بعضی دیگر هیچ نقشی نداشتهایم. به هر حال، فرقی نمیکند؛ این زندگی، زندگی ماست.
به جای اینکه مدام دیگران را مقصر بدانیم و کاسه "چه کنم، چه کنم" بهدست بگیریم، باید به فکر پیدا کردن راهحلی برای رفع مشکلاتمان باشیم. اگر تصور میکنیم که بنشینیم و منتظر بمانیم که خداوند یا شخص دیگری از راه برسد و مشکل ما را حل کند، فکر بیهودهای است؛ زیرا این مشکلات متعلق به ماست و حل آنها نیز به عهده ما است. به گفته آقای مهندس که فرمودند: «ما به این دنیا آمدهایم که روش حل مشکلات را بیاموزیم. پس باید با تفکر، سعی، تلاش، صبوری و امیدواری برای پیدا کردن کلید مسائل کوشش کنیم.»
اولین قدم برای حل مشکلات، داشتن شناختی از خودمان است و در کنار آن باید به شناخت نیروهای تخریبی و نیروهای منفی نیز بپردازیم؛ زیرا تا زمانی که شب و ظلمت را درک نکنیم و شناختی نداشته باشیم، نمیتوانیم از آن گذر کنیم و به نور و روشنایی برسیم.
وادی سوم به ما میگوید که نیروهای تخریبی همیشه به زیباترین شکل ظاهر میشوند و دائم در حال القا و الهام پیامهای خویش هستند؛ اما اگر ما در ابتدا اقدام به شناخت این نیروها کنیم و در کنار آن خودمان را بشناسیم، میتوانیم از این گذرگاه عبور کنیم و در کنار آن، مسئولیت تمام کارهایی را که انجام دادهایم بر عهده بگیریم و دیگران را مقصر ندانیم.
در نهایت با آموزشهایی که در کنگره میگیریم قدرت تشخیص خود را بالا میبریم و به دانایی مؤثر دست پیدا میکنیم و با یاری خداوند و نیروهای الهی برای حل مشکلات و سختیهای زندگی خودمان اقدام میکنیم؛ زیرا سختیهایی را که در زندگی داشته و داریم، کسی برایمان کادوپیچ نکرده و هدیه نیاورده است که در حل آن درمانده باشیم و منتظر بمانیم دیگران کاری انجام دهند؛ بلکه این خود ما بودهایم که با تفکرات غلط، بیراهه رفتن و عدم اجرای فرامین باعث بروز تاریکیها در زندگیمان شدهایم.
در نتیجه این خود ما هستیم که میتوانیم آنها را حل کنیم؛ زیرا زمانیکه وادی سوم میگوید «بایستی بدانیم» تأکید بر قاطعیت این قانون دارد؛ قانونی که دنیا بر آن استوار است و انسان نیز باید بداند که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
نویسنده: همسفر فاطمه د رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
رابط خبری:همسفر فاطمه م رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چالوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
58