English Version
This Site Is Available In English

در وادی سوم به خود‌باوری می‌رسیم

در وادی سوم به خود‌باوری می‌رسیم

جلسه ششم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60 نمایندگی علی عصارزاده به استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر سعیده، نگهبانی همسفر رویا و دبیری همسفر نگین با دستور‌ جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه وادی سوم است، من تا به حال در لژیون سردار استاد نبوده‌ام، وقتی فکر کردم چرا باید وادی سوم برای استادی در این جایگاه باشم؛ درک کردم که باید آموزش بگیرم. هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست. اگر من در این جایگاه هستم می‌خواهد به من یاد‌آور شود من یک سری مسائل را فراموش کرده‌ام.

وادی سوم خیلی زیباست، قبل آن وادی اول تفکر ما را درست می‌کند. جایی که یاد‌آور می‌شود صفحه سفید نقاشی خود را چگونه می‌بینی؟ چه‌طور می‌خواهی به سمت جلو قدم بگذاری؟ چون اگر تفکر را درست نکنی هیچ‌وقت نمی‌توانی از ناامیدی خارج شوی و به سمت امید حرکت کنی. در اصل وادی اول انسان را زنده می‌کند و به خود‌باوری می‌رساند. انسان زمانی که خود را باور کند قادر خواهد بود خیلی از مسائل را اصلاح کند؛ باید بدانیم هیچ‌کس مهم‌تر از خود ما برای خود نیست. زمانی که از نا‌امیدی خارج شویم باید خود را ببینیم. من همیشه به تازه‌واردین می‌گویم گاهی لازم است روبه‌روی آیینه بایستیم و خود را ببینیم که در چه حالی می‌باشیم و باید چه چیز‌هایی را درست کنیم.

در ادامه این وادی با کلمه باید شروع می‌شود و آغاز جدیدی است برای سلامتی، صلح، آسایش و آرامش؛ سلامتی به نظرم همین سلامت جسمی که ما در کنگره به‌دست آورده‌ایم، قسمت صلح همان جهان‌بینی که ما ذره‌ذره یاد می‌گیریم، قسمت آرامش زمانی است که چیزهایی که یاد گرفتیم را از دانایی به دانایی موثر تبدیل می‌کنیم و آسایش می‌رسد به لژیون سردار زمانی که از درون آرام باشیم و بخشش را یاد گرفته باشیم می‌توانیم چه در قسمت جهان‌بینی و چه در قسمت پول بگذریم. 

حال اکنون با بذر‌هایی که خود در گذشته آن‌ها را کاشته‌ایم و با دانایی یا نادانی نور و آب داده‌ایم و این درخت آن‌قدر بزرگ شده که با بی‌اعتمادی و نا‌امیدی همه چیز را خراب می‌کنیم؛ ولی زمانی که عکس این جریان جلو برویم و خود را باور کنیم تازه متوجه می‌شویم چگونه باید عمل کنیم. زمانی که درک کردیم مقابل کینه بخشش وجود دارد، مسافر خود را ببخشیم. او خطا کرد؛ ولی به واسطه آن تو به کنگره آمدی و به آرامش رسیدی، ببخش آن آدم خطا کرد به واسطه این‌که تو بیایی حال خوب را دریافت کنی و به مرحله‌ای می‌رسی که باید از پول خود بگذری؛ دیگران آمدند، گذشتند و تو به این حال خوش رسیدی. حال تو بگذری برای دیگران. وقتی انسان به خودباوری می‌رسد دو چیز سر راه او قرار می‌گیرد؛ یکی این‌که نیروهای درون خود را می‌شناسد که الان ذهن با تو چه‌طور بازی می‌کند و کجا قرار تو را ببرد؟ و یکی این‌که نیروهای منفی را خیلی خوب می‌شناسی؛ الان اگر من کینه دارم، خود را باور ندارم این نیرو منفی می‌آید چه کاری انجام می‌دهد؟ وادی می‌گوید: نیروی منفی به زیباترین شکل ممکن وارد اندیشه انسان می‌شود و گوهر وجودی او را می‌گیرد.

زمانی که تو این پول را می‌دهی خوشحالی. آقای مهندس می‌گویند: ما جاهای دیگر می‌خواهیم پول ندهیم که حالمان خوب شود، ولی اینجا پول را می‌دهیم که انرژی را دریافت کنیم. لژیون سردار این بوده هیچ‌وقت این ترازو یکی نبوده، وقتی پول و حس و حال خوب را می‌دهی دوباره انگار بدهکار کنگره می‌شوی. وقتی این پول را می‌دهی این‌قدر به تو انرژی می‌دهد و یک جاهایی تو را از اتفاقات نجات می‌دهد.

من دقیقا نزدیک تسویه سرداری در زندگی وارد چالشی شدم که سر دو راهی قرار گرفتم؛ اما چون به کنگره ایمان قلبی داشتم، تصمیم درست را گرفتم و سرداری را تسویه کردم. ذره‌ای از بخششی که کنگره به من یاد داده بود را کاربردی کردم؛ اما بعد خود‌به‌خود چالشی که پیش آمده بود حل شد. امیدوارم همه ما بتوانیم در مسائلی که قرار می‌گیریم، بخشش را جایگزین کینه و‌ نفرت کنیم و بتوانیم بگذریم برای دیگرانی که یک روز به خاطر ما گذشتند.

مرزبانان کشیک: همسفر منصوره و مسافر مرتضی کلانتری
تایپیست: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم) دبیر سایت
عکاس و ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .