English Version
This Site Is Available In English

حضور؛ اولین شرط دانایی است

حضور؛ اولین شرط دانایی است

جلسه‌‌‌ نهم از دوره‌ نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی نمایندگی پردیس با استادی دیده‌بان محترم آقای محمد صداقت، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه * وادی سوم و تاثیر آن روی من * شنبه 2 خرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم و این لیاقت را داشتم که بتوانم در این جایگاه، خدمتگزار کنگره ۶۰ باشم. امیدوارم جلسه خوبی را در کنار هم داشته باشیم.
علت اینکه شال ننداختم این است که کار دیده‌بانی برای جلسه نداشتم و تولدی هم نبود که بخواهم شال نارنجی بیندازم. سعی می‌کنم هر شال را در جایگاه خودش استفاده کنم. هر شالی کارایی خودش را دارد و در جایگاه خودش معنا پیدا می‌کند.
در مورد دستور جلسه سوم صحبت می‌کنم، اما دو موضوع هست که صلاح می‌دانم درباره آن صحبت شود؛ یکی از آن‌ها شرایط خاص است.
چند وقت پیش یکی از بچه‌ها درباره همین موضوع سؤال پرسید. در ساختمان هم یک ورک‌شاپ کوچک برگزار شد درباره اینکه اگر در شرایط زندگی انسان، شرایط خاصی پیش آمد، ما باید چه کار کنیم. خیلی وقت‌ها آدم‌ها در فضای مجازی شعار می‌دهند، اما من همیشه به کارهایم می‌گویم: «کنگره دارم». بیش از بیست سال است که در کنگره هستم و در تمام کارهایم، از خانواده گرفته تا مسائل دیگر، اولویت اول من کنگره بوده است.

چرا؟ چون با حضور در کنگره ۶۰، نه فقط حضور فیزیکی، بلکه حضور واقعی و دریافت آموزش و انرژی، می‌توانم این انرژی را به خانواده، محیط کار و جامعه منتقل کنم. مثل سیم برق؛ اگر آلیاژ مس در سیم بالا باشد، انتقال انرژی بهتر انجام می‌شود. آقای دکتر امین همیشه می‌گویند هرچه آموزش بیشتر بگیریم، آلیاژ وجودی ما خالص‌تر و یکدست‌تر می‌شود.
من این را به چشم خودم دیده‌ام؛ کسانی که در کنگره ۶۰ حضور مستمر داشته‌اند، تغییر کرده‌اند. همیشه گفته‌ام: حضور، اولین شرط دانایی است. اگر کسی بخواهد دانایی به دست بیاورد، باید در محیط دانایی حضور داشته باشد.
حالا ممکن است جنگ شود، گرانی باشد یا هر اتفاق دیگری بیفتد؛ این شرایط برای همه وجود دارد. پس چرا بعضی‌ها حالشان خوب است؟ چون راه را بلد هستند. راهنما، ایجنت، مرزبان و خدمتگزاران کنگره هم مشکلات زندگی را دارند، اما یاد گرفته‌اند چگونه در مسیر درست حرکت کنند.
کسی که مسیر خدمت را انتخاب می‌کند، یا از ابتدا می‌دانسته وارد چه مسیری می‌شود، یا در ادامه مسیر متوجه شده که این راه چه تأثیر بزرگی در زندگی‌اش دارد. در شرایط خاص، نباید مسیرمان را تغییر دهیم. اگر من سفر اولی یا سفر دومی هستم، باید کار خودم را انجام بدهم. اگر گفته شد جلسه مجازی است، باید سرِ ساعت در جلسه حاضر شوم. دیروز بیرون از کنگره قرار کاری داشتیم. قرار بود بیست نفر بیایند، اما فقط دو نفر آمدند و بقیه فراموش کرده بودند. چرا؟ چون ذهن انسان‌ها درگیر است و نمی‌توانند ذهنشان را کنترل کنند.
خیلی‌ها ساعت‌ها کلاس مراقبه و مدیتیشن می‌روند، اما به نظر من یکی از بزرگ‌ترین مراقبه‌ها همین است که بتوانی یک ساعت روی صندلی بنشینی، موبایل را خاموش یا سایلنت کنی و به آموزش گوش بدهی. وقتی جسمت را کنترل کنی، کم‌کم ذهنت را هم می‌توانی کنترل کنی.

کنترل ذهن باعث آرامش می‌شود و وقتی انسان آرام باشد، بهتر فکر می‌کند، بهتر تصمیم می‌گیرد و نتیجه بهتری هم می‌گیرد؛ حتی در ساده‌ترین مسائل زندگی.
خیلی‌ها می‌گویند با درآمدشان نمی‌توانند زندگی کنند، در حالی‌که بخش مهمی از زندگی به درست هزینه کردن و آرامش ذهن برمی‌گردد. این آموزش‌ها را ما در لژیون‌ها، سی‌دی‌ها و آموزش‌های کنگره ۶۰ یاد می‌گیریم.
در شرایط خاص، کنگره را رها نکنیم؛ چون با دور شدن از کنگره، هیچ اتفاق خوبی برای ما نمی‌افتد. اگر مشکل دارم، باید بیشتر به کنگره بیایم، چون در آن زمان بیشتر به آموزش نیاز دارم. خیلی‌ها می‌گویند کار دارم؛ اما اگر زمان مصرف بود، برای تهیه مواد هر کاری می‌کردند. پس موضوع اصلی «خواسته» است. خواسته انسان، ایمان و توانایی او را مشخص می‌کند.
کنگره ۶۰ با آغوش باز از تازه‌وارد پذیرایی می‌کند و تمام توان خود را می‌گذارد تا یک نفر درمان شود. این موضوع را با تمام وجود دیده‌ام.
موضوع دیگری که لازم است درباره آن صحبت کنم، حرمت‌های کنگره ۶۰ است.

در حرمت‌ها به‌صراحت گفته می‌شود که ارتباط بیرون از کنگره بین راهنما و رهجو یا اعضا نباید شکل بگیرد. مثلاً دعوت به باغ، مهمانی، رفت‌وآمد خانوادگی یا مسائل مالی، همه برخلاف قوانین کنگره است. اگر کسی برخلاف این قوانین عمل کند و دچار مشکل شود، مسئولیت آن بر عهده خودش است؛ چون قوانین بارها در جلسات خوانده می‌شود و همه از آن آگاه هستند.
گروه مسافران و همسفران کاملاً مجزا هستند؛ ایجنت، مرزبان و راهنمای جداگانه دارند. این قوانین برای حفظ سلامت و امنیت مسیر درمان وضع شده است.
حتی اگر دو نفر قبل از کنگره سال‌ها دوست صمیمی بوده باشند، وقتی وارد رابطه راهنما و رهجو می‌شوند، باید حرمت‌ها را رعایت کنند. برای مثال، یکی از دوستان بسیار نزدیک من، سال‌ها رفیق صمیمی‌ام بود. وقتی وارد کنگره شد و رهجوی من شد، تمام رفت‌وآمدهای بیرون از کنگره را قطع کردیم تا بتواند مسیر درمان را درست طی کند. حرمت‌ها برای این است که کسی آسیب نبیند؛ نه راهنما، نه رهجو و نه خانواده‌ها. ما اینجا نیامده‌ایم فقط رفیق پیدا کنیم؛ آمده‌ایم درمان شویم. دوستی و محبت در کنگره بسیار ارزشمند است، اما باید در چهارچوب قوانین باقی بماند.
بیرون بردن مسائل کنگره به خانه و خانواده هم می‌تواند آسیب‌زننده باشد. بارها دیده‌ایم که افراد به خاطر رعایت نکردن همین مسائل دچار مشکل شده‌اند. وظیفه من این است که این موضوعات را یادآوری کنم تا هیچ‌کدام از شما آسیب نبینید؛ فرقی هم نمی‌کند کسی یک هفته است وارد کنگره شده یا ده سال است حضور دارد.
کنار هم باشیم، از هم انرژی بگیریم و در مسیر درمان حرکت کنیم.
سپاسگزارم از نگهبان جلسه و از همه شما عزیزان که به صحبت‌های من گوش دادید. ممنون و متشکرم.

سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .